همه چيز اكنون به ثبات نسبي رسيده و حال و روز اقتصاد ايران كمي نسبت به گذشته تغيير كرده است، اما سؤال اين است: آيا اين ثبات نسبي طولانيمدت خواهد بود و اساساً بايد چه كنيم تا ثبات كنوني به يك ثبات فراگير بدل شود.
اقتصاد ايران سالهاست كه با مشكل نقدينگي سرگردان دست و پنجه نرم ميكند و اين مسئله مختص سال جاري و چند سال گذشته نيست. تقريباً از ابتداي انقلاب و پس از جنگ تحميلي و به خصوص از زماني كه اقتصاد ايران وارد مباحث توسعهاي شد، كشور با بازار غيرمولد مواجه بوده است، همواره پولها در جامعه ايران سرگردان بودند و خيلي هم علاقه نداشتند به سمت توليد حركت كنند. لذا با سوق پيدا كردن مردم به سمت بازارهاي غيرمولد، اين بازارها نيز مدام گستردهتر و بزرگتر شدند و همين بزرگي (سودآوري) نيز سبب شد فرهنگ خاصي ميان مردم ما رواج پيدا كند كه همان فرهنگ «سوداگريـ سفتهبازي» است. سالها است كسي نپرسيده كه چه توليد كنيم تا پولدار شويم ؟ همه اغلب ميگويند چه چيزي بخريم تا پولدار شويم.
اكنون حدود ۴۰۰هزار ميليارد تومان پول سرگردان (نقدينگي) در دست مردم موجود است. جالب اينكه حتي اگر دولتمردان ما بازار ارز را نيز كنترل كنند، فردا اين مقدار پول، سراغ يك بازار ديگر ميرود. به عبارتي مردم دوباره در جستوجوي آن خواهند بود كه چه كالايي بخرند و بفروشند تا سود كنند.
البته دلايل اصلي اين نابساماني بخش پولي و ارزي مشكلات ساختاري توليد در كشور است. بايد به اين سؤال پاسخ داده شود كه چرا توليد در كشور ما با اين مشكلات مواجه است؟ پاسخ اين سؤال آن است كه زيرساختهايي كه بايد طي سالهاي گذشته توسط دولتها به وجود ميآمد، ايجاد نشده است.
دولت حدود سه سال پيش طرح تحول اقتصادي را طراحي كرد كه يكي از آنها اجراي قانون هدفمندي يارانهها بود. جالب اينكه از هفت محور طرح تحول اقتصادي فقط هدفمندي اجرا شد و ديگر محورها مانند اصلاح نظام بانكي، مالياتي و... به سروساماني نرسيد. واقعاً بايد اذعان كرد كه دولت در اين عرصهها كه لازمه اصلاحات گستردهاي براي اقتصاد ايران بود كار جدي نكرد. به عنوان مثال، دولت در موضوع ارزشگذاري پول ملي تنها به حذف سه، چهار صفر از پول ملي تأكيد داشت. حذف چند صفر از پول ملي فقط يك اصلاح شكلي بود و نه اصلاح محتوايي. بنابراين در همين طرح نيز رابطه ريال با ارزهاي خارجي در ارزشگذاري پول ملي مغفول ماند.
نكته بعد عدم توجه دولت به مباحث اقتصاد مقاومتي است. نكاتي كه رهبر انقلاب درباره اقتصاد مقاومتي در ماههاي اخير فرمودند بايد در اقتصاد ايران عملياتي شود، يعني اينكه مسئولان و دولتمردان كشور براي جنگ اقتصادي راهكارهاي لازم را تدوين و طراحي كنند. به عنوان مثال، دولت ميبايست بر اساس اين فرمايشات، نقاط آسيبپذير اقتصاد ايران را كه خود ميدانست چه قسمتهايي هستند شناسايي مينمود و براي آنها بستههاي را تدوين ميكرد.
نكته ديگري كه بايد مورد توجه قرار بگيرد، رانتي بودن اقتصاد ايران است. اقتصاد ايران همواره داراي مسائلي است كه بايد اقتصاد سياسي دلار را در آن لحاظ كنيم. بايد به اين نكته توجه كرد كه نقدينگي يك شمشير دولبه است به عبارتي پول و ارز موقعي خوب است كه در خدمت ديگر بازارها باشد تا در خدمت خودش. متأسفانه هماكنون پول و ارز در ايران در خدمت خود قرار دارد؛ يعني بانكها به جاي اينكه در خدمت ديگر بازارها باشند، در خدمت خودشان هستند. هم اكنون نيز براي آنكه ديگر شاهد بازگشت مجدد التهابات ارزي در كشور نباشيم، دولتمردان بايد مواردي چون گسترش مركز مبادلات ارزي براي تمام نيازها و سپس تحت نظارت قرار دادن فعاليتهاي ارزي دربازار آزاد را دردستور كار خود قرار دهند تا در سايه نبود التهابات ارزي كمكم زمينه هدايت نقدينگي سرگردان به بخشهاي مولد توليد و همچنين اصلاح ساختارهاي توليد كشور فراهم شود.