اتحاديه اروپا با محوريت «انگليس خبيث» در شرايطي سناريوي امريكايي تشديد تحريمها عليه ايران را مديريت ميكند و موضوع هستهاي ايران را بهانه تشديد تحريمها قرار داده است كه گزارشات مستمر آژانس و مراكز اطلاعاتي غرب بر عدم انحراف فعاليتهاي هستهاي ايران اذعان دارند و ايران نيز در طي سالهاي اخير همكاري خود را با آژانس در روند بازرسيها كاهش نداده و در تمامي فرآيندهاي مذاكرات هستهاي حضور فعال داشته است.
در مورد دور جديد تحريمها نكاتي چند قابل ذكر است:
۱- واگذاري مأموريت تشديد تحريمها در اين مرحله به اروپاييها دلايلي چند دارد، زيرا امريكاييها از يك سو به دليل درگير بودن در رقابتهاي انتخاباتي فرصت كمتري براي پرداختن به موضوع ايران دارند و افكار عمومي امريكا نيز بيش از اين بازي كانديداها با موضوع ايران را برنميتابد و به همين دليل است كه حتي رامني رقيب اوباما كه در گذشته بر عنصر تهديد نظامي عليه ايران تأكيد ميكرد، به اين باور رسيد كه اين عنصر براي تسليم ايران كاربردي ندارد و از سوي ديگر افكار عمومي امريكا نيز نسبت به پيامدهاي انساني تحريمها واكنش نشان داده كه مصداق آن را نيز ميتوان بيانيه بانكيمون، دبير كل سازمان ملل دانست كه در زمينه تأثير تحريمها در عدم دسترسي ايران به مواد دارويي و غذايي اظهار نگراني كرده بود. از سوي ديگر بهرهگيري از همه ظرفيتهاي تحريم در گذشته دست امريكا را در اين عرصه خالي كرده بود و به همين دليل است كه اندك ظرفيتهاي بانكي اروپا براي تشديد تحريمها، محور فشار جديد عليه ايران قرار ميگيرد.
۲-تشديد روند تحريمهاي اقتصادي ايران، آثار زيانباري را در اقتصاد كشورهاي اروپايي بر جاي گذاشته است. به گونهاي كه اذعان ديويد كامرون، نخستوزير انگليس در كنگره حزب محافظهكار اين كشور يكي از مصاديق آن است، آنگاه كه به غرق شدن كشورهاي قدرتمند اقتصادي اروپا در باتلاق جديد اقتصادي اعتراف ميكند اما به رغم آن در نقطه مقابل، چشمانداز روشني را نيز براي تسليم ايران نميبيند. به گونهاي كه مركز امريكايي تحقيقات استراتژيك هوور به درستي به اين سردرگمي غربيها اعتراف ميكند، آنگاه كه در گزارش هفته گذشته خود آورده است كه پرونده هستهاي ايران امروز به پيچيدهترين معماي جهان تبديل شده است زيرا محروميتهاي بيشتر و تشديد عليه ايران، نه تنها از اراده ايرانيها در رسيدن به اهدافشان نخواهد كاست، بلكه بر بحران آن نيز خواهد افزود.
۳- از منظر نظام اسلامي مسير و اهدافي كه غرب در اين عرصه دنبال ميكند كاملاً روشن است. مقام معظم رهبري در ديدار با برگزيدگان و نخبگان استان خراسان شمالي با اشاره به خدعه تبليغاتي سياسي و رسانهاي غرب درباره فشارها بر ايران تأكيد ميكند كه آنها در يك خدعه و تقلب تبليغاتي مدام ميگويند علت فشارها به ايران وادار كردن جمهوري اسلامي به بازگشت به ميز مذاكره است، اما ميز مذاكره درباره مسائل گوناگون از جمله هستهاي را چه زماني ترك كرده بوديم كه حالا برگرديم؟ هدف واقعي كساني كه اين فرمول تبليغاتي سياسي را دنبال ميكنند، تسليم شدن ملت ايران در پاي ميز مذاكرات است و ما به آنها ميگوييم شما كوچكتر از آن هستيد كه ملت مبارز، بصير و آگاه ايران را در مقابل خواستههاي خود به زانو درآوريد.
۴- يكي از نگرانيهاي سران اروپا در روند تشديد تحريمها عدم همراهي مردم در اين كشورهاست و به همين دليل است كه ويليام هيگ،وزير خارجه انگليس پس از اعلام مصوبه تشديد تحريمهاي ايران در تاريخ پانزدهم اكتبر (۲۴ مهرماه) مدعي ميشود كه ما دعوايي با مردم ايران نداريم اما ميدانيم كه تحريمها روي اقتصاد و روي درآمدهاي دولت تأثير ميگذارد و در نتيجه در زندگي مردم هم مؤثر است. با مروري بر اين دست مواضع شايد دليل اصلي قطع سرويسدهي ماهواره هاتبرد به شبكههاي تلويزيوني ايران را بتوان يافت چرا كه آنها از روشنگري ابعاد اين تحريم براي مخاطبان ايراني و غيرايراني خارج از كشور به شدت نگرانند و تأثير «تروريسم اقتصادي» خود را در بيخبري ملتها ميدانند.
۵- در نقطه مقابل راهبردهاي غرب مسير ايران در اين عرصه روشن است. مقام معظم رهبري در ديدار با نخبگان استان خراسان شمالي «نقشه راه استقامت مردم ايران»را در اين مسير به درستي ترسيم ميكنند، آنگاه كه ميفرمايند: دشمن هرگاه ضعفي را در كشور احساس كند، روحيه ميگيرد و آماده هجوم و فشار ميشود و هر وقت كار و حركت مؤثر و بزرگي را ببيند با نااميدي درصدد تحتالشعاع قرار دادن آن برميآيد. بنابراين همه به ويژه مديران و مسئولان كشور با كار و تلاش بيوقفه، روحيه اميد و نشاط را تقويت كنند. هر حركتي كه نشان دهنده يأس، خستگي و اختلاف باشد، بدون ترديد به ضرر «مصالح كشور و پيشرفت و عزت ملي» است.
۶- كمترين ترديدي نميتوان داشت كه نظام سلطه در كنار تحريمها،تمامي ظرفيتهاي سياسي و اقتصادي و عوامل سرويسهاي جاسوسي خود را براي تأثيرگذاري اين تحريمها به كار گرفته است و به همين دليل است كه اصحاب فتنه در داخل و ضد انقلاب در خارج از كشور همراه با مافياي اقتصادي كه البته با سرمايههاي بيروني هدايت ميشوند، با دامن زدن به التهاب بازار ارز و طلا ميكوشند آثار رواني فشار و تهديد را افزايش دهند و در اين شرايط آنچه تأسفبارتر است، انفعال و بيتفاوتي برخي مسئولان و زمينهسازي براي تشديد جنگ رواني است.
۷- تلاش براي روشنگري ابعاد انساني و اجتماعي تحريم گسترده غرب در عرصه داخلي و جهاني توسط دستگاههاي ذيربط در كنار حضور فعال مديران اقتصادي، چرايي براي مهار التهابات اقتصادي كه عمده آن ريشه داخلي دارد، در كنار برخورد قدرتمندانه دستگاه قضايي با مافياي اقتصادي، حداقل انتظار مردم و رهبري از مسئولان براي گذر قدرتمندانه از اين عرصه است.