
فوتسال همواره آبستن حوادث و اتفاقات عجيب بوده. اتفاقاتي كه در اكثر مواقع، به دليل كجسليقگيهاي مسئولان و متوليان آن رخ داده و به ضرر اين رشته ورزشي تمام شده است.
فوتسال ايران در آسيا آقايي ميكرد و در دنيا، در بين چهار تيم اول قرار داشت و حريفي قوي و قدر محسوب ميشد كه تيمها و كشورهاي رقيب و حريف را به احترام وا ميداشت.
اما همين اتفاقات عجيب و كجسليقگي مسئولان باعث شد جايگاه خود را هم در آسيا و هم در دنيا از دست بدهيم. به طوري كه در آسيا نتوانستيم عنوان قهرماني را كه سالها بود از آن خود ميكرديم بار ديگر به دست آورده و به عنوان سومي رضايت داديم و در رده بندي جهاني نيز سقوط چشمگيري كرديم و حتي نتوانستيم همانند جام جهاني ۲۰۰۸ برزيل كه در مرحله يك چهارم حذف شديم، نمايشي چشمگير داشته باشيم كه دنيا را به تعجب و احترام واداريم!
اما بعد از گذشت چند سال، هنوز هيچ يك از مسئولان به خود زحمت يافتن جواب اين سؤال را كه چرا فوتسال ما به اينجا رسيد و به جاي سير صعودي، سير نزولي در پيش گرفت را ندادهاند و بيتوجه به مسائل و مشكلات، تنها به بحث و جدل و خط زدن نام بزرگان اين رشته مشغول هستند !
شايد دليل مقاومت مسئولان براي واكاوي مشكلات، به اين دليل است كه اگر به دنبال چراي سؤالهاي متعدد فوتسال و ناكاميهاي اخير آن باشند، به كسي جز خود نرسند و مجبور شوند خودشان را مورد نقد و سپس محاكمه قرار دهند و به همين دليل، شانه از زير بار اين مسئله خالي ميكنند و خود را به مسائل بياهميت ديگر سرگرم ميكنند و توجهي به اصل مشكلات نشان نميدهند.
بعد از شمس كه در پي درگيريهايش با ترابيان پس از جامجهاني ۲۰۰۸ برزيل، سال ۹۰، به طرز عجيبي كنار گذاشته شد، اين بار نوبت به شمسايي رسيده است.
فوتساليستي كه افتخارات زيادي براي فوتسال ايران كسب كرده و يكي از بازيكنان شناخته شده فوتسال است.
به طوري كه حتي كساني كه اين رشته ورزشي را دنبال نميكنند، او را ميشناسند و ميدانند كه يكي از پر افتخارترين فوتساليستهاي كشورمان است.
اما شمسايي هم همانند شمس، به دليل كجسليقگي مسئولان فوتسال كنار گذاشته شد. بيآنكه توضيحي درخصوص قرار گرفتن او در ليست سياه آقايان داده شود!
شمس، يكي از برترين مربيان فوتسال دنياست اما ترابيان، به عنوان متولي فوتسال، به راحتي چشم بر اين مربي بزرگ بست و او را كنار گذاشت تا صانعي جايش بنشيند. مربي جواني كه شايد آيندهاي درخشان در انتظارش باشد اما شايد هنوز زود بود كه به عنوان سرمربي، هدايت فوتسال را به عهده بگيرد. بعد از شمس كه به راحتي از كنار او گذشتند، نوبت به شمسايي رسيده كه كمكم براي هميشه، از فوتسال كنار گذاشته شود و باز هم البته به دليل مسائل شخصي و نه فني!
دو هفته ديگر، جام جهاني فوتسال است و زمان زيادي نيست براي آنكه خودمان را براي اين رويداد مهم ورزشي آماده كنيم. رويداد مهمي كه اين بار نه نامي از شمس در آن هست و نه شمسايي.
شمس كه از مدتها قبل به دلايل شخصي ترابيان، كنار گذاشته شد و شمسايي هم با توجه به همين مسائل شخصي، اجازه عقد قرارداد با هيچ تيم باشگاهي را ندارد، پس نميتواند جايي در تيم ملي داشته باشد. كميته ملي فوتسال، شده قلمرو حكومت ترابيان. نه محلي براي مهيا كردن و سامان دادن به فوتسال و تيم ملي آن براي كسب موفقيتهاي آسيايي و جهاني.
درگيريهاي داخلي تيمهاي فوتسال، كم و زياد شدن تعداد تيمهاي حاضر در ليگ، كنار گذاشتن بازيكنان و مربيان از تيمهاي ملي و مانع شدن از عقد قرارداد آنها با تيمهاي داخلي، همه و همه مسائلي است كه باعث شده فوتسال به ميداني براي نبرد تبديل شود و كسي پيروز اين ميدان است كه قدرت را در دست داشته باشد.
چندي پيش شمسايي هم مثل روزهاي اولي كه ترابيان شمس را كنار گذاشته بود، پرده از برخي مسائل برداشت و اندكي از آنچه را مدتها بود مخفي بود و دور از چشم مردم و حتي جامعه فوتسال رخ داده بود، روي دايره ريخت تا شايد ترابيان به خود آمده و اندكي از مواضعش عقبنشيني كند. اما رئيس كميته فوتسال مثل هميشه كمترين توجهي به مسائل مطرح شده كه بازتاب فراواني هم داشت و تعجب همگان را برانگيخته بود، نشان نداد و سعي كرد با خونسردي از كنار اين مسئله عبور كند.
ضمن اينكه شمسايي را «پسرم» مورد خطاب قرار داد تا نشان دهد كه با گذشت از كنار اين مسئله عبور كرده و فداكاري كرده است. حال آنكه حرفهاي شمسايي، سؤالات زيادي را در ذهنمان به وجود آورده بود كه با بيتفاوتي ترابيان به اين مسئله، بيجواب ماندند!
دو هفته ديگر جام جهاني فوتسال است و همه تيمهاي حاضر در اين تورنمنت مهم ورزشي، از اين آخرين فرصتها، حداكثر استفاده را ميكنند براي آمادگي هرچه بيشتر و بهتر افزايش شانس خود براي كسب موفقيت در اين مسابقات اما ما ماندهايم و فرصتهايي كه يكي پس از ديگري به پاي درگيريهاي مسئولان با فوتساليها هدر ميرود و سؤالاتي كه هرگز جوابي براي آنها نمييابيم.
اينكه چرا شمسايي هم مانند شمس كنار گذاشته شد و سؤالات بيشتري كه بعد از صحبتهاي شمسايي ذهنمان را به خود درگير كرده و هنوز جوابي براي آنها پيدا نكردهايم و اينكه با اين راهي كه در پيش گرفتهايم، آيا فوتسال هم مانند فوتبال آقايي خود را از دست ميدهد؟ تازه با اين ذهن مشغول، بايد آماده جامجهاني هم بشويم!