
هر چند كه برخي متخصصان نگران اتاق عمل و تخصص مسئولان اتاق عمل و نحوه جراحي (شرايط محيط و نحوه اجرا و مديريت) بودند. صاحبان اصلي اين مريض يعني همان مردم نيز پذيرفته بودند تا با اين اقدام به بهبود حال اين مريض كمك كنند و تبعات آن را بپردازند.
لذا جراحي يا پيشنهاد دكتر پژويان«هدفمندي» با كاستيها و تلاش مسئولان و از آن مهمتر با رضايت و همراهي مردم آغازشد. جراح با قاطعيت از بهبود حال مريض خبر ميداد و هزينه درمان را در قالب «يارانه نقدي» بر گردن درآمدهاي ناشي از حاملهاي انرژي انداخته بود، هر چند كه مردم ميدانستند بايد خود را حداقل براي پرداخت هزينهها از جيب آماده كنند.
البته قرار بود در زمان جراحي منابعي براي توليد به مثابه داروي جلوگيري از عفونتهاي مناطق جراحي و نيز ترميم سريع نقاط جراحي شده مد نظر قرار گيرد اما جراح به دليل آن كه جلب نظر صاحبان مريض مهمتر بوده و هزينههاي مترتب بر تيم جراحياش را كاهش دهد، از اين كار ممانعت كرد. با اين حال اگر همه چيزخوب پيش ميرفت به مدد درآمدهاي نفتي احتمال موفقيت و دست كم رضايت مردمي كه بيمارشان را با هزينه كم درمان ميكردند، بسيار زياد بود. مگر اينكه شرايط غيرقابل پيشبيني وفورسماژورپيش ميآمد. شرايطي مانند تحريم و محدوديت در كسب منابع درآمدي كه متأسفانه پيش آمد.
شوراي متخصصان بر اين رأي داد تا از ادامه جراحي مرحلههاي بعد ممانعت به عمل آيد. اقدامي كه در ادامه آن احتمال خطر براي اين مريض وجود داشت و فقط هزينههاي سنگينتري را بر مردم تحميل ميكرد.
تيم متخصصان و نمايندههاي صاحب مريض ميديدند كه جراح به خاطر مردم چگونه بيخيال هزينههاي دارو و درمان در حوزههاي زخم ايجاد شده بر «توليد» و عفونت «گرانيهاي طاقت فرسا» شده و ميدانستند كه اين دردها با عوامل ميكروبي تحريم وارد شده بر فضاي جراحي بيشتر هم خواهد شد و از سوي ديگر متوجه شده بودند كه جراح براي جلب نظر مردم و براي تأمين يارانه نقدي از ساير هزينههايي كه بايد براي مريض ميشده صرفه جويي كند. (تأمين منابع يارانه نقدي از محلهاي ديگر).
اما هنوز جراح به همراه تيمش حاضر نيست كه قبول كند الان زمان ادامه جراحي و اجراي مراحل بعدي نيست.
جراح نه تنها معتقد است كه بيمار حالش رو به وخامت نيست و لمس شدن اقتصاد را ناشي از داروهاي بيهوشي ميداند كه اعتقادي به ايجاد عفونتهاي ناشي از اجراي هدفمندي – نقدينگي در بازار و وجود تب بالا در منطقه ارز نيست و چون اين گرانيها را نتيجه جراحي خود نميداند، اعتقادي به اثرگذاري بر بدتر شدن حال بيمار ندارد.
باوري كه كاملاً مغاير با نظر اكثر متخصصاني است كه از پرونده اقتصاد مريض باخبر هستند. اين متخصصان معتقدند كه جراح با مفروض غلط همه معادلات خود را درست ميداند گويي در رؤياي خود در حال شفابخشي به بيمار است. البته برخي هم معتقدند جراح داستان ما بيشتر از آن كه به فكر بيمار باشد و نگرانيهاي متخصصان را به گوش گيرد در اين انديشه است كه در صورت بخشش بخشي از هزينه و پرداخت نقدي درمان به صاحبان محتاج مريض خواهد توانست باز هم مسئوليت جراحي را براي دورههاي بعدي از آن خود و تيم جراحياش كند. حال آن كه براي مردم حتي در روستاها نتيجه جراحي و بهبود معيشت و اقتصاد كشور مهمتر از بازپرداخت موقتي هزينه درمان است زيرا در مقايسه با آنچه از جيبشان رفته، قابل مقايسه نيست. مردم امروز با مشاهده حال عمومي اقتصاد مريضشان كه اين روزها توسط تيم جراحي، آن را نتيجه ميكروبهاي خارج از اتاق جراحي (تحريم) ميدانند، نميتوانند خود را قانع كنند و از تيم جراحي ميخواهند مسئوليت خود را بپذيرد.
همچنين متخصصان آگاه به پرونده هم با مشاهده علائم بيمار نيك ميدانندكه جراحي به اهداف تشريح شده توسط جراح منتهي نشده است و به گفته برخيها كه بيش از دو برابر هزينهاي كه به مردم دادهاند با اين گرانيها از جيبشان بيرون آمده.
يا اكنون با قيمت دلار حدود ۲هزارو ۸۵۰ توماني و قيمت فوب بنزين در خليج فارس كه حدود ۲هزارو ۲۲۳ تومان قابل محاسبه است؛ دولت براي يارانه بنزين يارانهاي حدود هزارو ۸۲۳ تومان و براي بنزين نيمه يارانهاي هزار و ۵۲۳ تومان پرداخت ميكند. قيمت تمام شده برق و آب و ساير حاملهاي انرژي نيز با مجموعه عوامل انجام شده به مراتب بالاتر از افزايش قيمتهاي تحميل شده بر جيب مردم شده.
تيمهاي آگاه به پرونده اقتصاد معتقدند براي جراحي دوم نياز به فرصت و التيام عفونتها و زخمهاي قابل مشاهده است. آيا امروز كميسيون تشكيل شده از نمايندگان مردم در «مجلس»جراح را تا بهبود حال عمومي اقتصاد بيمار از انجام عمل جراحي دوم منع خواهد كرد؟ آيا جراح چاقو را بر زمين خواهد گذاشت و مراقبتهاي ويژه مورد نياز را دنبال خواهد كرد يا از اتاق بيرون خواهد رفت و بيمار را به حال خود خواهد گذاشت؟