
بندر تاريخي و مركز مد جهان يعني شهر آنتورپ اكنون با به روي كار آمدن حزب جداييطلبش و سعي در تصاحب پست شهرداري قصد دارد خود را از بلژيك جدا كند. در ماههاي اخير حركت به سمت جداييطلبي از زماني كه بحران اقتصادي در اروپا تشديد شده روند رو به رشدي به خود گرفته است، چراكه كشورها در اين آشفته بازار سعي دارند براي منطقه خود در سطح كشوري تصميم بگيرند. اين موضوع تقريباً براي كاتالونيا، ايالت ثروتمند اسپانيا به درستي صدق ميكند چراكه مردم آنجا ميل ندارند ثروت شهرشان فداي ديگر مناطق بحرانزده كشور شود.
اسكاتلند نيز گزينه جدايي را پيش روي خود ميبيند تا پادشاهي متحده بريتانيا را كمتر متحد كند. در بلژيك نيز خبرهايي مبني بر متزلزل شدن اين اتحاد به گوش ميرسد. حزب اِن وي- اي دو ويور قبلاً در سال ۲۰۱۰ به قدرت رسيده و دليل اصلي اين است كه بلژيك به مدت ۵۴۱ روز داراي دولت رسمي نبود. روند ائتلافسازي نيز با تقاضاهاي داشتن حق انحصاري جداييطلبان بر دادن حاكميت هرچه بيشتر به فلاندرها روزبهروز فلجتر ميشد. اين كار ناموفق ماند و دو ويور خود را در مقابل اليو دي روپو، نخستوزير سوسياليست فرانسهزبان ديد كه حامي سفت و سخت بلژيك يكپارچه است اما طبق نظرسنجيها به نظر ميرسد دي ويور شانس زيادي براي كسب رأي فلاندرها داشته باشد.
براي دي ويور، انتخابات شهرداري مطمئناً درباره مسائل پيشپا افتادهاي مثل محل پاركينگها يا خيابانهاي كمربندي نيست. اين انتخابات با زندگي ۶ ميليون فلمينگ (بلژيكيهايي كه به زبان فنلاندي صحبت ميكنند) از مجموع ۱۱ ميليون نفر اين پادشاهي سر و كار دارد. دو ويور گفت: «به تدريج، فلمينگها ديگر آن را قبول نخواهند داشت و اينكه آنها نگران ثروت خود هستند. » جداييطلبي در اسپانيا، كشوري كه در قلب بحران اروپا قرار داشته و از نرخ بيكاري ۵۰ درصدي جوانان خود رنج ميبرد نيز به سوژه اصلي خبرهايي در مورد اين كشور تبديل شده است. ماه گذشته، يك و نيم ميليون نفر اهل كاتالان به خيابانهاي بارسلونا رفته تا در بزرگترين تظاهرات اسپانيا از دهه ۱۹۷۰، خواستار داشتن دولت جدا باشند.
دولت كاتالان در بيست و هفتم سپتامبر خواستار برگزاري رفراندوم براي جدايي كاتالونيا شد اما دولت مركزي اسپانيا معتقد است اين كار غيرقانوني است. ماريانو راخوي نخستوزير اسپانيا در روز سهشنبه گفت آنهايي كه به دنبال استقلال در اسپانيا هستند مرتكب اشتباهي بسيار بزرگ ميشوند. راخوي در ادامه ابراز داشت كنترل كردن مناطق داخلي و محلي به موضوعي بسيار مهمتر براي جيبهاي ثروتمند اروپايي تبديل شده است. اين مناطق ادعا ميكنند كه براي به دست آوردن ثروت خود تلاشهاي زيادي كردهاند و حالا نميخواهند آن را با ديگر كشورهاي اروپايي تقسيم كنند.