
در اين ديدار، مدير مسئول روزنامه جوان پيش از آغاز گفتوگوي تفصيلي با دكتر مخبر دزفولي، طي سخناني گفت: رسانهها متأسفانه شناخت جامعي از شوراي عالي انقلاب فرهنگي ندارند، هرچند كليات را به خوبي ميدانند و از اهميت موضوع آگاه هستند اما به دليل برخي مسائل چندان با فعاليتهاي اين شورا آشنايي ندارند كه يكي از مهمترين دلايل آن، ارتباط كمرنگ شورا با رسانههاست.
دكتر حيدري افزود: مهمتر از شناخت اين است كه رسانهاي تكليفي براي خود در زمينه بسط اخبار و اتفاقات شورا قائل نيست؛ آن هم شورايي كه ارتباطاتي جدي با مسائل فرهنگي و اجتماعي كشور دارد.
وي اظهار داشت: متأسفانه يك عدم اشراف و عدم انگيزه در اين خصوص در بين رسانهها ديده ميشود! با اين حال روزنامه جوان در زمينه انتقال اخبار و حمايت از مصوبات پيشقدم است و خوشحال هستيم كه اكنون در خدمت شماييم و ميتوانيم از نظرات شما استفاده كنيم و پيشگامي خود را پيشاپيش همه رسانهها نشان دهيم.
دكتر حيدري گفت: روزنامه جوان جزو رسانههاي پرمحتوا و پرتيراژ كشور به حساب ميآيد، با اين حال همچنان نيازمند انتقادات و پيشنهادات دوستان براي هرچه بهترشدن روزنامه هستيم.
پس از سخنان مدير مسئول روزنامه جوان، دكتر مخبر دزفولي با ابراز خرسندي از حضور در روزنامه جوان و اعلام اينكه خوشحال است كه يكي از مديران تحصيلكرده و باتدبير در روزنامه جوان عنان كار را در دست دارد، پاسخگوي سؤالات گروه اجتماعي روزنامه جوان بود كه ماحصل اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد.
آيا وضعيت توليد علم در دانشگاهها به اعتقاد شما مطلوب است؟ در حال حاضر ايران جزو كشورهاي برتر از لحاظ علمي و فناوري در دنياست و اين را نه ما بلكه تمام دنيا اعتراف كردهاند. حتي در اين ارتباط دشمنهاي ما هم اذعان كردهاند كه در سه دهه انقلاب اسلامي در حوزه علمي و فناوري، برنامهريزيهاي راهبردي مناسبي انجام شده است. با وجود اين، در مواردي خطاهايي صورت گرفته اما حاصلش اين شده كه در حوزه علم يك درصد جمعيت دنيا در اختيار ايران قرار دارد. همچنين دو درصد توليد علم دنيا را هم جمهوري اسلامي به خود اختصاص داده است و اين حرف كمي نيست. خيليها ميخواهند اين را كمرنگ جلوه بدهند اما نميشود اينگونه فكر كرد. به اعتقاد من در اختيار داشتن يك درصد توليد علم در دنيا نتيجه يك برنامهريزي و يك رويكرد و نگاه راهبردي به قضيه علم و توجه نظام اسلامي و انقلاب به موضوع دانشگاه و نخبگان در جامعه اسلامي است.
شما از اين ميزان توليد علم رضايت داريد؟ تنها دو درصد توليد علم مهم نيست بلكه در صحنههايي توليد محصول را هم در دنيا انجام دادهايم و در اين خصوص با جوامع غربي همآوردي ميكنيم. اكنون در سلولهاي بنيادي جزو چند كشور اول دنيا نه در دانشگاه و علم آن بلكه در فناوري و كاربردهاي باليني آنها به حساب ميآييم. الان رتبههاي علمي ما به زير ۱۰ رسيده است. در رابطه با سلولهاي بنيادي در شرايط كنوني طرفداران و درخواستكنندگاني از ديد ديگر كشورها براي گذراندن دورههاي علمي و تكميلي در كشور داريم.
علت رسيدن به اين جايگاه از ديدگاه شما چيست؟ چون يك برنامهريزي راهبردي پشت اين رشد و بالندگي قرار داشته است. اكنون ميتوانيم با افتخار بگوييم جزو كشورهايي هستيم كه تقريباً در همه رشتههاي علوم، دورههاي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا داريم. كافي است مقايسه كنيد با ۳۰ سال قبل كه هيچ كدام از اين موارد را نداشتيم. چطور ميشود بيبرنامه و بر حسب تصادف اعضاي هيئت علمي و استادها از ۳ تا ۴ هزار به ۶۰ هزار برسد!
آيا ميشود بدون برنامه به چنين هدفي دست يافت؟ امروزه بيش از ۶۰ هزار عضو هيئت علمي در دانشگاهها و محقق در جوامع علمي و مؤسسات ما فعاليت ميكنند. حجم زيادي از نهادهاي علمي در كشور تأسيس شده و از دانشگاههاي گوناگون، مراكز تحقيقاتي و پژوهشكدهها تا مجموعههايي كه قابليتهاي تبديل علم و نمونههاي آزمايشگاهي را به محصولات صنعتي دارند اكنون شكل گرفته است.
تازه بعد از سه دهه فعاليت ياد گرفتهايم نقشه علمي و برنامهريزي دقيق براي دو دهه بعدي كشور تدارك ببينيم. يعني از سال ۸۵ بار ديگر رهبري انقلاب فرمودند كه نقشه علمي كشور بايد چگونه باشد. بعد به يكباره يك حركت جهشوار را به قلههاي بالاتر علمي در سطح جهاني برنامهريزي كرديم. اكنون هم احتياج به يك نگاه راهبردي و در حقيقت برنامهسازي مدون و دقيق است.
آيا ساير كشورهاي پيشرفته دنيا هم نقشه علمي دارند؟ شايد ما جزو هفت، هشت كشور دنيا هستيم كه نقشه علمي و فناوري را داريم. بسياري از كشورها مدعياند در صحنههاي علمي حرفهاي زيادي براي گفتن دارند اما تداركاتشان به گونهاي نيست كه بتوانند كارشان را سازماندهي كنند اما ما اين كار را انجام دادهايم و اين در شوراي عالي انقلاب فرهنگي اتفاق افتاده است. جمع نخبگاني كه در ايران و شوراي عالي حضور دارند منجر به خروجيهايي در سطح نقشه جامع علمي شده است و در نهايت منجر به خروجيهايي مثل سند تحول آموزش و پرورش و سند راهبردي نخبگان در كشور ميشود. يا خروجيهايي مثل اينكه اكنون در صحنه فرهنگي، معتقديم در بازيهاي رايانهاي در دنيا حرفهاي زيادي براي گفتن داريم و جزو كشورهايي خواهيم بود كه در حقيقت سبك زندگي ايراني- اسلامي را به جوانان منتقل ميكنيم و چون آن سبك منطبق بر فطرتهاي انساني است و نگاهش اخلاق محور بوده و نگاهش براي سعادت بشريت، مخاطبان جهاني خودش را هم پيدا ميكند.
روزي كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، بنياد ملي بازيهاي يارانهاي به تصويب رسيد ما شايد دو تا سه بازي داشتيم اما امروز بيش از ۱۰۰ بازي رايانهاي با مضامين ديني، ارزشي و اخلاقي با محتواي ايراني با فناوري ايراني و توسط جوانان نخبه ايراني در دنيا داريم. كدام عقل و خرد جمعي فكرش را ميكرد كه امروز ما مدعي ميشويم. شبكه فرانس ۲۴ دو، سه ماه قبل در گزارشي اعلام كرد: «اگر اثر بازيهاي رايانهاي ايران از انرژي هستهاي ايران بيشتر نباشد، كمتر نيست». دليل آن هم اين بوده كه اين بازيها به داخل خانههاي مردم نفوذ پيدا كرده است، پس مشخص است كه يك خرد جمعي نشسته و تدارك ديده و نقطه مقابل را ديده و رويش برنامهريزي كرده است اما اين بدان معنا نيست كه خود شورا اين كار را انجام داده باشد. شوراي نهادي استراتژيك است و نهادي راهبردي به شمار ميآيد كه كار را تدبير ميكند و اجرا و مراحل را به دستگاههاي مرتبط و كارآمدي ميسپارد. البته ما نظارت را قطع نميكنيم و آن را ادامه ميدهيم. در حال حاضر هم سند ملي نخبگان به تصويب رسيده و طي هفته آينده ابلاغ ميشود.
آيا شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي جلوگيري از خروج نخبگان هم برنامهاي دارد؟ بله همينگونه است. با برنامهريزي و طراحيهاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي امروز شيب خروجي نخبگان كاهش چشمگيري پيدا كرده اما معنايش اين نيست كه خروج به صفر رسيده و در همه جاي دنيا مهاجرت و جابهجايي مغزها و نخبگان وجود دارد؛ حتي از اروپا به كانادا و از كانادا به امريكا هم خروج صورت ميگيرد. مهم اين است كه كشورها بتوانند با چنين پديدهاي و با واقعيتهاي پيشرو كه در اين زمينهها وجود دارد راهبردهايي را انتخاب كنند كه از نخبگان و مغزهاي برترشان بهترين استفاده را در جهت پيشرفت كشورشان انجام دهند. بنده به عنوان كسي كه در مجموعه دانشگاهي و علمي كشور مسئول بوده و در دانشگاه تهران به عنوان عضو هيئت علمي فعاليت دارم بايد بگويم كه ما اگر نخبگان را در جايابي شغلي براي آينده فكري و علمي و تدارك ديدن لوازم كار تحقيقاتي در سطح بالا و پشتيبانيهاي شخصي و معيشتي حمايت كنيم بيترديد جزو كشورهاي موفق جهان ميشويم و بايد گفت كه اين مسير در حال تدارك ديده شدن است. البته اين رويكرد را به عنوان يك راهبرد پذيرفتيم كه هر انساني كه در جامعه زندگي ميكند در قبال جامعه خودش مسئوليتها و تكاليفي دارد. با اين رويكرد است كه شما ميبينيد از زماني كه بنياد شكل گرفت شيب خروج نخبگان كاهش پيدا كرده است. به تدريج دامنه پوشش دادن به نخبگان افزايش پيدا كرده و امروز به نقطهاي رسيده كه دوباره سند جامعتري كه البته محوريت اجرايي شدن آن به عهده بنياد نخبگان است در شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيده است.
در ساير مسائل فرهنگي چه تدابيري انديشيده شده است؟ ما يك پديدهاي تحت عنوان پديده اسباب بازي و نوشتافزار داريم. در بسياري از كشورهاي جهان جريان سلطه و استكبار يكي از روشهاي اعمال سلطهگري و القا و تحميل فرهنگ خودش به آن كشورها را از طريق توليد اسباببازيها و نوشتافزارها به فرزندان و نسل آينده آن كشور انجام ميدهند تا به تدريج سبك زندگي و نگاهشان به كشور و جامعه را منطبق با آن چيزي كه خود ميخواهند صورت دهند. نمونه آن عروسك باربي است كه اكنون تجارت جهاني را براي خود درست كرده است. اين عروسك ازدواج ميكند، همسرگزيني ميكند، نگاه به زندگي غربي را در حقيقت براي نسلهاي نونهال كشور زيبا و جذاب جلوه ميدهد. معاشرتها را از همان بچگي براي نسلها طوري تدارك ميبيند كه كاملاً تداعي زندگي غربي و زندگي سلطهگران را ترويج كند اما ما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي اين موضوع را آسيبشناسي كرديم. گردش مالي مرتبط با اين مقوله در ايران نزديك به ۴ هزار ميليارد تومان است. يك گردش مالي بزرگ است كه جدا از منظر فرهنگي در بعد اقتصادي هم ۱۰ هزار ميليارد آسيب و خسارت مادي و معنوي به نسل آينده كشورها ميزند. در اين ارتباط ما چند سالي مطالعه انجام دادهايم و امروز به نقطهاي رسيديم كه بايد ساماندهي انجام شود. اصل اينكه يك بنياد متولي هماهنگي سياستگذاري، حمايت، هدايت و نظارت بر اين مقوله در كشور شكل گيرد، در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شده و به زودي اساسنامه اين بنياد به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ميرسد تا بتوانيم در اين صحنه هم با جريانهاي مهاجم دشمن و بيگانه هماوردي كنيم. چه ايرادي دارد تا اسباببازيهاي اسلامي- ايراني با نقش و سبك اسلامي توليد شود تا اينكه برهنگي و روابط نامشروع و ضداسلام و اديان توحيدي در قالب اسباببازي به دنيا تحميل شود. اين كجا و آن جريان اخلاقمدار طرفدار سعادت بشري و ارزشمدار نسبت به فضيلتهاي انساني در دنيا كجا؟
طي ماههاي اخير، مقام معظم رهبري رهنمودهاي مهمي در ارتباط با افزايش جمعيت داشتهاند، در اين ارتباط و لزوم تحقق اين مهم كمي توضيح دهيد؟ ما در جريان نسلهاي گذشته يك غفلت به گفته رهبر انقلاب انجام داديم كه اكنون جبران آن سخت است. توجه نكرديم كه چه حادثهاي دارد جمعيت ما را تهديد ميكند و چه تحولاتي در موضوع جنگ دارد، در كشور ما اتفاق ميافتد اما پس از آن نزديك به چهار سال روي اين موضوع با محققان دانشگاهي و حوزوي مطالعه شد. امروز اين شده كه بسياري پذيرفتهاند مگر كساني كه نخواهند استدلالها را گوش دهند. اين وضعيت جمعيتي ما به نفع امنيت ملي و آينده توأم با كار و تلاش و توليد در كشور ما نيست. نرخ باروري در كشورمان در سال ۶۶- ۶۵ حدود ۶/۴ بود و قرار بوده در سال ۱۳۹۰ به چهار برسد اما در سال ۱۳۹۰ اين نرخ به ۸/۱ و در سال ۱۳۹۱ به ۶/۱ يا ۷/۱ رسيد. متخصصين جمعيتي ميگويند حداقل از هر پدر و مادر بايد دو فرزند كه اين نسل را بتواند استمرار ببخشد به دنيا بيايند اما متأسفانه اينگونه نيست و ميانگين نرخ باروري زير دو است. متخصصان جمعيتشناس ميگويند اگر از حق جانشيني يا جايگزيني كاسته شود، برگرداندن به حد جايگزيني بسيار سخت است. با كمي استدلال و مقايسه با ساير كشورها ديديم كه ۱۸۰- ۱۷۰ كشور مشوقهايي براي افزايش جمعيت تعريف كردهاند، چون همه خطر كمبود جمعيت را حس كردند. بعد از اينكه اين موج جديد را رهبر معظم انقلاب هم تأييد كردند اين مسير جديد آغاز شده است. بسته سياستهاي تشويقي جديد هم كاملاً مورد تأييد است و به زودي ابلاغ ميشود.
به اعتقاد شما چرا دشمن از تغيير رويكرد جمعيتي انتقاد ميكند و آن را در بوق و كرنا كرده است؟ چون آنها از اين تدبيرات ما نگران شدهاند. كاهش جمعيت ما بدخواهان ايران را خوشحال ميكند. كشور مقتدر، كشوري است كه نيروي مولد پا به ركاب و آماده داشته باشد. اگر جامعه ما اين مسيري كه تاكنون داشته را بخواهد استمرار دهد، حجم سالمندانمان در هرم جمعيتي افزايش پيدا خواهد كرد و همگان ميدانند كه نيروي مولد در هر كشوري جوانانش هستند. در طراحيهاي مختلفي كه پيشبيني شده است در يك نگاهبيش از ۴۵ تا ۴۶ درصد جمعيتمان را سالمندان تشكيل ميدهند. اگر به داد اين قضيه نرسيم و سياستهاي درستي تبيين نشود، موضوعات گوناگون فرهنگي و آسيبها و تهديدهايي كشورمان را آزار ميدهد، براي مثال موضوع مهندسي فرهنگي كه اكنون سندش در صحن شوراي عالي انقلاب فرهنگي مسير نهايي خود را دنبال ميكند. اميدواريم تا امسال شاهد تصويب نهايي سند مهندسي فرهنگي باشيم.
متأسفانه ۷۰ درصد علمي كه توليد ميشود به كار عملي تبديل نميشود و فقط ۳۰ درصد آن به كار تبديل ميشود. چه برنامهاي داريد كه كار عملي هم گسترش بيشتري پيدا كند؟ ما در نقشه جامع علمي كشور اين را پيشبيني كرديم. يكي از راههاي ميانبر تبديل دانش و علم به فناوري و رساندن فناوري به صنعت و در حقيقت به بازار و ايجاد و تأسيس شركتهاي دانش بنيان است. يعني شركتهاي دانش بنيان دو طيفند. يك طرف اساتيد، محققان، پژوهشگران، نخبگان دانشگاهي و حوزه تحقيق هستند و طرف ديگر صنعتگران و خبرگان عرصه توليد ثروت هستند. اين شركتها در كشور ما نزديك به پنج هزار هستند كه در پاركهاي علم و فناوري از ۶ هزار تا ۹ هزار شكل پيدا كردهاند. در نقشه جامع علمي كشور ما پيشبيني كرديم كه در افق چشمانداز به ۵۰ هزار شركت دانش بنيان برسيم و در برنامه پنج ساله پنجم قرار است به ۲۰ هزار شركت دانش بنيان برسيم.
اگر بتوانيم در دنيا از هر ۱۰۰ اختراع چند نشان تجاري دريافت كنيم، در حقيقت به معناي ثروتآفريني ميشود و اين ثروتآفريني بقيه موارد را پوشش ميدهد اما اين رقمي كه به سمت توليد علمي در كشورمان داريم و تبديل به محصول ميشود در دنيا پايين است و اين جزو نقاط ضعف ماست كه در نقشه جامع علمي كشور به آن پرداخته شده است. لذا در نقشه جامع علمي كشور گفتيم كه تأسيس نهاد متولي مالكيت معنوي يكي از موانع تبديل شدن اين محصولات به فرمهاي ثروتآفرين است به همين دليل اگر اين توليدات تبديل به فرم ثروتآفرين شدند حق آن مؤلف، مخترع و مكتشف بايد محفوظ بماند اما هنوز چنين ضابطهاي در كشور وجود ندارد و لذا خيلي از محققان و مخترعان نگران تبديل كردن توليد خود به محصولات تجاري هستند. اما اين موضوع براي پيشرفت علمي كشور و تبديل بنيانهاي دانشي به بنيانهاي ثروتآفرين بايد در يك بسته منسجم كنار هم ديده ميشد، لذا رئيس قوه قضائيه طي جلسهاي پذيرفت كه بايد دستگاهي اجرايي تعبيه شود و اين جزو تكاليف نقشه جامعه علمي است و ما سعي ميكنيم كه تا سال آينده اين نهاد شكل گيرد؛ به اين مفهوم كه هرگاه چنين نهادي شكل گرفت بسياري از دانشمندان و محققان ديگر تضمينهاي لازم را براي اينكه از موفقيتهاي چنين ثروتآفريني برخوردار شوند و به قول خودشان احساس كنند كه وجود دارند را بپذيرند و آن وقت اين شيب سرعت بيشتر ميشود و شركتهاي دانشبنيان هر چه بيشتر شكل ميگيرند.
شركتهاي صنعتي هم از اين موضع استقبال كردهاند؟
همينگونه است و اين شركتها چون احساس ميكنند كه كيفيت محصول توليد شده از طريق اين شركتها براي آن صنعت مورد نياز بسيار بالاتر است و در مقايسه با فرمهاي ديگري كه غير از مسيرهاي دانشبنيان عبور ميكنند بهتر است سراغ چنين محصولاتي ميآيند. در مورد بازار هم اخيراً در ستاد راهبري نقشه جامع علمي كشور مصوبهاي داشتيم كه به خانم سلطانخواه، معاون علمي و فناوري مأموريت داده شده تا فن بازارهاي لازم را در عرصهها و رشتههاي مختلف علوم تشكيل دهند.
در ارتباط با فن بازار كمي توضيح ميدهيد؟ فن بازار در حقيقت بازارهايي است كه محصولات دانش بنيان در آنجا ارائه ميشود. محصولات دانشبنيان عقبهاش يك كار تحقيقاتي است، در عين حال، شركتها يا صنايعي كه به اين محصولات نياز دارند در اين معامله قرار ميگيرند و محصول را به زودي به مشتري خودش تحويل ميدهند. قرار است نمونههايي از فن بازارها را در چند استان شكل دهيم و بعد از شكلگيري، اين فن بازارها ميتوانند به صورت دائمي در آنجا تعبيه شوند و با اطلاعرسانيهاي لازمي كه به صنايع گوناگون داده ميشود حتي فن بازارهاي تخصصي هم شكل گيرد.
يعني به نوعي اين فن بازارها حلقه واسط ميان توليد علم و تجاري شدن آنهاست؟ درست است و اين مأموريت داده شده كه تا قبل از پايان سال نمونههايي از فن بازار تشكيل شود و مورد معرفي قرار گيرد. صنايع بايد بدانند كه محصولات دانشبنيان هم از نظر كيفيت و از نظر محصولات مشابه در خارج از كشور بهترين هستند و هم به لحاظ ارزش و صرفه اقتصادي بهصرفهترند.
كدام نهاد متولي اين كار است؛ وزارت علوم يا جايي ديگر؟ نهاد مالكيت معنوي مسئول است. ابتدا بايد مصوبه اين مهم در شوراي ستاد راهبري نقشه به تصويب برسد سپس به تأييد شوراي عالي انقلاب برسد در حال حاضر بحث در دستگاه اجرايي است كه حالا اين دستگاه اجرايي كدام يك از اين نهادهاي مؤثر و تأثيرگذار اصلي حوزه علم باشد فعلا مشخص نيست؛ خانههاي علمي كشور يا مثلاً معاونت علمي يا حتي وزارتخانههاي صنعتي كشور.
طي هفتههاي گذشته خبري مبني بر بستههاي تشويقي براي فرزنددار شدن در رسانهها منتشر شد. شما هم در اين خصوص به نكاتي اشاره كرديد اما آيا اين سياست جمعيتي براي خانوادههاي و ثروتمند جامعه تأثيري دارد؟ اين بستهها عملاً براي آنها هيچ اثري ندارد. آيا براي اينگونه افراد هم برنامه و سياستي در پيش داريد؟ اين بسته يك مجموعه است. اگر ما بپذيريم كه رويكرد كنترل جمعيت را تبديل كنيم به رويكرد افزايش جمعيت، بايد براي افزايش جمعيت تسهيلاتي قائل شويم و در اين راهبردها ما هم يك آمايشي را در نظر گرفتيم يعني اقتضائات منطقهاي و جغرافيايي كشور براي موضوع افزايش جمعيت و اينكه مؤلفههاي گوناگوني كه در اين افزايش جمعيت ميتوانند تأثيرگذار باشند را مورد بررسي قرار داديم. بيشك مسائل گوناگون فرهنگي، آموزشي، ديني، اقتصادي و اجتماعي تأثيرگذار هستند. همه آنها به وزن خودشان مورد توجه قرار ميگيرند و اصولاً هركدام جاي خودشان ديده ميشوند، اين بسته، بسته معقول و قابل دفاعي است.
براي آن دسته كه شما اشاره كرديد، تسهيلات بيمهاي، مالياتي، دانشگاهي و آموزشي ديده ميشود اما بد نيست كه اين را بدانيم تمام بسته ما مادي نيست و بخش اساسي اين تحول جمعيت فرهنگي است. يعني اگر ما بدانيم كه كيان ايران و اسلام به اين است كه جمعيت كشور از آنچه هست كمتر نشود، بيشك ميتواند تمام مشوقها را كنار بزند. اكنون حتي رسانهها بايد رسالت خودشان را در اينجا ايفا كنند.
چه آماري در رشد جمعيت در آينده مد نظر است؟ ۶/۱ نرخ باروري الان كشور ماست و ميخواهيم به نرخ ۳/۲ نرخ جايگزيني برسيم. جالب است كه نخستوزير تركيه، اردوغان گفته است هر ترك بايد لااقل سه بچه داشته باشد. آنها هم متوجه شدهاند كه اروپا جمعيتش در حالي پيري است. چندين سال است به دليل پيري مفرطي كه كشورهاي اروپايي گرفتارش هستند و بهرغم مشوقهاي عجيبي هم كه دارند مثل مرخصيهاي ويژه به مادر، مرخصيهاي ويژه به پدر در دوران زايمان همسر و مشوقهاي اعتباري و... اما همچنان با كمبود جمعيت مواجه شدهاند.
اقدامات آينده درخصوص افزايش جمعيت چيست؟ ما يك كارگروه مشترك با مجلس تشكيل داديم كه با تأييد هيئترئيسه مأمور شدهاند با كمك شوراي عالي انقلاب و دولت كه اين بسته و قانون مرتبط با ذيل مصوبه شوراي عالي را تهيه كنند. البته اين كار در مراحل آخر است و مجلس هم اين مصوبه را تصويب نهايي خواهد كرد و تبديل به قانون ميشود و به محض اينكه تبديل به قانون شد در بودجههاي سنواتي، رديف اعتبارات خودش را پيدا ميكند و به تدريج شما آثارش را در ساليان گوناگون خواهيد ديد.
به اعتقاد شما تكفرزندي جامعه ما ميتواند ناشي از تغيير سبك زندگي باشد؟ بله، حتماً همينطور است. يكي از آثار سبك زندگي غربي اصطلاحاً تنها بودن است و اين جزو نمادهاي غرب شده است. آنها معتقدند كه كارشان يك پشتوانه فلسفي هم دارد. در غرب برگشت به خانواده تقريباً غيرممكن شده مگر اينكه برگردند به آثار و ارزشهاي اسلامي و الهي و سعادتبخش بشريت كه آن هم دور از ذهن است.
براي خانوادههايي كه جزو قشر مرفه به حساب ميآيند و تكفرزند هستند و نميتوان دلايل اقتصادي را صرفاً عامل كاهش فرزند دانست، چه برنامهاي در اين باره وجود دارد؟ خانوادههاي كمدرآمد جمعيتشان بيشتر و خانوادههاي پردرآمد جمعيتشان كمتر است. چون اين يك رويكرد فرهنگي است و هر چقدر دامنه اين تهاجم دشمن نسبت به اين نوع از بخشهاي خانوادگي ما بيشتر باشد آثارش را بيشتر ميبينيد و لذا ما بايد كار فرهنگي بيشتري انجام بدهيم و بدانيم كه موضوع افزايش جمعيت مؤلفههاي گوناگوني دارد كه مهمترين مؤلفه فرهنگي است. باور اين موضوع كه فرزندآوري موجب كاهش كيفيت زندگي نميشود بسيارحائز اهميت است. فرزندآوري موجب افزايش و ارتقاي كيفيت زندگي ما ميشود. خانوادهاي چهار، پنج فرزند داشت كه همگي متخصصان درجه يك در رشته علم بودند خبرنگار از آنها پرسيد كه با اين تعداد فرزند چگونه توانستيد زندگي را سر وسامان دهيد؟ گفتند ما چهار فرزند را براي خانوادهمان خوشبختي ميدانيم. خب اگر اين نگاه و رويكرد در جامعه باشد بيترديد ديگر مشكل كاهش جمعيت نخواهيم داشت.