کد خبر: 491350
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۲
اتفاقاً همان شركتي كه ميليون‌ها تومان پولي را كه از من و تو مي‌گيرد، به آن بازيگر يا ورزشكار داده هم مي‌داند كه قرار است از محبت مردم به آن هنرپيشه استفاده كند، درآمد بيشتري كسب كند، قسمتي از اين حق و حقوق محبت را به آن بازيگر بدهد و قسمت ديگرش را براي خودش بردارد.
سريال قهوه تلخ كه در حال ساخت بود، انگار مهران مديري مي‌خواست بدون واسطه از محبت هميشگي مردم به خودش يكبار هم شده استفاده كند. 

يادمان نمي‌رود، بسته‌هاي قهوه تلخ، تنها بسته‌هايي بود كه به جاي بلغور كردن ماده و تبصره‌هاي قانوني، گرچه براي مخاطبين خارجي‌اش از اخطار FBI استفاده كرده بود، براي دوستداران داخلي‌اش فقط يك جمله و امضاي مهران مديري را گذاشته بود كه «لطفاً كپي نكنيد». 

و باز يادمان نمي‌رود كه در همان قسمت‌هاي اول قهوه تلخ، مهران مديري، جلوي صحنه حاضر شد و با چه شدت و اصراري از مردم خواست كه كپي نكنند و باز با چه شوق و شوري از مردم براي كپي نكردنشان تشكر كرد. 

اما اين بار آخري نبود كه مهران مديري نه به عنوان يك كارگردان، بلكه به عنوان يكي از صاحبان پروژه بر صفحه تلويزيون حاضر مي‌شد. 

زماني كه قرار بود مجموعاً از شش واحد مسكوني جايزه خريداران باوفاي قهوه تلخ خبر دهد، زماني كه قرار بود در قرعه‌كشي‌هاي كذايي، شماره آنهايي را كه قرار بود سمند و بعداً پرايد بگيرند، از داخل گلدان دربياورد يا زماني كه قرار بود شب عيدي به جاي عيدي دادن به مردم گروه از مردم عيدي بگيرد و بسته‌هاي ۲۵۰۰ توماني قهوه تلخ را ۴۵۰۰ تومان بفروشند. 

همه اين موضوعات، بهانه‌اي بود براي اينكه يك بازيگر از بخش خصوصي بيايد و صادقانه با مردم حرف بزند، وعده بدهد و جوري وانمود كند كه انگار بيشتر خلف وعده‌ها و مشكلات ما در اينگونه مسائل به خاطر مديريت سه‌لتي دولتي نفحات نفت آقاي رضا اميرخاني است! 

اما وقتي وعده هفته‌اي يكبار قهوه تلخ مديري و همكارانش محقق نشد، گويي بايد همان موقع باور مي‌كرديم كه اين گروه آنجور كه فكر مي‌كرديم نيست و وقتي كه دو ماه وقفه براي تغيير فضاي اين سريال، سر از افشاي مشكوك قبل از مجوز قسمت‌هاي جديد درآورد و به هر صورت دو ماه تبديل شد به يك سال بايد مطمئن مي‌شديم كه اين گروه، گروه مسئوليت پذيري نيست. 

حالا هم گاهي بچه‌ها كه منتظر قرعه‌كشي آخر مجموعه هستند و به وعده‌هاي آقاي كارگردان دل خوش كرده‌اند، سراغ قسمت‌هاي جديد تر را مي‌گيرند يا زماني كه خبر مي‌رسد مهران مديري از اين پروژه و آن پروژه دارد بازيگري خودش را محك مي‌زند يا زماني كه از اين نويسنده و آن بازيگر و مستخدم قهوه تلخ خبر مي‌رسد كه حالا تهيه‌كنندگان هم متواري‌اند و جواب تلفنشان را هم نمي‌دهند و فلان نويسنده سريال با پر رويي تمام به مردم پرخاش مي‌كند كه اصلاً چرا سريال ما را با اين همه افت و خيز كيفيت، با اين بد قولي و كج تابي زماني، با اين همه معطلي سه ساله به خاطر قرعه‌كشي‌هايش دنبال مي‌كرديد؟ دلمان مي‌سوزد كه چقدر در جامعه ما بهاي بي‌توجهي و وقاحت به مردم پايين است و هر كسي مي‌تواند با تمام امكاناتش افكار عمومي را به بازي بگيرد و بعد هم بدون هيچ دغدغه‌اي برود سراغ زندگي‌اش. 

و باز حالا نه به خاطر اينكه در اين دو سال و اندي اين همه هزينه و اعتمادمان به يك سبك مشوش و معلق سوخته است و نه سازمان سينمايي و نه دادستاني برنامه‌اي براي پيگيري اين سوء‌استفاده از افكار عمومي به بهانه قرعه‌كشي و. . . احساس مسئوليت نمي‌كند، بلكه به خاطر همان نوجواناني كه هر هفته هزار بار آمدن و نيامدن قهوه تلخ را هنوز هم از سوپر ماركت‌هاي محله‌شان سؤال مي‌كنند و جوابي نمي‌شنوند، به خاطر اينكه همين بچه‌ها فكر نكنند وقتي هنرپيشه محبوبشان وعده مي‌دهد و حرف مي‌زند مي‌تواند وعده‌اش دروغ از كار دربيايد. كاش مردم براي آقاي مديري همين قدر ارزش داشتند كه به وسيله يكي از ده‌ها رسانه‌اي كه تشنه يك مصاحبه از ايشان هستند و حاضرند براي مصاحبه به ايشان پول هم بدهند، مراتب عذرخواهي و شرمندگي‌اش را از اتفاقات انجام شده در لواي اسم و رسم و عكس‌اش ابراز مي‌داشت.
مردم ما به همين قدر شجاعت و صراحت راضي‌اند...

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار