
امام حسين(ع)، زنان، كودكان و همه اعضاي خانوادهاش را در اين نبرد همراه خود كرد. اين استراتژي تضميني براي اين بود كه پس از شهادت امام سوم شيعيان، پيامش از طريق اعضاي خانوادهاش به جهان برسد و يزيد قادر به سركوب حقيقت نبوده و ماهيت انگيزههاي امام حسين (ع) را تحريف نكند و اكنون تاريخ ثابت كرده است كه حركت و استراتژي امام حسين (ع) در نوع خود فوقالعاده بوده است.
حضرت زينب(س) از طريق سخنرانيهاي جسورانه خود و بدون ترس در محضر يزيد و شخصيتهاي برجسته آن روزگار كه برخي از ملل ديگر در آن جمع حاضر بودند، اعلام حق كرد و با فصاحت تمام يزيد را باطل خواند چنانكه بسياري از حاضران در اين جلسه با ديدن شجاعت حضرت زينب(س) شوكه شدند و اشك فرو ريختند. بعدها مشابه اين صحنه باز هم در سطح كوچهها و خيابانهاي عراق آن روزگار تكرار شد. همچنان كه هنوز هم شهرهاي مختلف ايران و ديگر كشورهاي جهان در ماه محرم صحنه بازگويي حوادث كربلا ميشود. امام حسين(ع) پايه و اساس انقلاب را با خون خود گذاشت؛ انقلابي كه جهان را دگرگون كرد و شخصيتهاي مختلف تاريخ را تحت تأثير خود قرار داد.
چارلز ديكنز نيز درباره واقعه كربلا مينويسد: «حسين برخلاف ادعاي برخي منتقدان مسيحي، براي رفع خواستههاي دنيوي خود نجنگيد چه بسا اگر او با اين هدف جنگيده بود آنگاه اينكه خواهرش، همسرش و فرزندانش او را در اين جنگ همراهي كردند بيمعني به نظر ميرسيد. اين همراهي گواه آن است كه حسين جانش را تمام و كمال در راه اسلام فدا كرد.» مهاتما گاندي، رهبر فقيد هندي درباره امام حسين(ع) ميگويد: «از حسين آموختم كه چگونه در حالي كه زير بار ظلم و ستم قرار داري، پيروز ميدان شوي. يقين دارم كه گسترش اسلام در گرو استفاده مسلمانان از شمشير نبوده و نيست بلكه اين پيشرفت مديون فداكاري عاليمرتبه امام حسين (ع ) است.»
دكتر كي- شلدريك ميگويد: «مردان و زنان اين سپاه شجاع ميدانستند كه دشمن سنگدلشان نه تنها براي جنگيدن لحظه شماري ميكند بلكه تشنه به خونشان است. در حالي كه دشمن حتي آب را به روي كودكان اين سپاه هم بسته بود، آنان در زير نور آفتاب سوزان و شن و ماسههاي آتشين كماكان پابرجا باقي ماندند و براي يك لحظه هم شك و ترديدي به دل راه ندادند. حسين و يارانش نه براي شكوه و جلال و نه براي قدرت و ثروت به پا خاستند.
آنها براي يك فداكاري عاليمرتبه و بزرگ در اين راه قدم گذاشتند و شجاعانه و بيآنكه شانه خالي كنند با عجيبترين حادثه روزگارشان مواجه شدند.» توماس كارلايل، مورخ و مقالهنويس مشهور اسكاتلندي نيز درباره واقعه عاشورا ميگويد: «بهترين درسي كه از تراژدي كربلا ميآموزيم اين است كه حسين و يارانش از معتقدان ثابت قدم خداي متعال بودند. آنها با اين حماسه ثابت كردند كه در تقابل حقيقت و باطل برتري عددي هيچ اهميتي ندارد. پيروزي حسين به رغم كم تعداد بودن سپاهيانش مرا شگفتزده ميكند!» از ادوارد گيبون، مورخ انگليسي و عضو پارلمان اين كشور نيز نقل است كه صحنههاي غم انگيز شهادت حسين آن هم در شرايط آن روزگار و آب و هواي آن سرزمين، حس همدردي بيتفاوتترين خوانندهها را بيدار ميكند.
ويليام ميور، شرق شناس اسكاتلندي نيز درباره تراژدي كربلا مينويسد: «تراژدي كربلا نه تنها سرنوشت خليفه آن دوران را تعيين كرد بلكه اين حماسه تا مدتها پس از نابودي خليفه كماكان بر سلطنت ساير حكمرانان اثر گذاشت.»
ادوارد براون، استاد دانشگاه كمبريج نيز از ديگر شخصيتهاي مهمي است كه در كتاب «تاريخ ايران» او درباره قيام عاشورا چنين آمده است: «يادآوري صحراي آغشته به خون كربلا كه نوه رسول خدا در آن به زمين افتاد؛ از فرط تشنگي شكنجه شد و اطرافش را اجساد سپاهيان شجاعش احاطه كرد به اندازه كافي براي بيرون كشيدن عميقترين احساسات، شديدترين غم و اندوهها و نيز حس تجليل از روحي كه درد، خطر و مرگ را در هم شكست، كافي است.»
پانديت جواهر لعل نهرو در گفتههايش از امامحسين(ع) به عنوان شخصيتي ياد كرده است كه فداكاري او از آن تمام گروهها و جوامع بوده و نمونهاي از عدالتجويي است و رابيندر انات تاگور نيز در تجليل حماسه عاشورايي امام حسين(ع) مينويسد: «موفقيت در راه زنده نگهداشتن عدل و حقيقت نه از طريق ارتش و سلاح بلكه از راه از جان گذشتگي به سبك امام حسين(ع) محقق ميشود.»