
آدمهاي انتخابات، يعني همه اهل سياستي كه يا قرار است كانديدا شوند يا در دفاع از يك كانديدا، تمامقد وارد صحنه شوند و دفاع كنند و خلاصه اينكه فعال انتخاباتي باشند، فعاليتهايشان را براي انتخابات رياست جمهوري يازدهم، مدتي است كه آغاز كردهاند. رايزنيهاي پشت پرده و آغاز تلاش براي شبكهسازيهاي مختلف كه در هنگامه تبليغات به كار بيايد، از جمله اين فعاليت هاست؛ فعاليتهايي كه گاه شديداً سمت و سوي تبليغاتي – انتخاباتي براي كانديداي مورد نظر را دارد و نشان ميدهد كه بعضاً قانون هم دور زده ميشود! در اين ميان بعيد نيست و حتي بسي محتمل است كه اصل قضيه، گاه مورد غفلت واقع شود. اصل قضيه رأي آوردن اين كانديدا يا آن كانديدا نيست، بلكه درنظرگرفتن مصلحت نظام است. مصلحتي كه فراتر از انتخاب يك كانديداي اصلح، در حضور حداكثري مردم، برگزاري سالم انتخابات در فضايي آرام و حفظ ثبات سياسي كشور در پس همه اختلاف نظرهاست.
مشاركت حداكثري ضرورت حضور مردم در انتخابات، صرف نظر از آنكه به چه كسي رأي ميدهند، بايد براي توده مردم روشن شود (فرض بر اين است كه چنين ضرورتي براي خواصي كه قرار است كانديدا شوند يا براي دفاع از كانديدايي وارد صحنه شوند، روشن است). جمهوري اسلامي نظامي برخاسته از انقلابي كاملاً مردمي است كه گرچه در گفتمان دروني خود، معتقد است مشروعيت نظام وامدار انتصاب ولي فقيه است و رأي مردم تنها نشان از مقبوليت دارد، اما فيالواقع نميتوان از اين امر چشم پوشيد كه مشروعيت در گفتمان بينالمللي مديون همين مقبوليت است؛ مقبوليتي كه يقيناً دلخواه دشمنان نظام نيست و اصلش از عوامل اصلي عدم موفقيت برنامههاي ضدايرانيشان در همه ۳۴ سال گذشته از انقلاب، وجود پشتوانه مردمي حداكثري براي نظام اسلامي است. شركت در انتخابات و انتخاب يك نفر از ميان كساني كه مطابق قوانين جمهوري اسلامي، صلاحيت او مورد تأييد قرار گرفته است، در واقع نشان از قبول داشتن حكومت است. تبيين چنين اهميتي براي حضور مردم، برعهده خواص و همه افرادي است كه به نوعي يك تريبون براي گفتن از انتخابات در دست دارند.
تعدد كانديداها هم بر ميزان مشاركت ملت ميافزايد؛ افزايش گزينههاي انتخاب طبيعتاً افراد بيشتري را تشويق به حضور در انتخابات ميكند. از اين رو لازم است هر كسي كه توانايي برعهده گرفتن مسئوليت خطير رياست جمهوري را دارد، به حضور در عرصه انتخابات تشويق شود.
تلاش براي يك انتخاب خوب توده مردم از جزئيات اتفاقات سياسي مطلع نيستند و علاوه بر اينكه ممكن است شناخت نسبيشان براي انتخاب گزينه اصلح كافي نباشد، خيلي محتمل است كه در تشخيص مصلحت زماني دچار اشتباه شوند. اطلاعرسانيهاي به موقع، تلاش خواص و رسانهها براي تبيين ويژگيهاي يك كانديداي اصلح و گفتن از بايدها و نبايدهاي يك انتخاب، كمك ميكند تا مردم بتوانند با آرامش بيشتر به انتخاب بپردازند و تصميم درستتري هم اتخاذ كنند.
مردم بايد بدانند در جامعه اسلامي و با شرايطي كه رسماً در يك جنگ سرد سياسي - اقتصادي با غرب بسر ميبريم، كانديدايي با چه ويژگيهايي به كار اين كشور و ملت ميآيد. از سويي ديگر، اطلاعرساني درست، با افزايش آگاهي مردم امكان فريب آنها را از حاميان كانديداها ميگيرد. نبايد اجازه داد كه برخي با سوار شدن بر موج اطلاعات كم مردم، دست به ايجاد شبهه زده، اصل انتخابات را زير سؤال ببرند يا كسي را به آنچه نيست، متصف كنند و از اين نمد براي خود كلاهي دست و پا كنند!
عدم تخريب بسياري از افراد به جاي انجام فعاليت ايجابي و بيان آنچه خود هستند و ميخواهند انجام دهند، به فعاليت سلبي و بيان آنچه كه رقيبشان نبايد باشد و نبايد انجام بدهد، ميپردازند. اين نوع رويكرد، هم چالش و تنشهاي درون نظام را زياد ميكند و فرصت انتخاب در فضاي آرام را ميگيرد و هم باعث بدبيني و دلزدگي مردم و در نهايت نااميدي از تأثير حضور در انتخابات ميشود. افراد تأييد صلاحيت شده همگي در دايره نظام هستند؛ بنابراين تخريب و نقدهاي غيرمنصفانه، در اصل زير سؤال بردن نظامي است كه قانون اساسياش آن فرد را داراي صلاحيت براي تصدي پست رياست جمهوري دانسته است. بديهي است كه غرض از اين كلام، نفي نقد منصفانه و تخصصي كه لازمه ايجاد شور و شعور انتخاباتي است، نيست؛ غرض آن است كه با رقيب انتخاباتي نبايد همان رفتاري شود كه با دشمن ميشود.
عامل ايجاد ابرو به آبروريزي منجر نشود! از موارد ضروري، حفظ وحدت و نكشاندن تنشهاي سياسي به سطح جامعه است. انتخابات در كشوري كه همواره حضور حداكثري مردم را شاهد بوده است، نوعي عامل و حتي اعمال قدرت است. در سال ۸۸، با برنامهريزي از پيش تعيين شده دشمنان خارجي و همراهي برخي افراد ناآگاه يا مغرض داخلي، حضور ۸۳ درصدي مردم (از هر طيف و جناحي) به سلاخي جاهطلبي و خودخواهي سران فتنه رفت و حضوري كه نشان از مقبوليت بالاي نظام در ميان ملت داشت و بايد در عرصه مذاكرات بينالمللي عامل قدرت طرف ايراني ميشد، به آبروريزي براي نظام منجر شد.
فردگرايي و پررنگ شدن منيتها، سكوت خواص در وقت فتنه، غفلت نهادهاي مسئول، مچگيريهاي بيهدف و تنش زا، بيانات تند و بيفايده و عدم آگاهي بخشي به مردم از مواردي بود كه فتنه ۸۸ را گسترش داد و تا مرز تهديد نظام به براندازي پيش برد. توجه به اين نكات براي عدم تكرار آنها و اصلاح عملكردها و تصحيح اشتباهات سال ۸۸ يقيناً مانع از آن ميشود كه حضور مردم و وجههاي كه در جهان امروز براي نظام كسب ميكند، تبديل به بيآبرويي براي نظام شود.