
دين اسلام كه چون خورشيدي انوار پرتلألو آن تمام جهان را فرا گرفته اينبار باعث نجات جواني در كشور ساحل عاج گرديده است. محمد جارا در خانوادهاي مالكي مذهب متولد شد، بعد از دوران ابتدايي درابيجان پايتخت ساحل عاج مشغول به تحصيل شد. در منطقه وهابينشين بواكي مدرسه «دارالحديث» وجود داشت كه از بزرگترين و مجهزترين مدارس كشور ساحل عاج به حساب ميآيد. او هم مثل خيلي از نوجوانان مشتاق پيشرفت علمي در اين مدرسه ثبتنام كرد، يعني مدرسهاي كه مربوط به وهابيون است بهخاطر پيشرفت درسي به درجه دومي جايگاه علمي رسيد (درجه اولي براي فارغالتحصيلان درعربستان است) كمكم از سرسختترين مدافعان وهابيت گرديد كه بسيار متعصبانه عمل ميكرد و عليه تشيع ميتاخت، چنانچه چندين نفر را وهابي كرده است ولي مشيت الهي سرنوشت ديگري براي جارا رقم ميزد. او حالا سطح چهارم معارف اسلامي درحد دكتري مشغول به تحصيل است و به زودي راهي كشورش براي تبليغ اسلام شيعي ميشود.
چي شد با اين همه تعصب در ديدگاه و باور وهابيتي كه داشتي به تشيع رو آوردي؟ خواست خدا بود كه از خواب غفلت و ناداني بيدار شوم. من شاگرد درسخواني بودم كه بعد از فارغالتحصيلي درمدرسه «دارالحديث» به دليل رتبه خوبي كه داشتم در مدرسه دروس قرآن، حديث و تجويد را تدريس ميكردم. با يكي از استادان به نام آقاي مسلم كه امين و مقبول براي اهل تسنن و وهابيون بود، ارتباط دوستانهاي پيدا كردم تا اينكه روزي مدرسي شيعه با مديرمدرسه ما ارتباط برقرار كرد، به اين شكل كه هرجا مدير نياز به پول كلاني براي ساخت مدرسه يا خريد لوازم گرانقيمت داشت اين شيعه لبناني سريع به او پول ميداد. روزي اين مدرس لبناني به مدير گفت: اجازه ميدهيد در مدرسه شما صحبت كنم؟ البته فقط از اخلاق حرف ميزنم نه عقايد! مدير مدرسه وهابي معتدلي بود با اين حال از برخورد بقيه اساتيد و عقايد مرد شيعه وحشت داشت، قبول كرد تا او پنجشنبهها درمورد اخلاق سخنراني كند. من ازجمله استادان معترض به اين مسئله بودم كه رضايت نميدادم ولي بههر حال آن لبناني آمد. شيعيان را كافر ميدانستم از جمله اينكه ميگويند اللهم صلعلي محمد و عليه به جاي آله ميگفتم صلوات برعلي ميفرستند بهجاي پيامبر و جبرئيل اشتباها رسالت را بر پيامبر وارد كرده و علي مستحق است. تعصبات من بالا گرفت مدام با او بحث ميكردم ولي معلم لبناني چنان زيبا و فصيح سخنراني ميكرد كه بعد از مدتي آقاي مسلم شيعه شد. او را از مدرسه اخراج كردند.
ذهن بچههاي مدرسه مشغول بود كه چرا بهترين معلم مدرسهشان بايد از راه راست منحرف بشود. من خيلي به او ارادت داشتم به همين خاطر تلفني و مخفيانه با او ارتباط برقرار كردم. كتابهايي برايم ميآورد و ميخواندم. بعد از يكسال ديدم شناختم به تشيع زياد شده حتي براي خودم كه تعصب زيادي داشتم، شگفتانگيز بود، به دوستان هم گفتم تعصبات را كنار بگذاريد و حقيقت را جستوجو كنيد. بالاخره بعد از مطالعه زياد به تشيع رو آوردم، اين در حالي بود كه به عنوان وهابي خيلي عليه شيعيان تبليغ ميكردم.
چه حمايتهايي وهابيون ساحل عاج از طرف عربستان ميشوند؟ وهابيون در اين عرصه خيلي فعال و با برنامه عمل ميكنند همه جور امكانات مالي و معنوي براي آنها بود به اينصورت كه هركس وهابي ميشد را به عربستان ميبردند، فرقي نميكرد باسواد يا بيسواد باشد، مهم دين او بود، آنها او را بهعنوان مسلمان، در عربستان حاجي ميكردند بعد هم يك ماشين مدل بالا به او ميدادند كه رويش بزرگ نوشته بودند الحاجي فلان. به او احترام زيادي ميگذاشتند و درميان ديگران به او ارج مينهادند اينگونه رفتارهاي تصنعي كمكم باعث جذب مردم به وهابيت شد.
ولي وهابيت كه به مسلمانان تندرو و خشن معروف هستند! بله همينطور است كه شما ميگوييد اما تبليغات زيادي دارند البته دربرخي نقاط ساحل عاج مردم عليه آنها قيام كردهاند اما چون حمايت مالي و معنوي زيادي ميشوند و تبليغات خوبي هم دارند پيرواني جذب كردهاند، هرچند اخيراً اتفاقات عربستان چهره وهابيت را در نظر برخي منفور ساخته ولي همچنان داراي قدرت و نفوذ هستند.
با اين اوضاع و احوال وضعيت تشيع در ساحل عاج چگونه است؟ پنج درصد مردم شيعه و بقيه وهابي هستند، قبلاً شيعيان وضعيت خوبي نداشتند ولي امروز آزاد شدهايم. ابوبكر صوفانا، رئيس ائمه جماعات سني است كه در امريكا با تشيع آشنا شد حالا رابطه خوبي با شيعيان دارد، ميگويد شيعيان كافر نيستند. در دفتر كارش صندلي خاصي براي نماينده شيعيان گذاشته است. شيعيان تبليغات خوبي دارند يكسري شيعيان لبناني هستند و يكسري بومي محل، ما هم براي تبليغ چند وقت يكبار راهي ميشويم. خوشبختانه مردم استقبال خوبي از تشيع ميكنند اما با همه اين وجود سرمايهگذاري تشيع مقابل وهابيت كم است.
با توجه به اينكه دومين كليساي مهم و قديمي دنيا بعد از واتيكان درساحل عاج قرار دارد، حتماً مسيحيان هم در آنجا فعال هستند؟ بله كشور ساحل عاج داراي اهميت استراتژيكي مهمي در غرب آفريقاست و همواره مطمح نظرخيليها بوده است به غير از مسلمانان و وجود مساجد متعدد، كليساي دوم دنيا هم در اين كشور است كه همه ساله خيلي از مسيحيان براي ديدن از اين بناي تاريخي راهي ساحل عاج ميشوند و مسيحيان تبليغات زيادي براي جذب نيرو دارند، به دورافتادهترين مناطق كشور براي تبليغ ميروند.
نقش ايران در اين بلبشوي ديني ساحل عاج چطور بوده است؟ تاريخچه تشيع در كشور ساحل عاج از لبنان شروع شد و به ايران ختم گرديد. بعد از پيروزي انقلاب ايران، شخصي به نام سيدموسوي براي تبليغ اسلام از ايران به كشور ما آمد، متأسفانه بعدها در جبهههاي جنگ ايران و عراق شهيد شد. سيدموسوي سفير و سياستمدار بزرگي بود كه براي گسترش تشيع از هيچ كاري فروگذاري نميكرد، مانند ميسيونرها به نقاط محروم و فقيرنشين ميرفت و ضمن خدمترساني، مكتب تشيع را نشر ميداد، خيليها او را ميشناسند و به خاطر او شيعه شدند.
بيداري اسلامي و اتفاقات منطقه بهخصوص شمال آفريقا را چطور ارزيابي ميكني؟ امروز مسلمانان در حال پيشرفت هستند و روزبهروز بر آمار مسلمانان جهان اضافه ميشود، به هر حال اين اتفاقات دير يا زود ميافتاد. به نظرم اين روند طبيعي است كه تعجبي ندارد بهزودي تمام دنيا را دربرخواهد گرفت. انشاءالله ولي نبايد از فعاليتهاي وهابيون غافل ماند كه در كمين نشستهاند و اسلام را به انحراف ميكشانند. بيداري اسلامي فرصت مغتنمي است تا بتوانيم اسلام حقيقي را به مردم دنيا بچشانيم.