
به گزارش «جوان»، فيلم «آرگو» بن افلك كه اكران رسمي آن از جمعه گذشته آغاز شده است، حادثه تسخير لانه جاسوسي امريكا در دوران اوايل انقلاب را از نگاه غرب روايت ميكند و طي داستاني كه ادعا ميشود حقيقت است به ماجراي آزادسازي شش ديپلمات امريكايي طي عملياتي مخفيانه ميپردازد اما «آرگو» نيز همچون باقي پروژههاي هاليوودي شيپوري براي بزرگنمايي و پروپاگانداي امريكايي است.
فيلمنامه اين اثر ابتدا بر اساس گزارش و حكايت «توني مندز» يكي از مأموران سابق سازمان سيا نوشته شده بود. اما بن افلك فيلمنامه نهايي فيلمش را به «كن دي تيلور» سفير سابق كانادا در ايران سپرد تا او كه از نزديك در جريان حوادث دوران ابتدايي انقلاب بوده است فيلمنامه فيلمش را بازنويسي كند. بازنويسي مجدد فيلمنامه هزينههاي سنگيني را روي دوش كمپاني توليدكننده فيلم گذاشت اما در عوض بن افلك خيالش راحت بود كه مردم به اين وسيله از اثر سينمايي او به عنوان يك پروپاگانداي ديگر براي امريكا ياد نخواهند كرد. تيلور كه در فواصل سالهاي ۱۹۷۷ تا ۱۹۷۹ سفير كانادا در ايران بوده است، جمعه شب براي شركت در افتتاحيه رسمي فيلم «آرگو» به واشنگتن رفت و حتي افلك روي فرش قرمز از او تمجيد كرد با اين حال فيلمنامهنويس نهايي فيلم «آرگو» در خلال صحبتهايش با رسانهها نتوانسته از واگويي برخي حقايق درباره اين فيلم خودداري كند. او در گفت و گو با شبكه CBS امريكا اعتراف كرده كه برخي جزئيات «آرگو» كاملاً ساختگي و داستان محض است.
به گفته او برخلاف آنچه در «آرگو» روايت ميشود، مشكلي تحت عنوان بحران تهيه بليت هواپيما براي شش ديپلمات امريكايي وجود نداشته است چراكه در آن زمان تيلور خودش بليتها را براي ديپلماتها تهيه كرده بود. همچنين تيلور اين ادعا در فيلم «آرگو» را كه كانادا در جريان تسخير لانه جاسوسي امريكا، ايران را به تعطيلي سفارتش در تهران تهديد كرده است، تكذيب و خاطر نشان كرد كه برخلاف برخي سكانسهاي فيلم، شش ديپلمات امريكايي در آن دوران بحراني هرگز به بازار بزرگ تهران پا نگذاشته بودند. تيلور همچنين در بخش ديگري از گفتوگويش با شبكه CBS ضمن نقد اقدام اخير كانادا به تعطيلي سفارت خود در ايران گفته است: «آنچه براي من اهميت دارد، ماهيت و اهميت ديپلماسي است كه امروزه بيش از تمام دورههاي تاريخي ديگر ضروري به نظر ميرسد ؛ مقولهاي كه مخاطره آميز و در عين حال مهم و حياتي است. ديگر آن دوران گذشت كه همينطور در سفارت كشورت را ببندي و بگويي تعطيل است.»
وي در ادامه به ديگر كاستيهاي فيلم «آرگو» اشاره كرده و از نمايش چهره كليشهاي شكاك از مأموران كنترل گذرنامه ايراني در فرودگاه و نيز انتقال اطلاعات كامپيوتري آن هم در اواخر دهه ۵۰ شمسي و اوايل ۸۰ ميلادي و تعقيب و گريز در باند فرودگاه به عنوان ضعفها و تصاوير كليشهاي «آرگو» ياد كرده و در پايان افزوده است: «درست مانند لقمه بزرگي كه از گلو پايين ميرود عوامل فيلم آرگو هم همان كاري را انجام ميدهند كه از آنها انتظار ميرود.»