كوفي عنان قدرتهاي بينالمللي در شوراي امنيت را علت ناكامي خود در انجام ماموريتش دانسته بود، چرا كه با كارشكني و حمايت از گروههاي معارض مسلح در سوريه اجازه نميدادند تا طرفهاي بحران سوريه به راه حل او تن دهند. همين امر موجب شده بود تا ناظران منطقهاي و بينالمللي چندان خوشبيني به موفقيت ابراهيمي نداشته باشند و حتي او در ابتداي كار اعلام كرد كه ماموريتي سخت پيش دارد و نميتواند به موفقيت خود مطمئن باشد. اين عدم اطمينان بود كه او را مجبور كرد تا محتاطانه عمل كند و نه تنها طرح و پيشنهادي ارائه نميداد، بلكه حتي چند هفتهاي هيچ خبري از او در رسانهها منتشر نميشد. اين وضعيت ادامه يافت تا آنكه اجلاس كشورهاي جنبش عدم تعهد در تهران برگزار شد و بعد از آن و با نشست سه كشور ايران، مصر و تركيه در قاهره روند گفتوگو بر سر سوريه جان تازهاي گرفت و به ابراهيمي اين فرصت داده شد تا وارد ميدان شود.
نشست قاهره و رفت و آمدهاي بعد از آن طرحهاي مختلفي را براي سوريه مطرح كرد كه آتشبس نقطه مشترك اين طرحها بود و ابراهيمي با اتكاي به اين نقطه مشترك، آتشبس به مناسبت عيد قربان را مطرح كرد. اين پيشنهاد ابراهيمي نخستين اقدام عملي او از زمان انتخابش به عنوان جانشين كوفي عنان بود و از سوي جناحهاي مختلف از سازمان ملل گرفته تا روسيه، امريكا و كشورهاي منطقه مورد استقبال قرار گرفت. بان كي مون، دبير كل سازمان ملل، ابراز اميدواري كرد كه اين آتشبس به گفتوگوهاي سياسي بين طرفين منجر شود، الكساندر لوكاشويچ، سخنگوي وزارت خارجه روسيه، آتشبس در سوريه را گشايشي در مسير راه حل سياسي در آن كشور دانست و گيدو وستروله، وزير امور خارجه آلمان هم با صدور بيانيهاي آتشبس در سوريه را «بارقه اميد» ناميد. مجموع اين نظرها موجب شده بود تا پيشنهاد ابراهيمي از سوي ناظران سياسي به عنوان «اولين تنفس» تعبير شود و ابراهيمي نيز آتشبس را تنها مقدمهاي دانست كه با ايجاد آن ميتوان راهي براي حل سياسي در سوريه گشود. به نظر ميرسيد كه تلاش او و اين اولين تنفس در فضاي بحراني ۱۹ ماهه گذشته حداقل شرايط را براي تغيير اوضاع ايجاد كند، اما مسئله اصلي در اجراي آتشبس و پايبندي طرفين به آن بود. شايد توجه به اين وجه بود كه ابراهيمي را واداشته بود تا براي طرحش مدت چهار روزه و نه بيش از اين را در نظر بگيرد زيرا او نميتوانست چندان اعتمادي به پايبندي طرفين درگيري به آتشبس داشته باشد.
عدم اعتماد به پايبندي بيش از هر چيز به خود طرفهاي درگير و تجربه آنها در طي ماههاي گذشته بازميگردد، چرا كه آتشبس قبلي به ابتكار كوفي عنان در اوايل سال جاري هم به دليل عدم پايبندي به ناكامي كشيده شد. روز پنجشنبه طرفين درگيري آمادگي خود را براي اجراي آتشبس اعلام كردند، اما در عين حال اعلام كردند كه در صورت تحرك نظامي طرف مقابل به آن پاسخ خواهند داد. نكته مهم در اين اعلام آمادگي براي اجراي آتشبس اين است كه سازماندهي دو طرف يكسان نيست و در حالي كه نيروهاي ارتش از فرماندهي منسجمي فرمان ميبرند، اما طرف مقابل چنين انسجامي ندارد و صرف پذيرش يك گروه معارض مسلح براي اجراي آتشبس باعث نميشود كه گروههاي ديگر نيز بخواهند به آتشبس پايبند باشند. براي مثال، جبهه النصره يكي از اين گروهها است كه با وجود پذيرش آتشبس از سوي گروه ارتش آزاد، اما اعلام كرد كه هيچ توافقي را با دولت سوريه قبول ندارد و با اين اعلام موضع نشان داد كه حاضر نيست به آتشبس پابيند باشد. اين گروه تا كنون مسئوليت چندين حمله تروريستي و آدمربايي و كشتن آنها را در دمشق و ديگر شهرهاي سوريه به عهده گرفته و همانند ديگر گروههايي است كه به صورت مستقل عمل ميكند.
موضع گروههايي نظير جبهه النصره و سابقه حملات آنان نقطه كور آتشبس پيشنهادي ابراهيمي است كه آثار خود را در دو روز جمعه و شنبه به صورت انفجارهاي تروريستي در دمشق و تعدادي ديگر از شهرهاي سوريه نشان داد. اين گروهها و به طور كلي، ساختار گروههاي معارض مسلح در سوريه را ميتوان پاشنه آشيل اولين تنفس ابراهيمي دانست، زيرا ارتش آزاد سوريه نه تنها يك عنوان براي تمام گروههاي معارض در سوريه نيست، بلكه حتي بخش عمدهاي از آنها را تحت پوشش خود ندارد. از اين رو، توافق اين گروه براي اجراي آتشبس دليل آن نميشود كه يك طرف بحران به طور كامل پايبند به آتشبس باشد و حتي به دليل رقابت گروههاي معارض سوري با يكديگر، آمادگي يك گروه براي اجراي آتشبس دليلي ميشود تا گروههاي ديگر براي نقض آتشبس تلاش كنند. اين همان چيزي است كه از روز جمعه واقع شد و موجب گرديد تا اولين تنفس ابراهيمي در سوريه به شماره بيفتد. بنابر اين، اگر ابراهيمي بخواهد در سوريه گامي به سوي صلح و آرامش بردارد، بايد قبل از هر چيز به گروههاي سوري و حاميان خارجي آنها نظر داشته باشد، زيرا بدون موافقت آنها به تعهد در برابر پيشنهادهايش، گامهاي او محكوم به ناكامي خواهد بود.