
داستان ايران و حضورش در نمايشگاه بينالمللي كتاب فرانكفورت و بدهي بيش از ۵۰ هزار يورويي سال گذشته ايران به نمايشگاه و سخنان معاون وقت فرهنگي مبني بر بياهميت بودن حضور ايران در اين نمايشگاه تا اندازهاي در رسانهها بازتاب داشت كه بسياري ميانديشيدند پرونده حضور در اين نمايشگاه براي هميشه در مديريت فرهنگي ارشد ايران بسته شده است، اما نه تنها بهمن دري در سال جاري دچار چنان تحولي شد كه قصد داشت تمامي نهادهاي وابسته به معاونت فرهنگي اعم از مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي، اداره كتاب و كتابخواني و حتي بنياد ادبيات داستاني را در اين نمايشگاه حضور دهد كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و سرپرست تازه معاونت فرهنگي نيز در اقدامي قابل تأمل خود و جمعي از مديرانش را مسافر فرانكفورت كرد تا از اين نمايشگاه بازديد به عمل آورد، اما آنچه هنوز در ميان تمامي تداركات پرهزينه ايشان براي حضور در اين نمايشگاه مغفول مانده است، استراتژي حضور ايران در اين نمايشگاه براي سالهاي آينده است. نمايشگاه كتاب فرانكفورت بدون شك و بر اساس اعلام نظر تمامي كارشناسان داخلي و خارجي در حوزه كتاب نمايشگاهي است كه در آن رايزني و لابي فرهنگي در حوزه كتاب بيش از فروش اهميت دارد.
ارائه آثار به زبانهاي غير مبدأ و تسلط به زباني غير از زبان مادري براي مذاكره در حوزه اقتصادي نشر و نيز فرصتشناسي براي ايجاد امكان مبادله فرهنگي و حتي اقتصادي در فروش كتاب يكي از مهمترين فرصتهايي است كه ميتوان در اين زمينه در نمايشگاهي چون فرانكفورت ايجاد كرد اما از يك قضاوت منصفانه ميتوان دريافت كه فاصله ما با اين ذهنيت كماكان دور و دراز است. سرپرست معاونت فرهنگي وزارت ارشاد به تازگي و پس از بازگشت از سفر خود به اين نمايشگاه در سخناني اظهار داشته است كه درصدد ايجاد يك دبيرخانه دائمي براي تعيين نوع حضور ايران در نمايشگاههاي كتاب خارج از كشور است. اسماعيلي همچنين هدف از تشكيل اين دبيرخانه را برنامهريزي درست، حضور افراد كارآمد و متخصص، بهرهبرداري از فرصتها، آناليز كردن نمايشگاههاي بينالمللي از حيث جايگاه و اعتبار، تحليل ظرفيتهاي موجود نمايشگاهي، نحوه بهرهبرداري ايران از اين نمايشگاهها، حضور يكپارچه و هدفمند، برقراري ارتباط و تعاملي دوسويه با ناشران بينالمللي و خارجي و در نهايت داشتن دستاوردهايي ارزشمند براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران عنوان كرد و گفت: قطعاً تشكيل دبيرخانه دائمي ميتواند نسبت به حضوري يكپارچه و مقتدرانه در نمايشگاههاي كتاب خارج از كشور و ايجاد تعاملات كاري حوزه نشر مؤثر واقع شود.
اين دبيرخانه و پيشنهاد تشكيل آن در حالي عنوان ميشود كه حضور پراكنده و توأم با مشكلات فراوان ناشران ايراني در اين نمايشگاه همواره در رسانهها بازتاب گستردهاي داشته است و به نظر ميرسد سرپرست فعلي معاونت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نظر دارد با ايجاد آن براي هماهنگسازي ناشران ايراني به منظور حضور در اين نمايشگاه در نوع خود با توجه به نوع حضور گسترده ناشران ايراني دولتي و شبهدولتي ميتواند مورد توجه قرار بگيرد، اما درباره ناشران خصوصي بايد گفت حضور آنها در چنين برنامه هماهنگي به نظر همچنان محل ترديد است. با اين وجود حضور اهالي فرهنگ ايران در نمايشگاه امسال نيز با مشكلات عديدهاي همراه بود.
بيش از ۱۵ نفر از نويسندگان و فعالان فرهنگي مطرح كشور امسال به بهانههاي واهي از سوي سفارت جمهوري فدرال آلمان موفق به كسب رواديد براي حضور در اين نمايشگاه نشدند و تنها رضا اميرخاني بود كه توانست در اين ماجرا موفق شود. در كنار اين موضوع برخي نويسندگان نيز كه موفق به دريافت رواديد شده بودند به دليل مشكلات مالي و عدم امكان تأمين ارز از حضور در اين سفر بازماندند، اين در حالي رخ ميدهد كه تعامل دوسويه و دستاوردهاي مدنظر سرپرست معاونت فرهنگي در زمينه حضور در نمايشگاههاي فرهنگي در سايه حضور و تعامل اين افراد رخ خواهد داد و نه مديران دولتي بخشهاي مختلف معاونت فرهنگي و ساير ادارات وابسته به آن كه حتي از حيث صاحبقلم بودن نيز چندان شناخته شده نيستند.
از سوي ديگر بسياري از اهالي رسانه براي حضور در اين نمايشگاه و پيگيري و رؤيت آن و انتقال برخي واقعيتهاي موجود در عرصه نشر جهان به كشورمان به دليل مشكلات مالي و عدمحمايت نهادي كه خود را از ايران متولي حضور در اين نمايشگاه عنوان كرده بود، از اين حضور محروم شدند و تنها افق ديدشان به اين رويداد به معدود نامههاي الكترونيكي و پيامك برخي مديران از اوضاع و احوال اين نمايشگاه محدود شد.
شكي نيست كه ايجاد يك دبيرخانه دائمي براي برنامهريزي به منظور حضور در اين نمايشگاهها در نوع خود ميتواند حركتي مثمرثمر باشد اما بايد اميدوار بود كه تشكيل چنين دبيرخانهاي بتواند در نهايت به ايجاد يك تعامل واقعي دو سويه با تمامي اهالي فرهنگ و رسانه به منظور بسط حضور همهجانبه ايران در نمايشگاههاي فرهنگي مانند فرانكفورت بينجامد و تنها تسهيلكننده سفر دستهجمعي و سالانه مديران معاونت فرهنگي به اين نمايشگاه نباشد. به نظر ميرسد رايزني با مسئولان مربوطه به منظور تسهيل در دريافت رواديد و نيز ايجاد امكاني براي حضور اهالي فرهنگ و رسانه كشورمان در چنين نمايشگاههايي كه ميتوان در حوزه فرهنگ براي آنها اهميتي در بعد بازيهاي المپيك متصور بود، ميتواند نخستين گام در اين زمينه باشد اگر به واقع چنين اهميتي در ذهن مديران مربوطه شكل يافته باشد.