البته در اين ميان آسيبهاي ناشي از مصرف آمفتامينها و متامفتامينها نيز از مخدرهاي سنتي مثل ترياك است چون روانگردانها به سيستم مغزي انسان آسيب وارد ميكند به طوري كه ميتوان گفت كه حتي مصرف يكبار آن مشكلات جدي مغزي براي فرد ايجاد ميكند.
در واقع كساني كه به مصرف شيشه و ساير روانگردانها روي ميآورند خلق و رفتارشان خشن ميشود و چندان قادر به كنترل اعمال خود نيستند به همين خاطر گاهي اوقات ناخواسته دست به رفتارهاي پر خطر مثل خشونت، قتل و خودكشي ميزنند.
با اين وجود در خصوص ميزان تأثير مخدرها و محرك بر وقوع جرم يا افزايش بزهكاري بايد گفت، جرم يك پديده چند عاملي است؛ يعني پديدهاي كه با ساير مسائل و پديدههاي اجتماعي مرتبط ميباشد. به عبارت ديگر اعتياد يك عامل غير مستقيم در ارتكاب جرم محسوب ميشود. در حقيقت مواد مخدر سنتي و صنعتي از لحاظ مشكلي، روحي و رواني و اقتصادي در خود مصرف كننده تأثير ميگذارد و به گونهاي كه او راحتر از يك شخص سالم ميتواند بسياري از هنجارهاي اجتماعي را بشكند. با اين حال مقدار تأثير اعتياد در وقوع جرم به روشني معلوم نيست.
بر اين اساس ابتدا بايد تحقيقات علمي روي اين موضوع صورت گيرد و بعد با توجه به نتايج آن اظهار نظر نمود.
با اين همه، شايد اين سؤال به ذهن انسان برسد كه آيا همه معتادين به مواد افيوني و روانگردانها مستعد ارتكاب جرم هستند كه در پاسخ بايد گفت، اين موضوع نيز نياز به يك پژوهش علمي دارد ولي قطعاً با توجه به تأثير روانگردانها بر سلولهاي مغزي و اختلالات روحي و رواني كه ايجاد ميشود اين مواد در مقايسه با ترياك و مشتقات آن آثار ويرانگرتري در بعضي از جرائم خاص مثل قتل و خشونتهاي خانگي دارند.
به هر حال اعتياد و جرم به عنوان پديدههاي اجتماعي بايد تحت كنترل درآيند و كاهش يابند كه دستيابي به چنين هدف مهمي به سطح آموزش و فرهنگ خانواده و اقدامات اقتصادي، رفاهي و فرهنگي جامعه برميگردد. ناگفته نماند كه سرانجام جامعه ما يك روز بايد تصميم بگيرد كه معتادان درمانناپذير را طرد كند؛ يعني مثل بعضي از كشورها كه حبسهاي سنگيني عليه معتادان اعمال ميكنند.