
وي كه عضو گروه رهروان ولايت و همچنين مسئول روابط عمومي قرارگاه جهادي علمدار شهرستان ساري است، سازندگي عمراني و فرهنگي را از روستاهاي محروم منطقه خود آغاز كرده و در اين راه تجربه حضور در ساير استانها چون خوزستان را داشته است فارغالتحصيل رشته آمار از دانشگاه پيام نور مركز ساري است و ۱۳ سال است كه در بسيج سازندگي شهرستان ساري فعاليت دارد و هفت سالي هم ميشود كه در حركتهاي جهادي مناطق محروم شركت دارد. ساعتي با اين فعال جهادي همكلام شديم تا برايمان از حال و هواي حركتهاي جهادي و حضور پرشور جوانان ولايتمدار در اين حركتها بگويد.
فعاليتهاي جهادي خود را از كجا آغاز كرديد؟ فعاليتهاي جهادي خودم را از سال ۱۳۸۵ يعني از زماني كه وارد دانشگاه شدم، با عضويت در بسيج دانشجويي آغاز كردم. از همان زمان هم مديريت و سرپرستي حركتهاي جهادي حوزه بسيج دانشجويي دانشگاه و گروههاي جهادي را بر عهده گرفتم. از سال ۸۵ تاكنون به ترتيب در مناطقي چون بخش دودانگه ساري در روستاهاي عليآباد، محمدآباد، روستاي كياسر و اراء بخش هزارجريب نكا در روستاي للرد حضور داشتم و همچنين در اردوي جهادي خرمشهر در دو روستاي كفيشه و امالخرجين بخش دارخوين در نوروز ۹۱ شركت كردم.
كمي از فعاليتهاي جهاديتان بگوييد. از اين نظر كه ميخواهيم بدانيم حركتهاي جهادي از ديد يك جهادگر چه خدماتي را براي مناطق محروم به ارمغان ميآورد؟ عرصه مهم و اصلي ما از آغاز فعاليتهايمان فرهنگي و پژوهشي است و در ادامه آموزشي، هنري و عمراني و پشتيباني را نيز در دايره فعاليتهايمان قرار ميدهيم. اين فعاليتها به صورت مستمر و با برنامهريزي از پيش تعيين شده از همان سال اول فعاليتمان آغاز گشته و همچنان نيز ادامه دارد كه در اين راه موفقيتهاي فراوان و دستاوردهاي بزرگي را براي مردم مناطق محروم و همچنين گروهمان كسب كردهايم. گروه جهادي ما كه در ابتداي كار با نام ميثاق آغاز به فعاليت كرد، در ادامه فعاليتهاي خود را با نامهاي ميثاق ۱، ميثاق۲، ميثاق ۳ (همراهان شهيد بنار)، ميثاق ۴، ميثاق ۵ و گراي ۳۶۰ درجه ( ميثاق۶) ادامه داد تا اينكه امسال با نام «رهروان ولايت» فعاليت شاياني در حركتهاي جهادي در عرصههاي پژوهشي، فرهنگي، علمي و آموزشي و عمراني در دستور كار خود قرار داد و همچنان در اين حركتها پيشقدم و استوار مانده است. «رهروان ولايت» همانند ساير گروههاي جهادي با تأسي از فرامين امام خامنهاي و ارادت به ايشان فعاليتهاي جهادي خود را ادامه خواهد داد تا ديدگان همه آنهايي كه با چشماني بسته مردم مناطق محروم ايران اسلامي را مينگرند، باز كند و رؤياي شيرين رهايي از محروميت اين مردم پاكنهاد را زنده نمايند. زيرا ما معتقديم ولايتمداري رمز تداوم حركتهاي جهادي است و توسل و تكيه بر ولايت، پشتيباني قوي و محكم در حركتهاي جهادي است.
در صحبتهايتان به حضور در مناطق محروم خرمشهر اشاره كرديد، شما كه اهل خطه شمال كشور هستيد، چطور شد كه به جنوبيترين نقطه كشورمان رفتيد؟ به طور كلي بچههاي جهادي همه جاي ايران را جزو مناطق تحت پوشششان قرار دادهاند و در واقع همه جاي اين مرز و بوم را سراي خود ميدانند. از اين رو در نوروز ۹۱ به دو روستاي كفيشه و امالخرجين از توابع بخش دارخوين شهرستان خرمشهر رفتيم تا به همراه ساير گروههاي جهادي قرارگاه علمدار شهرستان ساري، در حد توانمان براي محروميتزدايي مردم اين دو روستا همت بگماريم. غالباً حضور جهادگران در مناطق مرزي دفاع مقدس چون خرمشهر در راستاي رفع محروميتهاي ناشي از جنگ تحميلي صورت ميگيرد.
برگزاري حركتهاي جهادي علاوه بر محروميتزدايي از بعد فرهنگي چه تأثيري در ميان مردم و به ويژه نسل جوان خواهد داشت؟ بسيار مؤثر خواهد بود. اين حركتهاي جهادي به مردم علاوه بر آسايش و دلگرميهايي كه ميدهد آنها را اميدوارتر از قبل ميكند و به اين فكر ميكند ديگراني نيز هستند كه به ياريشان بشتابند و دستانشان را بگيرند. چنين حضور پويا و فعالي ميتواند برخي از مسئولان را فعالتر كند. از طرفي جوانان مناطق محروم نيز كار و تلاش و فعاليت را از بچههاي جهادي ميآموزند تا رفتهرفته روي پاي خود بايستند و خودشان در جهت محروميتشان بكوشند. به طور كلي حضور جهادگران در بين اهالي يك روستا ميتواند از طرفي مايه قوت قلب و تسكيني براي آنها و از طرف ديگر دليلي بر به وجود آمدن روحيه كار و تلاش به خصوص در ميان جوانان روستا شود.
به عنوان يك جهادگر آيا با دولتي شدن اين حركتهاي جهادي موافقيد؟ به نظر شما اثرگذاري حركتهاي جهادي در سايه فعاليتهاي خودجوش مردمي بيشتر است يا با ورود سازمانهاي دولتي؟! در مورد بخش دوم سؤالتان بايد بگويم هر دو در جاي خود مزيتهاي فراواني دارند. در كنار فعاليت خودجوش جهادگران كه صورت ميگيرد، بايد نهادها و دستگاههاي اجرايي مرتبط با اين حركتها نيز به ميدان جهاد قدم نهند. اين را هم بگويم كه فعاليتهاي خودجوش جهادي براي يك دانشجو بسيار مؤثر واقع خواهد شد. در خصوص بخش اول سؤال هم بايد بگويم به نظر حقير نهادهاي دولتي بايد به عنوان يك حمايتگر و پشتوانه عمل كنند نه بيشتر، چراكه اگر بخواهند مستقيم وارد عمل شوند ديگر اردوهاي جهادي كاركرد امروزي خود را نخواهند داشت و مهمترين تأثير آن كاهش معنويت و اخلاص گروههاست. همه قشرها بايد درگير اين مهم باشند چون جهاد كردن تنها در يك عرصه و بر يك شيوه استوار نيست. ما ميدانيم كه مناطق محروم در بخشهاي مختلف كشورمان وجود دارند. وضع مردم و زندگي آنها را نيز ميدانيم. مسائل و مشكلات عديدهشان را هم ميدانيم. نگاههاي بسته مسئولان را هم ميدانيم. جهادگران بايد بدانند وقتي به روستاها ورود ميكنند نبايد فقط خودشان آن مشكلات را ببينند، اقشار ديگر جامعه نيز بايد به نوعي درگير كار جهادي شوند. نگاه بايد بينا باشد. درگير شدن اقشار مختلف جامعه در اين بحث يعني موفقيت در كار جهادي و استوار كردن حركتهاي جهادي و محروميتزدايي.
با چه تفكري ميتوان جوانان را به فرهنگ جهادي جذب كرد؟ در مورد اين سؤال بايد بگويم كه در فرهنگ جهادي و حركتهاي جهادي ورود جوانان به اين عرصه بايد افرادي اين دستاورد را به اجرا درآورند كه تفكر جهادي داشته باشند كه لمس كرده باشند محروميت و نگاه معصومانه كودك روستايي را، بايد اين مسئله آسيبشناسي شود تا به يك تحليل درست دست يابيم و در نهايت خروجي كار ميشود آشنايي و جذب يك جوان در بحث فرهنگ جهادي و جهادگر. نسل جوان و مردم بايد بدانند كه چنين افرادي هستند كه در حال زندگي كردن و گذراندن عمر گرانمايهاند پس اگر اين جوان شاكي بود از وضع زندگياش يا امكانات، به اين افراد بنگرد و ببيند كه با امكانات كم و نداشتن تكنولوژي روز ميتوان زندگي كرد، منظور من آن جنبه آرامش و صبر و ايمان است كه به انسان اميد ميدهد كه زندگي ادامه دارد و با مشكلات و سختيها ميتوان دست و پنجه نرم كرد و خود را از باتلاق و زرق و برق دنيوي و مادي نجات داد و به سعادت رسيد.
به نظر شما گروههاي جهادي چه آسيبي را براي خود يا مردم مناطق محروم ميتوانند به همراه بياورند؟ مهمترين آسيبي كه براي يك جهادگر ميتواند به همراه داشته باشد، در همان ابتداي حضور خود در بين گروهها و عدم هماهنگي و عدم آشنايي كامل با كار جهادي و فرهنگ جهادي و همچنين فرهنگ مناطق محروم روستايي است. چراكه اين مسئله نه تنها به خود گروه ضربه ميزند، بلكه باعث آسيبهايي نيز در بين مردم آن مناطق خواهد شد. دانشجوي جهادي و جوان جهادي ابتدا خودسازي را سرلوحه كارش قرار ميدهد و سپس مراحل بعد را اجرا ميكند. اگر اعضاي گروه نتوانند با هم ارتباط مفيد و مؤثر برقرار كنند مطمئناً باعث آسيبهاي شديدي براي خود و مردم روستا خواهند شد كه اين امر به اصل حركت جهادي آن گروه لطمه خواهد زد.
حضور در اردوهاي جهادي چه تأثيري بر شخص شما داشته است؟ به طور كلي حضور در اردوهاي جهادي تأثيرهاي فراواني بر روحيه شخص جهادگر دارد. در روحيه من هم تأثيرات خودش را داشته است. علاوه بر خودم همسرم نيز به عنوان فعال جهادي چند سالي است كه در اين مناطق همراه من حضور دارد. به طور قطع اين را عرض ميكنم كه براي ما به عنوان خادمان كوچك در بين جهادگران دانشجو حضور در ميان آنها مفيدترين تأثيرات را داشته است. خودسازي و هماهنگي در مسائل مختلف اجتماعي و زندگي و تجربه بالا در بحث مديريت و سرپرستي حركتهاي جهادي نيز از نتايج چنين حضوري است.
ورود نيروهاي بومي در اردوهاي جهادي را تا چه ميزان مناسب ميدانيد؟ من عدم حضور نيروهاي غير بومي را هرگز نفي نكردم و نخواهم كرد! چراكه بسيار مؤثر خواهد بود. حداقل اين را در اين چند سال درگروه خود تجربه كردهام. اما نبايد از بوميسازي نيروهاي حاضر در بين گروههاي جهادي نيز غافل شويم، چراكه آشنايي با فرهنگ و سنن و آداب و رسوم مردم روستايي به طور نسبي در بين نيروهاي بومي مشاهده شدهاست و قدرت ايدهسازي و تفكر جهادي در آن گروه نيز به خاطر مشاركت بوميها در حين دوره بالاتر ميرود.
بهترين نتيجهاي كه از يك كار جهادي حاصل ميشود، چيست؟! آخرين و شايد بهترين نتيجهاي كه از كار يك جهادي حاصل ميشود، حضور در اجتماع و آمادگي و تمريني است كه در بحث مديريتها و مشاغل به وجود ميآيد. يكي از اصول قرارگاه جهادي علمدار نيز بر همين مهم استوار است. تجربه اين را به اثبات رسانده كه جهادي مهمترين جا براي شناسايي نيروهاي زبده و آماده براي به عهده گرفتن مشاغل مهم در آينده خواهد بود. به عبارت ديگر تربيت كادرهاي نيرومند و زبده در اين حركتها صورت ميگيرد. نكته قابل توجه در اين امر اين درك ملموس محروميتمردم مناطق محروم توسط جهادگران است كه در آينده منجر به وجود آمدن مديران دلسوز و رنج كشيده خواهد شد.