
يكي از دستگاههاي فرهنگي كه ميتواند مروج سبك زندگي ايراني و اسلامي باشد، به طور حتم رسانه ملي است، زيرا به دليل عموميت و بهرهمندي از تصوير ماندگاري و تأثيرگذاري بيشتري براي مخاطبان دارد، به همين خاطر به نظر ميرسد رسالت تلويزيون در عرصه فرهنگسازي سبك زندگي به نسبت ساير رسانهها سنگينتر است ولي با اين وجود صداوسيما در نتيجه عكس عمل كرده و بيشتر مروج مصرفگرايي و تجملگرايي بوده است، چنانچه در برنامههاي آشپزي لوازم لوكس آشپزخانه بيشتر از خود آموزش آشپزي نمود دارد.
اگر غذاهاي عجيب و غريب آموزش داده ميشود نه به خاطر آن است كه فقط بخواهند پخت غذا آموزش بدهند و زندگي را براي اعضاي خانواده شيرين و دلپسندتر كنند بلكه اين غذاها تنها براي تبليغ محصولات شركتها و كارخانجات آموزش داده ميشود؛ محصولاتي كه گاه تنها يكبار در خانوادهها ارزش امتحان كردن را دارند و به هيچ وجه به دستگاهي براي كمك به كدبانوي خانه جهت پخت و پز تبديل نخواهند شد يا در برنامه ورزشي به جاي سلامت جسم و تشويق ورزش، تبليغ دستگاه گرانقيمت و سنگين تردميل مدنظر است و بس. . . يادمان نرود كه قبلاً همين رسانه ملي خودش شبكههاي ماهوارهاي را تقبيح ميكرد، حتي در مذمت فرهنگ مصرفگرايي غربي، برنامههاي مختلفي داشته اما اكنون خود صداوسيماي ملي دنبالهرو توليدات غربي در اين زمينه شده است و محلي براي تبليغ مصرفگرايي كالاها و اجناسي شده كه كارايي چنداني در زندگي ندارند و برنامههاي مختلف قاب تلويزيون به شوي تبليغات كالاها تبديل شده تا فضاي آموزشي.
در اين ميان تبليغاتي كه با سلامت مخاطبان مرتبط است يا براي سلامت مضر است نيز در تلويزيون به وفور ديده ميشود. يكي از تبليغات تقريباً رايج تلويزيون، مربوط به كرمهاي گرانقيمت و به اصطلاح معجزهآسايي است كه در جوانسازي و رفع چين و چروك اعجاب ميكند، اين در حالي است كه يكي از پزشكان متخصص پوست و زيبايي گلايهمند از اين نوع تبليغات ميگفت: «چرا بايد تلويزيون كالايي را كه هنوز نتيجه خود را پس نداده اينطور تبليغ گسترده بكند؟! و با استفاده از حساسيت خانمها روي پوستشان اينگونه با آب و رنگ تبليغ داشته باشد؟! هر چه باشد اينها همه محصولات شيميايي هستند و براي نتيجهبخش بودن نياز به زمان دارند. چرا هنوز چيزي كه ثابت نشده در تلويزيون مدام تبليغ ميشود؟!» شايد تبليغات به منظور سودآوري صرف در شبكههاي ماهوارهاي امري رايج باشد ولي از طرف صداوسيماي ملي قابل قبول نيست. جاي تأسف دارد كه تلويزيون بهجاي آموزش سبك زندگي ديني و فرهنگسازي مطلوب در اين راستا، خودش از پيشقراولان مصرفگرايي تبديل شده و كسي هم پاسخگو نيست؟
حجتالاسلام پناهيان كه در حوزههاي فرهنگي حضور و بروز زيادي دارد، ميگويد: نيازآفرينيهايي كه هر روز انجام ميشود، باعث ميگردد تا نيازهاي كاذبي براي افراد ايجاد شود و احساس كمبود داشته باشند. ما داريم به وسيله رسانه مردم را با نيازهاي كاذب ماديشان آشنا و آنها را اشباع ميكنيم. گاهي علاوه بر چاههاي نياز مادي و فطري چاههاي ديگري را حفر ميكنيم، درست همان كاري كه غرب و رسانههاي غربي انجام ميدهند.
گويا در اين اوضاع اقتصادي كه بايد فرهنگسازي مصرف را در جامعه نهادينه كنيم و همگان خود را در مسير قناعت و صرفهجويي عادت دهند تا با مشكلات كمتري مواجه شوند، دستاندركاران صداوسيما جيب مردم را نشانه گرفته است و با انبوه تبليغات غيرضروري دائماً نيازآفريني ميكند و كسي هم نيست تا براي اينگونه فعاليتهاي صداوسيماي ملي نظارت و مديريت كند و روي برنامههاي آن بهخصوص محتواي فرهنگي و ارزشي بيشتر توجه داشته باشد تا خواسته و ناخواسته رسانه ملي هم در مسير شبكههاي ماهوارهاي قرار نگيرد زيرا طبق روانشناسي رسانه وقتي مخاطب به رسانهاي وابسته شد هر بار يك نياز تازهاي در او ايجاد ميشود كه بايد توسط خود رسانه رفع گردد و اين يعني سرآغاز مصرفگرايي مسيري كه كاملاً درجهت عكس سبك زندگياي است كه وليامر مسلمين در خراسان شمالي نسبت به آن هشدار دادند و البته با همايش و گفتمان و سخنراني عملي نميشود، مگر اينكه عزم جدي در اين رابطه صورت پذيرد و صداوسيما در رأس قرار دارد چرا كه بيشتر از ساير دستگاههاي فرهنگي ميان جامعه گستردگي و نفوذ دارد.
فراموش نكنيم كه تبليغ محصولات از طريق رسانه ملي به آن محصول وجهه و اعتبار ميبخشد و همانند مهر استاندارد براي محصول تلقي ميشود، بايد مراقب بود تا اين اعتبار دچار خدشه نشودتا سوءاستفادهگران از نبود سيستم نظارتي در صداوسيما بهره نبرند. در پايان به ذكر يك خاطره در رابطه با همين عملكرد صداوسيما اشاره ميكنيم تا شدت و حدت تأثيرگذاري تبليغات هرچند نادرست را به ياد آوريم. جالب است صداوسيما كه تبليغات را به يكي از عناصر مهم حيات خود تبديل كرده تا حدي كه در يك فيلم يا سريال يا حتي گزارش آنچه بيشتر نمود پيدا ميكند، تصوير شطرنجيشده فروشگاه يا سوپرماركتهاست.