بسياري از نزاعها بر سر مسائل جزئي اتفاق ميافتد اما پيامدهاي ناگوار آن ممكن است معلوليت يا مرگ يكي از طرفين را در پي داشته باشد. آمار ثبت شده در سازمان پزشكي قانوني نشان ميدهد سال گذشته ۶۲۹ هزار و ۳۶ نفر بعد از درگيري به پزشكي قانوني مراجعه كردهاند. در خبر مربوط به مردادماه سال گذشته اين سازمان اعلام كرد بيش از ۵ ميليون پرونده نزاع در ۱۰ سال اخير تشكيل شده است. بر اساس پروندههاي ارجاعي به سازمان پزشكي قانوني در دهه ۸۰ (۱۳۸۰ تا ۱۳۸۹)، ۱۱ هزار و ۱۱۹ نفر بر اثر اصابت سلاح سرد جان خود را از دست دادهاند كه به طور متوسط در هر سال هزار و ۱۱۹ نفر با اين نوع سلاح كشته شدهاند. نظر به اهميت موضوع، «جوان» تلاش ميكند در گفت و گو با كارشناسان اين موضوع را بازكاوي نمايد. چهارمين بخش از اين گفتار، گفتوگو با سعيد خال، استاد دانشگاه است.
يكي از آسيبهاي اجتماعي كه معمولاً در انظار عمومي هم بروز پيدا ميكند و رهگذران نيز شاهد آن هستند، نزاعهاي خياباني است. اساساً چه عواملي سبب ميشود كه افراد به جاي اينكه اختلاف خود را با گفت و گو حل كنند، به نزاع با هم ميپردازند؟ درگيريهاي خياباني يك پديده چندعاملي است. بخشي ريشه در فرهنگ مردم، بخشي ريشه در تربيت خانوادگي و بخشي ريشه در مشكلات روحي و رواني افراد دارد. مشكلات اقتصادي اما در اين بين از عوامل ديگر مشهودتر است.
بيشترين قشري كه از نزاعهاي خياباني آسيب ميبيند، چه قشري را شامل ميشود؟ طبيعي است قشري كه بيشترين مشكلات را دارد، آسيب بيشتري هم ميبيند كه قشر فقير و متوسط جامعه را شامل ميشود. در اين ميان مسلماً تحمل، بردباري و صبوري در قشر جوان شايد كمتر باشد، لذا بايد شاهد آسيبهاي بيشتري در اين رده سني باشيم. بديهي است كه هر چه سن بالاتر ميرود، تحمل و مدارا نيز بيشتر ميشود.
چرا آستانه تحمل جوانان نسبت به ميانسالان يا بزرگسالان كمتر است؟ ميتوان گفت كه اين امر به دليل بيتجربگي اين گروه سني است. يك جوان زماني كه مشتي به طرفش پرتاب ميشود، اين مشت را شديدتر پاسخ ميدهد اما يك فرد ميانسال كمي فكر ميكند و تعقل و تحمل بيشتري به خرج ميدهد. شايد بيتجربگي و جواني و عوامل ديگر باعث شده كه اين مسئله در جوانان بيشتر ديده شود. در بسياري موارد ديده شده است كه با يك چشم در چشم شدن، فرد تعادل خود را از دست داده و درگيري اتفاق افتاده است كه منجر به قتل يكي از طرفين شده است. اينچنين افرادي به احتمال فراوان از بيماريهاي روحي و رواني نيز رنج ميبرند. در اكثر موارد مردم دچار بيماريهاي روحي و رواني هستند اما خود خبر ندارند. برخي نياز به مصرف دارو دارند حتي بعضي نياز به روانكاو دارند و برخي بايد يكسري تمرينها را عملي كنند. به اتفاق همكاران تحقيقي را در گذشته انجام داديم كه طي آن متوجه شديم تعداد زيادي از مردم نياز به روانكاو دارند و حتي تعداد زيادي هم بايد به روانپزشك مراجعه كنند.
چه عواملي سبب ميشود افرادي كه آگاهي يا تحصيلات عالي دارند، كمتر درگير نزاعهاي خياباني شوند؟ مسائل بسياري كه در حوزههاي اقتصادي و خانوادگي دخيل هستند، ميتوانند در ناهنجاريهاي اجتماعي نيز دخيل باشند و باعث تشديد اين مشكلات شوند، حتي كساني كه از تحصيلات عالي نيز برخوردارند، ممكن است مشكلات روحي و رواني داشته باشند. همان گونه كه انسان براي درمان سرماخوردگي به پزشك مراجعه و بعد از اجراي دستور پزشك بهبود پيدا ميكند، براي بهبود روح و روان نيز بايد به مشاور و روانپزشك مراجعه كرد. در مواردي كه فرد پس از يك برخورد ساده اقدام به ضرب و جرح طرف مقابل ميكند و حتي گاهي منجر به قتل ميشود، ميتوان گفت كه اين عمل يك پديده چند عاملي است. به نظر من بايد فرهنگ مراجعه به مشاور در جامعه نهادينه شود.
به باور شما آيا محيطي كه فرد در آن زندگي ميكند ميتواند تأثيري در اينكه وي به سمت ناهنجاريهاي اجتماعي كشيده شود، داشته باشد؟ بله، ۱۰۰ درصد اين گونه است و يكي از عوامل مهم به شمار ميرود. بسياري از بزههاي اجتماعي كه درگيريهاي خياباني نيز يكي از اين موارد است، در بعضي از مناطق تهران كم است و در بعضي مناطق نيز زياد. فرهنگ اجتماعي محيط زندگي ميتواند با ميزان وقوع جرم در ارتباط باشد اما اين قابل تعميم به همه موارد نيست. به باور من بيشترين عامل وقوع چنين حوادثي مربوط به فرهنگ مردم است، مثلاً عدهاي در خيابان فرهنگ صحيح استفاده از خودرو را ندارند و قوانين مقررات رانندگي را رعايت نميكنند يا فرهنگ صحيح آپارتماننشيني، فرهنگ صحيح برخورد با همسايه، فرهنگ صحيح رعايت حقتقدم و. . . را ندارند. اينكه ما بخواهيم سطح فرهنگ جامعه را بالا ببريم، عوامل متعددي را در بر ميگيرد و وابسته به يك سازمان خاص نميتواند باشد بلكه همه اجزاي يك جامعه بايد درصدد ارتقاي فرهنگ عمل كنند، مثل صداوسيما به عنوان يك رسانه ملي، آموزش و پرورش و...
قانونگذار براي مجازات كساني كه نظم اجتماع را برهم ميزنند، مجازاتهايي پيشبيني كرده است. آيا تشديد اين مجازاتها باعث كاهش آسيبها خواهد شد؟ به عقيده بنده اگر قوانين حال حاضر درست اجرا شود، ما با مشكلات بسيار كمتري مواجه خواهيم شد. نيروي انتظامي و قوه قضائيه شرايط بسيار خوبي را فراهم كردهاند و طرحهاي خوبي را هم به اجرا گذاشتهاند، حتي هيئتهاي حل اختلاف نيز نقش تأثيرگذاري را ايفا ميكنند. بنده بيشتر ضعف را در خود مردم ميدانم، هرچند بايد اين را نيز گفت كه ضعفهايي در اجراي قوانين داريم. بايد گفت « از ماست كه بر ماست». اگر ما ابتدا شروع به خودسازي كرده و مشكلات را ريشهاي حل كنيم، مطمئناً شرايط از اينكه هست، بسيار متفاوت خواهد بود، خودسازي بيشترين عامل تأثيرگذار در هر جامعهاي است.