
جنگي كه با ترور احمد الجعبري رهبر شاخه نظامي حماس و هدف قرار دادن چند زاغه مهمات حماس بر غزه تحميل شد بعد از هشت روز با توافق آتشبس خاتمه يافت و از ساعت ۹ شب چهارشنبه به وقت محلي به اجرا در آمد. درخواست براي آتشبس در اصل بعد از ۴۸ ساعت از آغاز جنگ مطرح شده بود و آن زماني بود كه رژيم صهيونيستي با ناباوري با پاسخ حملات موشكي حماس و ديگر گروههاي مقاومت روبهرو شد و به اين واقعيت پي برد كه هدف قرار دادن چند زاغه مهمات در آغاز جنگ از توان موشكي اين گروهها كم نكرده و فقط در اين ميان سرويسهاي اطلاعاتي و امنيتي رژيم صهيونيستي و عوامل نفوذي آنها در غزه فريب خورده و دچار اشتباه محاسبه شدهاند. از اين رو حماس و ديگر گروههاي مقاومت پاسخ موشكي خود را تا آخرين ساعات و دقايق بر قراري آتش بس حفظ كرده و به آن ادامه دادند تا از اين طريق بر شكست رژيم صهيونيستي صحه بگذارند. زيرا اين رژيم يكي از اهداف اعلامي جنگ را از بين بردن توان موشكي حماس و گروههاي مقاومت اعلام كرده بود و در چنين شرايطي اگر اين گروهها حملات خود را متوقف ميكردند رژيم صهيونيستي ميتوانست آن را به منزله پيروزي خود تلقي كند و به تبليغ و بهرهبرداري از آن بپردازد.
مفاد توافقنامه آتش بس مفاد اصلي اين توافقنامه كه دفتر رياست جمهوري مصر آن را منتشر كرد، عبارتند از:
۱- الف: اسرائيل بايد به هرگونه تهاجم زميني، دريايي يا هوايي عليه نوار غزه از جمله اشغال اراضي و ترور افراد خاتمه دهد.
۱- ب: همه گروههاي فلسطيني بايد به هرگونه حملاتي عليه اسرائيل از غزه، از جمله پرتاب راكت و همه حملات مرزي خاتمه دهند.
۱- ج: آتشبس، گشودن گذرگاهها و تسهيل عبور و مرور افراد و حمل كالاها و پايان دادن به محدوديت تحرك و كشتن ساكنان را در مناطق مرزي پيشبيني ميكند. اين موارد در ۲۴ ساعت متعاقب آغاز آتش بس بايد به طور عملي اجرا شود.
۱- د: هر مسئله ديگري كه توسط يكي از دو طرف مطرح ميشود، بايد مورد بررسي قرار گيرد.
۲- راهكار اجرايي
۲ - الف: تعيين ساعت صفري براي آغاز توافقنامه
۲- ب: هر يك از طرفين بايد نزد مصر متعهد شود كه مفاد توافقنامه را رعايت ميكند.
۲- ج: هر يك از دو طرف بايد متعهد شود هيچ اقدامي كه اين توافقنامه را نقض ميكند، مرتكب نشود و در صورت مشاهده هرگونه اقدامي ناقض توافقنامه، مصر به عنوان ناظر اين توافقنامه بايد در جريان قرار داده شود تا اوضاع را بررسي كند.
برنده و بازنده توافق آتش بس شايد در نگاه نخست چنين به نظر برسد كه دراين توافق خواستههاي هر دو طرف اعمال شده و به عبارتي بر قراري آتش بس حالت برد ـ برد داشته است. اين موضوع هر چند شايد از برخي جهات از جمله جلوگيري از ادامه كشتار وخسارات وارده بر هر دو طرف قابل توجه باشد اما همين كه در اين توافقنامه شرايط مساوي براي دو طرف در نظر گرفته شده، خود براي طرف فلسطيني يك برد محسوب ميشود. زيرا تاكنون رژيم صهيونيستي همواره خود را دست كم يك سرو گردن از طرف فلسطيني بالاتر ميديد و هيچ وقت حاضر به پذيرش وضعيت برابر نبود. به عبارت ديگر همان بازدارندگي نظامي و برقراري معادله غزه - تلآويو كه در جنگ هشت روزه به اثبات رسيد، در مذاكرات سياسي مربوط به بر قراري آتش بس نيز لحاظ شده است و به نوعي موازنه سياسي نيز بين دو طرف رعايت شده است و اين در حالي است كه رژيم صهيونيستي در بيش از ۱۷ سال مذاكره سياسي كه با تشكيلات خودگردان در خصوص روند سازش داشت هرگز به چنين معادلهاي تن نداده بود.
جدا از دستاوردهاي سياسي و نظامي كه مقاومت فلسطيني در اين جنگ به دست آورد، دولت حماس به واسطه اين پيروزي توانست رژيم صهيونيستي و كشورهاي غربي را به پايان محاصره غزه وادار سازد و اين در حالي است كه اين رژيم درچهار سال گذشته بهرغم تغيير و تحولات بنيادي كه درمقاطع مختلف از جمله انقلابهاي مردمي در منطقه به وقوع پيوسته بود، حاضر به نشان دادن هيچ انعطافي نشده بود و حتي در خيلي از مواقع دولتهاي غربي را نيز در اين اقدام غيرقانوني با خود همراه كرده و به دنبال خود كشيده بود. با وجود اينكه در اين توافقنامه گروههاي مقاومت نيز با توقف حملات موشكي خود موافقت كردهاند اما بايد گفت كه حملات اين گروهها در اغلب موارد ماهيت تدافعي داشته و به تلافي حملات رژيم صهيونيستي صورت ميگرفت و از اين لحاظ توقف حملات اين گروهها بالطبع با توقف حملات هوايي اين رژيم صورت ميگيرد و چيزي را از آنها كم نميكند. از اين رو در مجموع با در نظر گرفتن جميع شرايط ميتوان از گروههاي مقاومت و مردم غزه و فلسطين به عنوان برنده جنگ هشت روزه و از رژيم صهيونيستي بازنده اين جنگ نام برد. همين نتيجهگيري را ميتوان از واكنش افكار عمومي دو طرف نيز استنباط كرد.
با وجود اينكه مردم غزه بيش از ۱۲۰۰ زخمي و ۱۶۰ شهيد را در جنگ هشت روزه تقديم كردند اما به محض برقراري آتش بس با ريختن به خيابانها پيروزي خود را جشن گرفتند اما در طرف اسرائيلي ضمن اينكه افكار عمومي از آتش بس استقبال كردند اما هيچ كس جرئت اينكه از آن به عنوان پيروزي براي خود ياد كند را نداشت. از طرف ديگر يك بررسي تطبيقي نشان ميدهد كه با گذشت زمان مدت كسب پيروزي مقاومت فلسطيني كمتر و كمتر ميشود. زيرا اگر پيروزي اخير در هشت روز حاصل شد پيروزي سال ۲۰۰۸ در مدت ۲۲ روز و پيروزي سال ۲۰۰۶ ميان حزبالله و اسرائيل در مدت ۳۳ روز حاصل شده بود. بر همين اساس ميتوان پيش بيني كرد كه اگر در آينده نيزجنگ جديد صورت گيرد، زمان شكست رژيم صهيونيستي و پيروزي مقاومت از اين هم كمتر خواهد شد و به زير ۸ روز تقليل خواهد يافت.