
به گزارش خبرنگار ما، دوم شهريور سال ۸۹ پسر جواني خودش را به مأموران پليس در شهرستان ورامين رساند و گفت ميخواهد راز يك قتل را برملا كند. ميلاد گفت: دو سال قبل با همدستي برادر و مادرم، برادر ديگرم را به قتل رساندهام.
او توضيح داد: پدرم چند سال قبل مادرم را طلاق داد و به دنبال زندگي خودش رفت. مادرم با سختي من و دو برادرم را در خانهاي اجارهاي بزرگ كرد. مدتي قبل از حادثه برادر كوچكترم كه محمد نام داشت، مدام مزاحم مادرم ميشد. خيلي از روزها وقتي من و اكبر به خانه ميآمديم، مادرم را در حالت گريه ميديديم. او ميگفت محمد او را كتك زده است من و اكبر بارها با محمد حرف زديم و از او خواستيم تا دست از اين رفتارش بردارد اما او بيشتر روزها را مواد مصرف ميكرد و مادرم را به شدت كتك ميزد.
متهم در توضيح حادثه گفت: عصر آن روز وقتي به خانه آمدم، ديدم كه شيشههاي اتاق شكسته است. مادرم در حالي كه دستش زخمي بود، گوشهاي نشسته بود و داشت گريه ميكرد. به من گفت محمد او را كتك زده ساعتي بعد هم اكبر به خانه آمد و از ديدن حال و روز مادرم ناراحت شد. چند ساعت بعد هم محمد به خانه آمد و من و اكبر بر سر اين موضوع دوباره با محمد دعوا كرديم. ساعتي كه گذشت، من و اكبر براي ميهماني به خانه يكي از فاميل رفتيم. نيمههاي شب وقتي به خانه برگشتيم، محمد خواب بود. مدتي بود كه تصميم به قتل او گرفته بودم. موضوع را با اكبر و مادرم در ميان گذاشتم و آنها را به اين كار راضي كردم. اكبر اول با پنجه بوكس ضربهاي به سر محمد كوبيد و من هم با چاقوي خودم چند ضربه به سر و سينهاش زدم. محمد لحظاتي بعد كشته شد. بعد از قتل با كمك مادرم جسدش را تكه تكه كرديم و هر قطعه را در جايي انداختيم.
متهم ادامه داد: چند روز بعد از حادثه گذشته بود كه همسايهها سراغ محمد را ميگرفتند و ما به آنها ميگفتيم او براي كار به شهرستان رفته است اما وقتي غيبت او طولاني شد و فاميل هم به ماجرا مشكوك شدند، محل زندگيمان را تغيير داديم. متهم گفت: من چند روزي بود كه دچار عذاب وجدان شده بودم و تصميم گرفتم به ماجرا اقرار كنم. مأموران سپس مادر و برادر ميلاد را بازداشت و از آنها بازجويي كردند. اكبر و مادرش هم در بازجوييها به جرم خودشان اقرار كردند و حرفهاي ميلاد را تأييد كردند.
بعد از انجام تحقيقات، پرونده براي رسيدگي به شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. روز گذشته سيدرضايي، نماينده دادستان تهران در دفاع از كيفرخواست گفت: متهمان در بازجوييها به جرم خودشان اقرار كردهاند، بنابراين به نمايندگي از سوي دادستان تهران براي ميلاد به اتهام مباشرت در قتل و براي فرانك و اكبر به اتهام معاونت در قتل درخواست مجازات قانوني دارم. بعد پدر مقتول در جايگاه ايستاد و گفت من از همه متهمان بدون هيچ قيد و شرطي اعلام رضايت ميكنم.
سپس ميلاد به دادگاه گفت: من اتهام خودم را قبول دارم و براي دفاع از مادرم مرتكب قتل برادرم شدم. نميخواستم ناراحتي مادرم را ببينم. در ادامه، مادر و برادر متهم در جايگاه ايستادند و اتهام معاونت در قتل را انكار كردند و گفتند نقشي در قتل نداشتهاند.
قاضي همت يار بعد از شنيدن دفاعيات متهمان، با اعضاي دادگاه وارد شور شد.