
اين در حالي است كه مردم در طول انتخابات سالهاي اخير چند باري دست رد بر سينه كانديداهاي منسوب به اين جريان زده و به واسطه فتنه۸۸ اين رويگرداني شكل تازهتري هم به خود گرفته است. آنچه اخيراً تعجب رسانهها و دلسوزان نظام را به همراه داشته مواضع مجيد انصاري در گفتوگو با يكي از روزنامههاي زنجيرهاي بود به گونهاي كه واكنشهاي زيادي را از سوي حاميان گفتمان انقلاب اسلامي به دنبال داشت. انصاري در بخشي از صحبتهايش اظهار ميكند: «قطعاً اصلاحطلبان پيروز خواهند شد. ما صرفنظر از ايرادات و اشكالاتي كه در انتخابات ۸۸ داشتيم و الان نميخواهم وارد آن مسئله بشوم...» يا در بخش ديگري بيان ميكند: «ما در مجمع روحانيون مبارز، نظام جمهوري اسلامي را قبول داريم. ما قانون اساسي موجود را قبول داريم. ما حركتهاي براندازانه را رد ميكنيم. ما معتقد به اصلاحات در درون نظام با همين ساختار موجود هستيم...». چرخش تاكتيكي اعضاي مجمع روحانيون، محور گفتوگوي ما با حسين علي حاجي دليگاني، نماينده مردم شاهين شهر و عضو فراكسيون اصولگرايان است كه در ادامه آمده است.
جريان دوم خرداد در هشت سال حاكميت خود و همچنين در انتخابات سال ۸۸ عملكرد قابل قبولي از خود به جاي نگذاشتهاند. امروز در تدارك براي حضور گسترده در انتخابات هستند،اين در حالي است كه جامعه هنوز با بسياري از موضوعات نظير نقشآفريني اين عده در فتنه ۸۸ كنار نيامدهاند، ارزيابي شما از اين موضوع چيست؟
همانطور كه امام جمعه موقت تهران هم در خطبههاي نماز جمعه اشاره كردند، انتخابات عرصهاي است كه همه سلايق ميتوانند در آن شركت كنند و در آن نامزد داشته باشند و فعال باشند به شرط اينكه در چارچوب نظام فعاليتهاي خودشان را تعريف كنند. گروههايي كه قصد كودتاي مخملي را داشتهاند در سال ۸۸ و همچنين كساني كه اصحاب فتنه هستند به جهت اينكه دنبال براندازي نظام اسلامي بودند صلاحيت اين را ندارند كه در اين انتخابات شركت كنند و نميتوانند گام در اين وادي بگذارند اما نظام فضا را باز ميكند براي همه سلايق و گروههايي كه در چارچوب نظام و در چارچوب قانون اساسي فعاليت كردهاند. اين مشي نظام بوده و هست و خواهد بود. جريان دوم خرداد چرا تا الان حاضر نشده به افكار عمومي درباره حوادث ناگوار سال ۷۸ و ۸۸ توضيح دهد، اين جريان به جاي فرافكنيهاي اخير و پرداختن به موضوعات غيراصلي بيايد و به مردم توضيح دهد كه چرا كشور را در آن مقاطع زماني به بحران عظيمي برد، رهبران جريان اصلاحات به مردم توضيح دهند كه چرا به مطالبات مقام معظم رهبري در سال ۸۸ بياعتنا بودند و قانون اساسي، آرمانهاي نظام اسلامي و فرمايشات رهبري را زير پا گذاشتند. منسوبين به اين جريان نه تنها به افكار عمومي جامعه در خصوص فتنه ۸۸ و ما قبل از آن پاسخگو نبودهاند بلكه هنوز هم توبه نكردهاند و از گذشته سياه خود اظهار ندامت نكرده. مردم جامعه هنوز هم منتظر پاسخ كساني هستند كه خود را مدعي راه و خط حضرت امام(ره) معرفي كردند و دم از نظام و آرمانهاي آن زدند.
زمينهسازي اين جريان براي پيروزي در انتخابات سال ۹۲ را چگونه ميبينيد؟
اين جريان از هفتهها قبل به صورت پررنگ و همه جانبه درصدد حضوري هوشمندانه و فعال در عرصه انتخابات پيش روست. يكي از دلايلي هم كه باعث شده اين جريان به پيروزي اميدوار شود، اختلافات اصولگرايان است كه امروز شكل تازهتري هم به خود گرفته است.
اصلاحطلبان با توجه به اين زد و خوردهاي سياسي احساس ميكنند كه شرايط و بستر خوبي است كه پيروزي در انتخابات ۹۲ را پيريزي كنند. آنها اعتقاد دارند با اين شرايط ميتوانند آراي مردم را به سمت خودشان جذب كنند اما چنين اتفاقي به وقوع نخواهد پيوست. اصولگرايان درست است كه در شرايط فعلي با هم اختلافاتي هر چند سطحي دارند اما اگر شرايط اقتضاء بكند با هم ائتلاف و وحدت مناسبي را به وجود خواهند آورد و در مقابل رقيب خود خواهند ايستاد. اصولگرايان از نظر مباني و اصول هيچ مشكل و اختلافي ندارند و در برخي مسائل فرعي و جزئي است كه اختلافاتي با هم دارند و اينها هم قابل حل و برطرف شدن است.
اصولگرايان به محض اينكه احساس كنند، ضرورت دارد كه با هم متحد شوند و در كنار هم قرار بگيرند قطعاً اين كار را انجام خواهند داد و حتي ميتوانند به كانديداي مشتركي هم در انتخابات ۹۲ برسند و اين دور از دسترس نخواهد بود.
ميزان اقبال عمومي جامعه نسبت به اصلاحطلبان چگونه خواهد بود؟
به عقيده بنده با توجه به گذشته سياه و تاريك اصلاحطلبان اقبال عمومي جامعه نسبت به اين جريان قطعاً كمرنگ و بيرمق خواهد بود چرا كه مردم جامعه پاسخ مناسبي از اين جريان در قبال فعاليتهاي منافقانه آنها نداشتهاند و هنوز هم از پاسخ دادن به موضوعات تلخي چون فتنه ۷۸ و ۸۸ گريزانند. مردم منتظر عذرخواهي و توبه جريان مدعي اصلاحات بودهاند كه هنوز هم اتفاق نيفتاده و بلكه تأييد آنها را هم ديدهاند. به هر حال مردم ما هوشمند هستند و نسبت به كساني كه كشورشان را دستخوش فتنه و التهابات شديد سياسي قرار دادهاند حساس هستند.
جامعه همانطور كه در ۹ دي سال ۸۸ هم اعلام كرد تمايلي ندارد كه منسوبين به اين جريان در صحنه سياسي كشور دوباره حاضر شوند. مردم در طول چند انتخابات اخير نشان دادهاند كه دلخوشي از جريان مدعي اصلاحات ندارند و با اينكه كانديداي اين جريان در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري و همچنين انتخابات هفتم و هشتم و نهم مجلس به شكل گسترده و فراگير وارد عرصه انتخابات شدهاند اما دست رد به سينه كانديداهاي آنها زدند و با زبان بيزباني گفتهاند كه نميخواهند اين جريان در حاكميت قرار بگيرد. چرا اصلاحطلبان شرايط را درك نميكنند، چرا نميخواهند به اين توجه بكنند كه مردم از آنها رويگردان شدهاند و نميخواهند كه آنها در دولت و مجلس حضور داشته باشند.
اما در مصاحبههاي اخير اعضاي مجمع روحانيون مبارز ما شاهد مواضع تند و طلبكارانه آنها هستيم به گونهاي كه برخي مواقع اين شائبه پيش ميآيد كه نكند نظام و مردم به اين جريان چيزي بدهكارند كه آنها اينگونه موضعگيري ميكنند؟
همينطور است. برخي از اين افراد گويا فتنه پيچيده خود در سالهاي گذشته را از ياد بردهاند و احساس ميكنند مردم هم همه چيز را فراموش كردهاند كه اينگونه اعلام موضع ميكنند. آقايان به جاي فرافكني و ابراز اينگونه مواضع پاسخگوي عملكرد سياه خود و دوستانشان باشند و از آن اعلام ندامت و پشيماني كنند تا شايد مردم آنها را ببخشند. اينگونه حرف زدن براي آنها دستاوردي نخواهد داشت و بهتر است كه راه و تاكتيكهاي ديگري را امتحان كنند.
آقاي مجيد انصاري در مصاحبه با روزنامه اعتماد اظهار ميكند «ما به هيچ عنوان در انتظار چراغ سبز حاكميت نبوده ونيستيم، چراغ را ما بايد سبز كنيم.» بيان اين اظهارات با چه هدفي صورت ميگيرد؟
اولاً كه نظام براي همه گروهها و سلايق احترام قائل است و هيچ وقت چراغي را قرمز نكرده كه بخواهد آن را سبز كند. قرمز نظام همان اصولي است كه در قانون اساسي تشريح شده است بنابراين اعلام اينگونه مواضع براساس برخي مباني رواني است كه هم خودشان سؤال مطرح ميكنند و هم خودشان پاسخ خودشان را ميدهند. البته كسي هم خيلي روي اينگونه مباحث حساب باز نميكند و اساساً جامعه هم به اينگونه صحبتها توجهي نميكند. اعضاي مجمع روحانيون ميخواهند باز هم خودشان را در سطح رسانهها مطرح كنند و باز هم سعي دارند در افكار عمومي جلب توجه كنند. آنها ميخواهند از موضع ضعف خارج شده و جايگاه خود را ارتقا داده و به همان شرايط ماقبل فتنه ۸۸ درآيند. تغيير ادبيات اعضاي مجمع در شرايطي تغيير تاكتيكي كرده است كه آنها در موضع ضعف و پريشاني هستند و چارهاي جز اتخاذ مواضع اينچنيني ندارند تا بلكه به اهداف بر زمين مانده خود برسند.
چرا ادبيات معتدل چهرههاي مطرح دوم خرداديها در ماههاي گذشته جاي خود را به ادبيات طلبكارانه و قلدرمآبانه داده است؟
به نظر ميرسد كه اينها دچار يك توهم هم شدهاند و بر اين اساس فكر ميكنند كه اختلافات امروز اصولگرايان ميتواند اينها را به سر مقصد مقصود كه همان برگشتن به عرصه حاكميت است، برساند. از طرف ديگر احساس ميكنند كه گفتمان اصولگرايي مقبوليت اجتماعي خود را از دست داده است و مردم با توجه به مشكلات اقتصادي و معيشتي از اصولگرايان روي گردان شدهاند. در صورتي كه اينطور نيست، مردم هم مسائل را با هم ميبينند و يك نگاه جامع به شرايط جامعه دارند و ميدانند كه اگر مشكلات اقتصادي وجود دارد، چه بخشي از آن مربوط به سوءمديريت است و چه قسمت از آن مربوط به تحريمها و مفسدان و دلالان اقتصادي. مردم هوشياري خود را دارند و آن را حفظ كردهاند و اينگونه تاكتيكها را نميپذيرند و فريب آنها را نميخورند. جريان اصلاحات ميخواهد از شرايط فعلي جامعه به بهترين شكل ممكن بهرهبرداري كند تا شكستهاي پياپي چند سال گذشته را جبران كند.
ميتوان گفت كه چهرههاي شناخته شده مجمع روحانيون قصد دارد با مصاحبههاي پرتعداد خود با رسانههاي زنجيرهاي اين جريان، فضاي رسانهاي جامعه را در اختيار بگيرند و بر آن احاطه پيدا كنند؟
دقيقا همينطور است. آنها ميخواهند رسانههاي جامعه را به آن سمتي كه خود ميخواهند سوق دهند و با مصاحبههاي گسترده سعي دارند فضاي رسانهاي را در اختيار بگيرند. البته آنها سعي دارند خوراك تبليغاتي رسانههاي غربي را هم تأمين كنند. اينها مانور تبليغاتي است تا بلكه ماههاي گذشتهاي را كه در سطح جامعه و رسانهها حضور نداشتند به نوعي جبران كنند. مردم گفتمان اصلاحطلبي را ديگر داراي صلاحيت براي حضور در جامعه نميدانند و معتقدند در معادلات جامعه اينها جايي براي عرضه اندام ندارند و خودشان هم ميدانند كه پايگاه خاصي در جامعه ندارند. اعضاي مجمع روحانيون كار تبليغاتي را شروع كردهاند و بخشي از اين تبليغ به اينگونه است كه برخي از آنها مسائل را مطرح ميكنند و برخي از دوستانشان هم ميآيند و بخشي از آن را نفي ميكنند و بخشي از آن را تأييد و ترويج و تبيين ميكنند.
به نظر شما اينگونه حرف زدن در مورد نظام و جامعه توهين به شعور سياسي مردم نيست. چرا كه عدهاي كشور را در بحرانيترين شرايط در سال ۸۸ قرار دادند و امروز به جاي توبه و اظهار ندامت مواضع تند اتخاذ كنند؟
مردم هستند كه از اعضاي مجمع روحانيون و دوم خرداديها طلبكارند، مردم هستند كه از آنها سؤال دارند و آن اين است كه شما در جريان فتنه ۸۸ هركاري كه نبايد انجام داديد و به مقابله بادشمنان خارجي برنخاستيد چگونه شده كه امروز خود را دلسوز مردم نشان ميدهيد و در صحنه حضور پيدا كردهايد. مردم كشور را از مهلكهاي كه اعضاي مجمع روحانيون ساختند نجات دادند و الان اينها تازه آمدهاند كه خودشان را شريك و خواهان جامعه و نظام اسلامي نشان دهند و طبيعي است كه مردم اجازه اين را نخواهند داد كه اين افراد كه در سختيها مردم را كنار گذاشتند بار ديگر به صحنه سياسي برگردند.
واكنش اصولگرايان در مقابل توطئهها و استراتژيهاي جريان دوم خرداد چه بايد باشد؟
اگر با وحدت كلمه در صحنه حضوري دوباره داشته باشند تمامي تاكتيكها و استراتژيهاي اين جريان يكي پس از ديگري خنثي خواهد شد اما اگر اصولگرايان زد و خوردهاي فيمابين را تشديد كنند و به آن دامنه بيشتري بدهند قطعاً اصلاحطلبان موفق خواهند شد حداقل به برخي از اهداف خود برسند.بنابراين شرط لازم و اوليه براي تحقق اهداف اصولگرايان در انتخابات ۹۲ حفظ وحدت و همگرايي در اين جريان است و بعد از آن است كه روشها و تاكتيكهاي لازم بايد بررسي بشود و در دستور كار قرار بگيرد. اينگونه عمل كردن ميتواند موفقيت را براي اصولگرايان به همراه داشته باشد.
اختلافنظر در اصولگرايان شكل فزايندهاي به خود گرفته است و به شكل نگرانكنندهاي هم در آمده است به گونهاي كه سؤال از رئيسجمهور باعث درگيريهاي بسياري در بين اصولگرايان مجلس و به تبع آن ميان دولت و مجلس هم شد. به عنوان يكي از اعضاي فراكسيون اصولگرايان دليل مخالفت اين فراكسيون با احمدينژاد و همچنين راهكارهاي كاهش اختلافات موجود را بفرماييد؟
بايد عرض كنم در جلسه آخري كه فراكسيون اصولگرايان با دكتر احمدينژاد داشت رئيسجمهور براي ديدار با نمايندگان اظهار تمايل كردند و البته ما هم اين پيشنهاد را به رئيسجمهور داديم تا براي همدلي بيشتر اين ديدار صورت بگيرد.
اعتقاد ما اين است كه هر قدر اين جلسات فيمابين بيشتر و منسجمتر صورت بگيرد براي حل و فصل مسائل كشور و رفع كدورتها با توجه به خواست رهبر معظم انقلاب مؤثر خواهد بود. به عقيده ما سوءتفاهمات ميان دو قوه با انجام اينگونه جلسات كاهش پيدا ميكند.
در حال حاضر مردم از مسئولان خواستار وحدت كلمه هستند. ما هم به عنوان نمايندگان ملت در تلاشيم جهت همدلي ميان قوا جلساتي برگزار شود. تا به حال هم دو نفر از سران قوا وقت دادند و با آنها ديدار داشتهايم.
هر نماينده مجلس براساس قانون اساسي كه ميثاق ملي است از جايگاهي ويژه به عنوان نماينده ملت ايران برخوردار است.
حيطه وظايف هيئت رئيسه هم مشخص است و بيشتر معطوف به مديريت و اداره درست و اصولي جلسات مجلس ميباشد. هر نماينده در اظهارنظر و تلاش جهت موفقيت كشور آزاد است. ما هم به عنوان فراكسيون اصولگرايان مجلس به دنبال اجراي خواستههاي بحق مردم و اجراي منويات مقام معظم رهبري هستيم. خواست رهبر معظم انقلاب براي ما ملاك و معيار است چون ايشان امام جامعه مسلمين است ما هم به عنوان خادمين ملت درصدد هستيم كه منويات رهبري درباره ضرورت وحدت در مقطع زماني حساسي كه در آن به سر ميبريم، محقق شود. ترديدي نكنيد كه مردم هم همين را از نمايندگان ملت مطالبه ميكنند. اين نماينده اصولگراي مجلس با بيان اينكه تمام تلاش ما براي ايجاد وحدت و همدلي ميان قوا و مسئولان كشور است از اين نكته سخن گفت كه اگر روزي مصلحت باشد متن كامل صورتجلسهها و صحبتهايي كه در جلسات ميان فراكسيون اصولگرايان و سران قوا انجام شده را منتشر خواهيم كرد.
ديدار نمايندگان فراكسيون اصولگرايان با رئيسجمهور و رئيس قوه قضائيه بسيار موفقيتآميز و مثبت بود. متأسفانه با وجود اينكه براي ديدار با رئيس محترم مجلس هم رايزنيهايي داشتيم و خود من دوبار با ايشان در اين مورد صحبت كردم اما متأسفانه هنوز ايشان وقتي براي ديدار با فراكسيون اصولگرايان تنظيم نكردهاند. خود من دوبار با ايشان صحبت كردم و گفتم ما با رئيسجمهور و رئيس قوه قضائيه ديدار داشتيم و شايسته است تا تقاضاي ما به عنوان نمايندگان مجلس براي ديدار با شما نيز پاسخ داده شود.
با وجود اينكه ايشان به فراكسيون ديگري از مجلس كه خودشان هم عضو آن هستند وقت ملاقات دادند اما هنوز به درخواست ما پاسخي داده نشده است و ما اميدواريم به زودي ديداري هم با رئيس محترم مجلس براي طرح نظرات و ديدگاههاي نمايندگان فراكسيون اصولگرايان جهت همافزايي بيشتر صورت بگيرد.
فراكسيون اصولگرايان ديداري هم با آيتالله لاريجاني داشته است نتايج اين ديدار چه بود وآيا ايشان با سؤال از رئيس دولت موافق بود؟
رئيس قوه قضائيه معتقد است سؤال از رئيسجمهور ابزار قانوني براي مجلس است، اما از اين جهت كه آيا در شرايط فعلي اين سؤال به مصلحت كشور است يا خير؟، تأمل دارد و نه به صراحت تأييد ميكرد و نه به صراحت رد، اما مشخص بود روي موضوع سؤال از رئيسجمهور حساسيت پيدا كرده است.
آقاي آملي از ما پرسيدند چه راهكاري براي حل اين مسئله داريد و ما اين راهكار را بيان كرديم. اميدواريم با حسن نظر، عدالت و سعه صدر كه از ايشان سراغ داريم بتوانند ميان دو رئيس قوه ديگر و خودشان تعامل بيشتري را فراهم كنند كه موجب رضايتمندي مردم شود.
ريشه معضلات ناشي از افتراق و انشقاق را چه ميدانيد؟
بايد گفت ريشه تمام معضلات و آفتها هواپرستي است. اين هواپرستي ممكن است فرد را در مقابل امامش قرار دهد و فرد فهم خود را از امامش بيشتر تصور كند. اين هواپرستي دقيقاً در مقابل جهاد اكبر قرار دارد كه انسان را به بندگي شيطان ميرساند و آن چيزي كه زمينهساز نفوذ دشمن است «تفرقه» است. ريشه تفرقه نيز همين هوا و هوس و هواپرستي است.
در نقطه مقابل تفرقه، وحدت قرار دارد. اما معني وحدت، سكوت در مقابل اضمحلال انقلاب نيست. سكوتي خوب است كه در جهت اتحاد باشد. اتحاد به خودي خود اصالت ندارد بلكه اگر در جهت حفظ انقلاب باشد قابل پذيرش است، ولي اگر به اسم وحدت بخواهيم در مقابل كجرويها و اشتباهات سكوت كنيم درست نيست، بلكه بايد فرياد كشيد.
امروز به نظر خطر چنداني از بيرون ما را تهديد نميكند، هر خطري كه ما را تهديد ميكند از درون است. از نفسهاي بيمار و هواپرستي ماست. البته تهديد خارجي هميشه بوده و هست. يك زماني شيطان خارجي ايادي خود را به ميدان ميفرستاد و امروز خود امريكا با ايادي اروپايياش به ميدان آمده است. از طرف ديگر نيز قدرت و اقتدار جمهوري اسلامي ايران بسيار بيشتر شده است. به عقيده من از جانب آنها نگراني وجود ندارد، اگر روزي قرار باشد ضربهاي بخوريم قطعاً آن ضربه از درون است.
البته دوستان در حال تلاش براي برگزاري جلساتي هستند تا بتوانند جريان اصولگرايان را به هم نزديك كنند و همگرايي لازم را در بين آنها بهوجود بياورند.
شما اشاره داشتيد كه اصولگرايان در انتخابات پيش رو به وحدت خواهند رسيد آيا اين موضوع امكان پذير است با توجه به اينكه هرچه به موعد انتخابات نزديكتر ميشويم شكاف موجود بيشتر و وحدت بعيدتر به نظر ميرسد؟
اين شدني است و بنده زمينههاي اين كار را مثبت ميبينم.
بر چه اساسي اين را ميفرماييد؟
براساس شنيدههايي كه از برخي آقايان داشتهام. به نظر ميرسد اگر تلاشهاي لازم صورت بگيرد اين امر شدني است.
اما درگيريها و زدوخوردهاي روزافزون اصولگرايان افق خوبي را نشان نميدهد؟
بنده به اين موضوع خوشبين هستم ومعتقدم اگر تلاشهاي بيشتري را همه دوستان انجام بدهند افراد مورد وثوق و سابقه خوب مبارزاتي و انقلابي در اين مسير نقش پررنگتري خواهند داشت كه اميدوارم بيشتر از گذشته حضور داشته باشند.
با توجه به آنچه در مورد جريان اصلاحات وتحركات اعضاي مجمع روحانيون درماههاي اخير گفته شد، اين طيف سياسي صلاحيت حضور در انتخابات۹۲ را دارد؟
آنهايي كه از گردانندگان يا فعالان در عرصه فتنه۸۸ بودهاند و تا به امروز از زير بار توبه در رفتهاند يا تنها به تغيير ادبيات بسنده كردهاند صلاحيت و شايستگي حضور در عرصه انتخابات را ندارند. آنهايي كه اعلام موضع صحيح و درستي در قبال فتنهها نداشتهاند چطور ميخواهند در انتخابات شركت كنند؟ آنهايي كه با قانون اساسي و رهبري مشكل دارند و هيچگاه از اصول و آرمانهاي امام و انقلاب دفاع مناسبي نكردهاند چطور ميتوانند در انتخابات شركت كنند؟
جريان دوم خرداد چطور ميتواند براي برگشتن به عرصه رقابت اميدوار باشد با توجه به اينكه جامعه مخالف حضورشان در اين عرصه است؟
اصلاحطلبان ابتدا بايد دچار اصلاحات شوند بدان معنا كه اصلاحطلبي و معاندت را از يكديگر جدا نمايند چراكه كسي كه نظام را قبول ندارد معنايي ندارد كه در قالب آن رئيسجمهور آن نظام شود. بهتر است اين افراد به صراحت بگويند نظام را قبول ندارند نه اينكه براي رئيسجمهور شدن تقلا كنند چون قرار است رئيسجمهور همچون نمايندگان مجلس، پاسدار قانون اساسي باشد پس معنايي ندارد كه فردي كه نظام جمهوري اسلامي و چارچوبهايش را قبول ندارد رئيسجمهور كشور شود. بر اين اساس تمام افرادي كه در چارچوب نظام سلسله مراتب را قبول دارند و بر اين موضوع نيز معتقدند كه سياستگذاري كلان كشور توسط مقام معظم رهبري ابلاغ ميشود و رئيسجمهور آينده تنها بايد مجري اين سياستها باشد، ميتواند وارد عرصه رقابت شود.
كداميك از چهرههاي اصلاحطلب ميتوانند در انتخابات شركت كنند؟
البته در حال حاضر تعدادي از اصلاحطلبان در مجمع تشخيص مصلحت به عنوان يك مقام مشورتي حضور دارند كه در طراحي سياستهاي كلان نقش مؤثري را ميتوانند ايفا كنند به طوري كه برخي از كانديداهاي اصلاحطلبان كه اكنون نيز مطرحند همين افرادي هستند كه حكم خود را در مجمع تشخيص مصلحت از مقام معظم رهبري دريافت كردند.بر اين اساس آن دسته از اصلاحطلباني كه چارچوبهاي نظام را پذيرفتهاند و نظام نيز كار كردن با آنها را قبول دارد ميتوانند وارد عرصه انتخابات شوند، البته با اين شرط كه نخواهند چنين چارچوبهايي را به هم بزنند.بايد به يك نكته مهم هم اشاره كرد و آن اينكه فقط گروههاي سياسي اصلاحطلب و اصولگرا در انتخابات حضور داشته باشند درست نيست، ممكن است جامعهاي همچون توليدكنندگان در سال حمايت از توليد ملي به اين نتيجه برسند كه بايد در عرصه انتخابات رياستجمهوري حضور پيدا كنند اين موضوع در مورد شخصيتهاي فرهنگي نيز صدق ميكند. در شرايط كنوني بايد چارچوبهاي سياسي تغيير پيدا كند چون سياستزدگي براي كشور خوب نيست. تمامي آحاد ملت حق دارند كه در انتخابات رياستجمهوري حضور پيدا كرده و افراد مورد نظرشان را انتخاب كنند، اين موضوع هيچ ربطي به داشتن گرايش به گروه سياسي خاص ندارد.