
به گزارش خبرنگار ما، ۱۶ فروردين ماه سال ۸۹ مأموران پليس اسلامشهر از مرگ مشكوك زن جواني به نام دنيا در بيمارستان فياض بخش باخبر و راهي بيمارستان شدند. مادر دنيا به پليس گفت: دخترم مدتي قبل از شوهرش طلاق گرفته بود و در طبقه بالاي خانهمان زندگي ميكرد. من چند روزي بود كه به ساوه رفته بودم. تا اينكه آن روز پسرم با من تماس گرفت و گفت دنيا به شدت بيمار شده است و حاضر نيست او را به بيمارستان ببرم. پسرم اصرار كرد به خانه برگردم و دخترم را راضي كنم تا او را به بيمارستان ببريم. من خودم را به خانه رساندم و ديدم دنيا صورتش كبود شده و دستهايش هم ورم كرده است. البته او از يك سال قبل بيمار بود و آن روز حالش بد شد. وقتي همراه پسرم او را به بيمارستان برديم، پزشكان او را معاينه كردند و گفتند فوت شده است. البته او در راه بيمارستان زنده بود و نفس ميكشيد. گزارش پزشكي قانوني درباره علت مرگ دنيا، روند تحقيقات را وارد مرحله ديگري كرد. بر اساس اين گزارش، دنيا بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن فوت شده بود.
با توجه به اين نظريه، تحقيقات آغاز و پليس متوجه شد روز حادثه دنيا و برادرش وحيد در خانه تنها بودند. اين خواهر و برادر با هم اختلاف داشتند و با توجه به اينكه پزشكي قانوني اعلام كرده بود ضربات شديدي به بدن مقتول وارد آمده است، بنابراين اين قتل ميتوانست كار وحيد باشد. بنابراين اين بار برادر دنيا مورد بازجويي قرار گرفت. او در بازجوييها اتهام قتل را قبول كرد و گفت شغل من نقاش ساختمان است. خواهرم بعد از طلاق در طبقه بالاي خانه مادرم زندگي ميكرد. مدتي بود به رفتار او مظنون شده بودم؛ چرا كه مردم پشت سر او حرفهاي بدي ميزدند كه مرا عصباني ميكرد.
او سوار ماشينهاي گذري ميشد و با افراد مشكوك رفت و آمد ميكرد. شش سال بود به مصرف مواد اعتياد داشت و گاهي هم مواد را به خودش تزريق ميكرد و ما نتوانستيم براي درمان او كاري بكنيم. فكر ميكنم خواهرم به خاطر تزريق مواد فوت شده باشد. مادر متهم ادعاهاي پسرش را تأييد كرد و گفت از او شكايتي ندارند. هرچند اوليايدم اعلام كردند هيچ شكايتي ندارند و خواستار آزادي وحيد شدند اما كيفرخواست عليه مرد جوان به لحاظ جنبه عمومي جرم به اتهام قتل عمد صادر و پرونده به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. وحيد هنگام محاكمه در اين شعبه گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. من اين كار را نكردم. خواهرم زن فاسدي بود اما مرتكب قتل او نشدم. او بعد از طلاق به فكر آبروي فرزندانش هم نبود و به خاطر مصرف زياد مواد خودكشي كرده است. بعد از پايان جلسه دادگاه، هيئت قضات براي صدور رأي پرونده وارد شور شدند و متهم را در قتل عمد مقصر تشخيص دادند و او را به لحاظ جنبه عمومي جرم به سه سال زندان محكوم كردند. متهم به رأي دادگاه اعتراض كرد و پرونده براي رسيدگي به ديوان عالي كشور فرستاده شد.
قضات ديوان، رأي دادگاه را نقض و اعلام كردند هرچند مدارك كافي عليه متهم وجود دارد اما به نظر ميرسد اين قتل عمد نبوده و شبه عمد باشد. بنابراين پرونده براي رسيدگي دوباره به شعبه ۷۹ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. بنابراين بار ديگر پرونده به جريان افتاد و متهم مقابل هيئت قضات به رياست قاضي مقدمزهرا پاي ميز محاكمه حاضر شد. او در جريان رسيدگي اتهام خودش را انكار كرد و گفت خواهرم زن بدنامي بود اما من در قتل او نقشي نداشتم. او با آبروي خانوادگي ما بازي كرد اما من او را به قتل نرساندم. هيئت قضايي بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم، وي را از اتهام قتل عمد تبرئه كرد.