طي دور قبلي معاونان دو رقيب انتخابات رياست جمهوري امريكا كه رسانههاي امريكايي تعمد آشكاري به برجسته كردن تهديد ايراني و برنامه هستهاي آن داشتند، مواضع جو بايدن و پال راين قابل تأمل است، به ويژه اينكه پس از مانور زياد راين روي خطر بمب هستهاي ايران، جو بايدن با تعجب زياد، به حرفهاي وي ميخندد و توضيح ميدهد كه غنيسازي ۲۰درصدي ايران نه تنها با اورانيوم ساخت بمب فاصله دارد و متفاوت است، بلكه حتي اگر اين اورانيوم تهيه شود نياز به وسيلهاي است تا آن را حمل يا پرتاب كند و اين تكنولوژي در اختيار ايران نيست. جالب اينكه ميگويد دستگاههاي اطلاعاتي امريكا و اسرائيل نيز بر دور بودن فاصله ايران تا بمب هستهاي اتفاق نظر دارند. وي صحبتهاي جنجالي در مورد بمب هستهاي ايران را حرف بياساس و در يك كلمه ايرلندي مالاركي (حرف مفت) مينامد!
اين اعتراف مهمي است كه يك معاون رئيسجمهور وقت امريكا بيان ميكند و جالب اين است كه هيچ مرجع داخلي رسانهاي و ديپلماتيك و سران كشور بدان واكنش نشان نميدهند و اين اعتراف را مورد توجه قرار نميدهند. اگر تمامي ادعاهاي امريكايي، مالاركي است كه هست، مردم ما از خود ميپرسند كه ما به چه دليل از سوي امريكا، غرب و رژيم صهيونيستي مجازات ميشويم و چرا حتي مواد اوليه شير خشك توسط اروپاييها يا مواد لازم در صنعت فولادسازي توسط غرب مورد تحريم قرار ميگيرد و به قول خودشان چرا اين همه تحريمهاي نابودكننده عليه مردم ايران به اجرا درميآيد؟
اگرچه مردم ما به خوبي درك ميكنند كه غرب به بهانه برنامه هستهاي و بسياري بهانههاي ديگر، با مردم ايران، اراده آنها، اعتقاداتشان، انقلاب آنها، مقدسات آنها و آنچه طي ۳۳ سال گذشته از خود در يك غرور ملي و مستقل نشان دادهاند، دشمني دارد. اگر آنها در پيش از سه دهه گذشته مردم ما را تحريم و مجازات ميكنند، مسئله اين نيست كه برنامه هستهاي ايران مشكوك است، بلكه مجموعه اقدامات آنها يك هدف اصلي را دنبال ميكند و آن اين است كه گفتمان عاشورايي و انقلابي ايران بايد از درون نابود شود.
نه اينكه آنها تمايل ندارند تا از بيرون دست به اقدامي ماجراجويانه بزنند، بلكه چون هزينه اقدام از بيرون را براي غرب غيرقابل تحمل ميبينند، ايجاد سازو كارهاي فشار، تحريم، فشار رسانهاي و جنگ رواني و اقدامات تروريستي، جاسوسي، سايبري و خاموش كردن صداي رسانهاي ايران در خارج، همه با اين هدف است تا مردم ايران را وادار به تسليم كنند. اين موضوع مهمي است كه مردم ما بدانند و درك كنند كه هدف اصلي اين همه دشمني، خود آنها هستند و اين مهم است كه بدانند دشمني غرب با مردم ايران پايانپذير نيست و وعدههاي توخالي آنها، فقط براي فريبكاري است.
در اين فضاي آشكار جنگ اقتصادي، امنيتي، رسانهاي، سايبري و ديپلماتيك كه فقط نيازمند شليك گلولههاي تفنگ است، اگر مردم احساس كنند كه سيستم اجرايي، قانونگذاري و قضايي كشور به جاي تلاش براي حل مسائل جاري و راهبردي كشور، به دنبال مسائل ديگري هستند و كاري به دغدغههاي ارزشي، انقلابي، معيشتي و راهبردي آنها ندارند، آن وقت منتظر فرمان رهبري خواهند بود تا حرف آخر را بزنند، چراكه مردم شريف ايران، بيش از بسياري از مسئولان به انقلاب اسلامي، رهبري و نظام مقدس و مستقل خود پايبند هستند و براي آن تا به حال ايستادگي كردهاند. مردم ايران با تحمل هرگونه ناملايمات، مسئولان را همسو با خود و ارزشهاي انقلاب اسلامي و در مسير خدمت به مردم و رفع مشكلات و مديريت برنامههاي دشمن و استكبار جهاني ميخواهند و به سادگي از افرادي كه قبلاً به آنها اعتماد كردهاند، عبور ميكنند تا مباني نظام اسلامي و مردمي حفظ و دشمن را در كينهورزي نسبت به ايران اسلامي ناكام بگذارند. گفتمان عاشورايي به مردم ايران آموخته است كه با عده و عُده محدود ولي مصمم، ميتوان تاريخ را ساخت و با پرچم شهادت، افتخار و ماندگاري را تضمين كرد.
حال كه مالاركي امريكايي از زبان خودشان اعتراف شده، براي عبور از پيچ سرنوشتساز تاريخي، بايد همتها را همسو كرده و از صحنه بازي محدود ملي و منطقهاي، وارد بازي بزرگ جهاني شويم. غرب با مالاركي، ملتها را چپاول و سركوب كرده و در نقطه عطف تاريخي خود بسر ميبرد و اگر ملت ما از اين پيچ تاريخي با هوشياري و آگاهي و تحمل سختيها عبور كند، به شايستگيهاي بزرگتري دست خواهد يافت.