وزير به واسطه مشكلات ديگر جامعه از زير فشار استيضاح فرار كرده و البته كسي هم نپرسيده مجلس در روزهايي كه خود را موظف كرده بود به جاي رسيدگي به وضعيت بحراني ورزش سراغ اقتصاد برود، چه فكري به حال دلار و ارز و سكه و طلا و شمش كرده است! جاي ورزش و اقتصاد عوض شد كه بحران ارزي فروكش كند. . . آيا مجلس چنين كاري كرد؟!
مهم دلار و سكه نيست. ديگر در حقيقت دلار و ريال ارزشي ندارد كه فكر و ذكري را مشغول خود كند. دلار و ريال و سكه و طلا زندگيشان را ميكنند و مردم ميخواهند با تنها دلخوشيهاي باقي مانده (مثلاً ورزش) نيمچه شادي و افتخاري داشته باشند. همان ورزشي كه با تصميمات دور از منطق گروهي از اساتيد در وزارت ورزش، لب پرتگاه تعليق قرار گرفته و البته چيزي تا لغزيدن نهايياش هم باقي نمانده!
اما حالا در وزارت ورزش، همه چيز رنگ قدرت و آرامش گرفته است. وزير قطعاً ديگر استيضاح نخواهد شد و حتي اگر ورزش ايران تعليق شود هم بازگرداندن وزير به ميز استيضاح، غير ممكن است، لااقل به اين دليل كه مجلسيون بهتر ميدانند كه «چرا» درخواست استيضاح وزير را دادند و «چرا» استيضاحش را در آخرين لحظه پس گرفتند! حالا وزير دوباره دست به كار خواهد شد و با قدم گذاشتن در همان راهي كه از پيش معاون ورزشياش (براساس قرضهاي شخصي و چشم تنگيهاي قديمي نسبت به مديران ورزشي داشته و دارد) در فدراسيونها عزل و نصبهايش را ادامه ميدهد. وزير باز هم همان تصميماتي را خواهد گرفت كه اگر معاونش به جاي او رأي اعتماد گرفته بود عملياتي ميكرد.
وزير امروز مرداني را ميراند كه فقط در نگاه معاون ورزشي او جايي ندارند و وزير مرداني را به سمتهاي حساس ميآورد كه فقط و فقط در ديد كوتاه معاون ورزشي او جاي ميگيرند. امروز باز هم وزير فرصت خواهد داشت كشتي را به دست مردي بسپارد كه پيش از اين در تربيت بدني تهران و البته در باشگاه پرسپوليس عملكردي در حد فاجعه داشت و سنگ بناي نزول و نابودي پرسپوليس را با تصميماتش نهاد.
امروز وزير ميتواند براساس خواستههاي اطرافيانش، رئيس فدراسيون قايقراني را كه بيترديد انقلابي شگرف در اين ورزش در ايران به وجود آورده بود، معزول كند و بعد به سراغ مديراني برود كه هنري جز «بله قربان گويي» به خصوص در نزد معاون او ندارند. امروز وزير دوباره قدرتي گرفته كه از گذشتهاش در وزارت ورزش هم بيشتر است. او ميداند در فاصله كمتر از يك سال مانده تا دولت بعد، مجلس آن قدر درگير دلار و ارز و انتخابات و انتصابات خواهد شد كه حتي اگر عباسي و دوستانش (يا به عبارتي خالصتر، عباسي و دوستش) ورزش را با تبر قلع و قمع كنند هم يادي از آنها نخواهد كرد.
استيضاح وزير ورزش انگار فرصت بود؛ فرصتي براي نمايندگاني كه دغدغههايي در روزهاي نوسان ارز و دلار و سكه و طلا داشتند. دغدغه آنها آرام آرام از جلسات كيش و بعد محافل تهران و در نهايت مجلس شوراي اسلامي و دقايقي بعد از آغاز استيضاح رفع شد. اما دغدغه بزرگتري مانده و آن هم از دست رفتن بزرگترين دلخوشي ملت است. ورزش به سوي نابودي ميرود و همه سكوت كردهاند!