
من به عنوان هنرمندي از كشور ايران با گذشته فرهنگي و تمدن چندهزارساله، نياز امروز جهان را به مبحث عدالت كماكان و حتي بيش از قرنهاي پيش احساس ميكنم، زيرا برخلاف شعارها و سخنرانيها و مكتوبات گوناگون و با وجود سازمانها و مؤسسات بينالمللي مختلف كه اهداف خويش را گسترش عدالت در جهان ميدانند، هنوز هم گمشده جهان امروز عدالت است و اگر بخواهم از عمق جان سخن بگويم بايد اعتراف كنم كه عدالت در دنياي مدرن مفهومي است كه حتي بيشتر از جهان كهن به آن بيتوجهي شده است و به عبارت ديگر ظلم و ستم در جهان امروز حتي بيش از گذشته است. اگر قرنها پيش ظلم در قالب كشتار و ويراني و قتل چهره كريه و زشت خويش را نشان ميداد و نرونها و چنگيزها و آتيلاهاي خونخوار نماد و سمبل آن بودند، امروز ستمكاري چهرهاي زيبا و فريبنده به خود گرفته است و در قالب الفاظ زيبا و دلفريب و حتي با چهره عدالت و نيكي خود را نشان ميدهد.
خودتان ميدانيد طالبان و القاعده را چه كساني ساختند و حمايت كردند؟ كدام دولتهاي غربي و دوستان منطقهايشان پول و امكانات به دامن آنها ريختند و آنان را در جان و مال ميليونها انسان افغان مسلط كردند و چه كشتارها و جناياتي به دست پيروان بن لادن و ملا عمر به وجود آمد. طالبان ظاهري مسلمان داشتند، اما «بسياري دروغ» اين است كه اسلام را مساوي طالبان و القاعده بناميم و فيلمها بسازيم و بذر اسلام هراسي را در همه جهان بپراكنيم، فرياد عدالت خواهي سر بدهيم و سپس افكار عمومي جهان را آماده هر حمله نظامي يا هر اشغال و تجاوز كنيم.
اينجاست كه ستمكاري نام عدالت و آزادي را به خود ميگيرد. اين دروغ پردازيها نه فقط گريبان اسلام را گرفته، كه گاه سراغ قوميتها و مليتها نيز رفته است. براي نمونه به عنوان يك ايراني با تأسف ناگزيرم از فيلم «سيصد» نام ببرم كه در آن ايرانيان وحشي و غارتگر و بيفرهنگ و در مقابل يونانيان، مردماني فداكار و دلاور نشان داده ميشوند. اگر ظلم و ستم زشت است، در همه جاي دنيا بايد زشت شمرده شود، اگر زنداني كردن بيگناهان محكوم است، بايد در همه دنيا محكوم شود، اگر حقوق اقليتها بايد رعايت شود بايد در همه كشورها محترم شمرده شود، نميشود در يك جا اين ظلمها را ببينيم و در جاهاي ديگر چشم بر آنها بپوشيم. تبعيض و دوگانگي در اخبار و گزارشهاي رسانهها و در محصولات فرهنگي هنرمندان جهان به وفور ديده ميشود.
اگر حقوق بشر و آزاديهاي انساني در سوريه مورد توجه است، چطور در كشورهاي ديگر نظير بحرين با زندانهايي پر از مخالفان فراموش ميگردد. اگر ايران نبايد انرژي هستهاي داشته باشد چرا حكومت اسرائيل ميتواند ۳۰۰ كلاهك اتمي در انبارهاي خويش پنهان كند و اجازه هيچ بازرسي به هيچ نهاد بينالمللي ندهد. اگر تخريب مجسمه تاريخي بودا در باميان افغانستان بايد در تمام جهان شوري برانگيزد چطور تخريب حرم تاريخي و مذهبي سامرا در عراق چنين عكسالعملي را بر نميانگيزد. اگر در مورد آزادي مذاهب در ايران حرفها زده ميشود، چرا در عربستان سعودي همين موضوع فراموش ميگردد. اگر براي ستمهايي كه بر اقليت مسيحي دارفور سودان ميرود، خبرها و گزارشها تهيه ميشود بايد در برابر جناياتي كه بر سر اقليت شيعي پاراچنار پاكستان هم ميآيد، كاري كنيم.
اگر احترام به عقايد و باورهاي بيخدايان و حتي همجنسگرايان لازم است چطور از كنار توهين به پيامبري كه پيشواي يك ميلياردو ۶۰۰ ميليون مسلمان است، آن هم توسط كشيشي كينه توز به آساني ميگذريم.
من چند سالي است كه به خاطر ساخت فيلمي درباره پيامبر اسلام محمد (ص)، الزاماً به مطالعه جدي در زندگي پيامبران و به ويژه پيامبر اسلام روي آورده ام. اين مطالعه مرا به يقيني مجدد رسانده است كه عدالت در جهان فقط در پرتو تعاليم انبياي خداوند كه راستي و حقيقت درونمايه آن است، ميسر خواهد شد.