
متهمان هميشگي هستند، بيشتر مربيان و بازيكنان وقتي تيمشان ميبازد آنها را نشانه ميروند، آنها متهم ميشوند كه عامل اصلي شكست بودهاند و همه كاسه و كوزهها سر آنها شكسته ميشود. بازيهاي هفته پانزدهم ليگ كه دوشنبه شب تمام شد هم از اين قاعده كلي استثنا نبود. در چند بازي، تيمهاي شكست خورده همه تقصيرها را گردن داور بازي انداختند و خودشان را تبرئه كردند. البته اعتراضها به داوري در بازيهاي اين هفته متفاوت از هفتههاي پيش بود. اگر تا پيش از اين داوران مورد اتهام قرار ميگرفتند كه با اشتباهاتشان نتيجه يك بازي را عوض كردهاند حالا اتهام آنها سوتهايي است كه بازي را به نفع يك تيم خاص درآورده است، اتهام بزرگي كه اعتراضها به داوري را وارد فاز تازهاي كرده است. يكي از كساني كه اين اتهام را به داوران زد محمدرضا خلعتبري بود كه پس از بازي استقلال و سپاهان در ميكس زون ورزشگاه فولادشهر، سعيد مظفريزاده را متهم كرد كه با سوتهايش بازي را به نفع استقلال درآورده است. مسعود همامي دروازهبان ذوبآهن هم پس از اينكه از سوي محسن تركي در بازي با پرسپوليس اخراج شد در مصاحبهاي گفت كه تركي، بازي را براي پرسپوليس درآورده است.
اتهام «بازي را درآوردن به نفع يك تيم خاص» اتهام كمي نيست، اينكه بعضي از بازيكنان ادعا كنند كه داور بازي را جانبدارانه سوت زده و خواسته است نتيجه بازي را به نفع يك تيم خاص تغيير دهد مسئله كوچكي نيست كه به راحتي بتوان آن را به زبان آورد و بر آن تأكيد كرد. البته در اين مسئله كه برخي بازيكنان و مربيان با بيان اين اتهامها ميخواهند خودشان را از شكست تيمشان تبرئه كنند، شكي نيست اما اينكه به خاطر توجيه باخت، به داوران اتهامهاي بزرگي مانند سوت زدن به نفع يك تيم زده شود ميتواند براي فوتبال ايران خطرناك باشد. البته شايد عنوان شود كه بازيكن در حال عصبانيت پس از باخت اين حرفها را زده و نبايد آن را جدي گرفت اما با اين حال هم نميتوان اين مسئله را كتمان كرد كه اين حرفها و ادعاها به جايگاه داوري در بين جامعه فوتبال ضربه ميزند. حالا ميخواهد اين بازيكن از روي عصبانيت آن را زده باشد يا نه، بحث بر سر اين است كه بعضي از بازيكنان و مربيان به جايي رسيدهاند كه حتي از زدن اين اتهام بزرگ هم ابايي ندارند و اين رويه خوبي نيست.
متهم كردن داور به «بازي را درآوردن» حتي فدراسيونيها را هم در مظان اتهام قرار ميدهد كه داوران اين مجموعه سالم نيستند و فدراسيون كنترلي بر داوران ندارد و آنها هر كاري ميخواهند انجام ميدهند، البته جور ديگري هم اين اتهام را هم ميتوان ديد، اينكه به عقيده برخي مربيان و بازيكنان اين سوتها هدايت شده است و فدراسيون ميخواهد نتيجه پاياني بازي به سود بعضي از تيمها رقم بخورد. اين گمانهزنيها كه نشأت گرفته از مصاحبههاي برخي بازيكنان است همه را به فوتبال ايران نامطمئن ميكند و شايد خيليها بگويند كه نتايج بازيها با زد و بند تعيين ميشود.
حالا با اين شرايط به نظر ميرسد فدراسيون فوتبال بايد با افرادي كه بدون هيچ استدلالي و تنها به خاطر دو سوت اشتباه، چنين اتهام سنگيني به جامعه داوري ميزنند برخورد كند و جلوي اين بدعت جديد كه كل فوتبال ايران را زير سؤال ميبرد، بگيرد. در اينكه در جامعه داوري هم مانند جاهاي ديگر، افرادي شايد با قصد و غرض سوت بزنند را نميشود كتمان كرد اما بايد قبول كرد كه كليت جامعه داوري، افرادي سالم هستند كه اين وصلهها و اتهامها مانند «بازي را درآوردن به نفع يك تيم خاص» به آنها نميچسبد. به همين خاطر هم به نظر ميرسد اين بار بايد فدراسيون فوتبال و كميته انضباطي وارد ميدان شوند و با فراخواندن اين بازيكنان و مربيان كه چنين اتهامهايي را به داوران ميزنند در صورتي كه دليل و مدركي براي ادعايشان ندارند با آنها به شدت برخورد كنند تا ديگر بازيكن يا مربي به خودش اجازه ندهد اين چنين بيپروا جامعه داوري را مورد اتهام قرار دهد.