کد خبر: 490047
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
ما هم معتقديم كه بايد از پوست حقايق لايه‌برداري شود اما اين لايه‌برداري كجا و لايه‌برداري حلزوني كجا؟!
حسن فرامرزي
در روزهايي كه گذشت تقويم‌ها مثل هميشه يكي از مناسبت‌هاي مهم تاريخي- اجتماعي ما را گوشزد كردند؛ هفته دفاع مقدس. پيش از آنكه به بحث اصلي درباره رويكرد «تحريفي- غفلت‌افزا» تلويزيون درباره دفاع مقدس بپردازم اين نكته را گوشزد كنم كه بها دادن به تقويم‌ها، مناسبت‌تراشي و به موازات مناسبت‌ها پيش رفتن، اگرچه براي تذكار اتفاقات مهم ملي في‌نفسه امر نامطلوبي نيست اما با برجسته شدن زاويه نگاه صرفاً تقويمي و مناسبتي، اولاً لباس «موسمي»و «فصلي» و «تاريخ مصرفي» بر تن رخدادها و پديده‌ها مي‌پوشاند و در ثاني به مرور با كليشه‌سازي‌ها و شرطي كردن‌ها، محتواي آن مناسبت را خالي و به جاي آن، كليشه‌هاي متصلب و ويرانگر مي‌ريزد، كليشه‌هايي كه موميايي‌هاي بي‌روح حقيقتند. به اين معنا كه ما محق مي‌شويم يك هفته در سال درباره دفاع مقدس، جنگ، تبعات، رهاوردها و دستاوردها و يادگارهايش سخن بگوييم و باز دوباره اين بقچه بزرگ را ببنديم و تحت هيچ شرايطي بازش نكنيم مگر اينكه چرخش فصل‌ها و ماه‌ها تكاني به تقويم‌ها بدهد تا دوباره تقويم‌ها اعلام كنند كه هفته، هفته دفاع مقدس است، اينجاست كه ما هم به موازات تقويم‌ها دست به كار مي‌شويم، يعني يك تابع و «بله قربان‌گوي صرف» براي تقويم‌ها، آن وقت رسانه ملي مثل آدم‌هايي كه تازه از خواب بلند شده و هيچ طرح مشخصي در آن لحظه جز ماليدن چشم‌ها و كشيدن خميازه ندارد، لطف مي‌كند و چند خبرنگار و برنامه‌ساز را با چند پرسش بي‌روح و آب‌لمبو، با چند ژست تلف شده در تكرار مكررات گسيل مي‌كند به خانه چند جانباز و مادر شهيد و دوباره تصاويري از جبهه و تيراندازي‌ها و صحنه‌هاي چند عمليات پخش مي‌شود و چند مسئول هم كه ديگر نفس‌شان گرم نيست درباره شهدا حرف مي‌زنند تا پرونده دفاع مقدس سال هم با خوشي و خرمي بسته شود، بدون آنكه كسي از رسانه ملي بپرسد آيا اصلاً اين برنامه‌ها ديده مي‌شود؟ آيا كسي به حرف‌هاي آن مادر شهيد توجه مي‌كند؟ آيا كسي متوجه حرف‌هاي آن جانباز مي‌شود؟ اصلاً نسل جديد با اين شيوه برنامه‌سازي كه ۳۰ سال است بدون ذره‌اي پس و پيش تكرار مي‌شود، ارتباط برقرار مي‌كند؟ 

چالش بزرگ فعاليت رسانه‌اي ما آنجاست كه يك رسانه و متوليانش از سياستگذار و مدير و ناظر آن رسانه تا خبرنگار و گزارشگر نتوانند صورت‌ها و پوسته‌ها را كنار بزنند و از زير آن صورت‌ها، جوهره و هسته مركزي آن پديده را به مخاطبان خود عرضه كنند، آن هم نه هر عرضه كردني، عرضه كردني كه پيش‌تر با هوشمندي حوزه تعلق‌ها، جهان ذهني و دايره رفتاري نسل‌هاي پيش‌رو را رصد كرده و فضا، قالب و عناصر و اجزاي برنامه را در چنين مختصاتي به مخاطب خود ارائه كرده باشد. شايد گفته شود اين كار، بسيار ظريف، تخصصي، متعهدانه، دشوار و طاقت‌فرساست. 

بله، من هم هم‌آواز با شما مي‌گويم فعاليت‌ رسانه‌اي بسيار ظريف، تخصصي، متعهدانه و طاقت‌فرساست، فعاليت رسانه‌اي نيازمند پشتكار، ممارست، مطالعه و هوش بالاست. معلوم است هركسي نمي‌تواند فعاليت رسانه‌اي كند. خبرنگاري از دشوارترين شغل‌هاي دنياست اما در ادامه بايد پرسيد كدام خبرنگاري؟ خبرنگاري بي‌روح copy paste مرده كه متأسفانه فضاي بسياري از خبرگزاري‌ها و سايت‌هاي خبري و روزنامه‌ها و حتي رسانه ملي ما را فراگرفته است؟ اين نوع خبرنگاري زيان‌آور است؟ اين كه خبرنگار و گزارشگر يا برنامه‌ساز لم بدهد و فرو برود در صندلي‌اش و چهار، پنج سؤال را كه از بس تكرار شده‌اند وقتي آدم مي‌شنود، تهوع مي‌گيرد بردارد و برود كوچه و خيابان، بردارد و برود خانه خانواده شهدا و جانبازان و آزادگان و روح آن حماسه‌ها را در پرسش‌هاي كليشه‌اي خود دفن كند، آيا اين خبرنگاري زيان‌آور است؟ بزرگ‌ترين ضربه رسانه ملي و خبرنگاران و گزارشگران و برنامه‌سازانش به دفاع مقدس آنجاست كه برنامه‌ساز و مجري و خبرنگار و گزارشگر بي‌آنكه اندكي درونمايه اين حماسه را درك كرده باشد، بي‌آنكه چشم‌انداز تازه‌اي از روح اين دفاع را به سمت ما باز كند، بي‌آنكه برود عرق بريزد و ادبيات متناسب با اقتضائات روز و روحيه جمعي را استخراج كند و درونمايه را انتقال دهد، تنها هنرش اين است كه هر سال با تصاويري كه نشان مي‌دهد غيرمستقيم بگويد جنگ يعني همين، جنگ يعني همين خاك و خاكريز و گلوله اما به واقع اگر ما نتوانيم پشت اين خاكريز را نشان دهيم، اگر ما نتوانيم نشان دهيم كه چرا - اين چرايي معلوم است كه هر سال و هر ماه به اقتضاي شرايط ما، ما باز توليد شود و پاسخ داده شود- آن گلوله‌ها را شليك مي‌كرديم در آن صورت اولين كاري كه با دفاع مقدس مي‌كنيم تحريف درونمايه آن است هرچقدر هم كه شهدا را نشان بدهيم، نشان نداده‌ايم، نشان داده‌ايم كه پشت صورت شهدا پنهان شويم. كسي بايد درباره شهيد حرف بزند كه شهيد شده باشد، يعني شهيد زنده باشد، يعني همچنان رزق حلال بخورد، همچنان راه شهدا را كه راه برداشتن حجاب‌هاي ظلماني و روحاني از «من متورم» و «خود باد كرده» است،بپيمايد، كسي درباره شهدا بايد حرف بزند كه تا عمق استخوان، روح اين راه را فهم و هضم كرده باشد، نه اينكه روح اين راه را با كالبد آن، با نشانه‌هاي كالبدي اشتباه بگيرد. 

پس برادر يا خواهر من! به اين سادگي نيست ناهارت را بخوري، قيلوله‌ات را هم سر وقت داشته باشي و در حالي كه به روزترين جوك‌هايي كه با «يه لر» و «يه ترك» شروع مي‌شود به دوستانت مي‌فرستي در صندلي‌ات فرو بروي و سؤال طرح كني درباره شهدا و بروي از مخاطب بپرسي، شهيد روزي‌خوار خداست و كسي كه از عمق جان نداند شهيد روزي‌خوار خداست، نداند كه شهيد زنده است و ما در هر نفسي كه مي‌كشيم، مي‌ميريم و نفس، صورت جان و مرگ است، كسي كه نفهمد عالم محضر خداست، هر واژه‌اي كه درباره شهيد بگويد صورت شهيد را تاريك كرده است، تاريك البته در چشم اين زمينيان كه به زمين و سرگرمي‌هايش مشغولند. به خاطر همين است كه وقتي مجري مسابقات سرگرمي تلويزيون- شبكه تهران- وسط هفته دفاع مقدس، پيش از شروع برنامه سرگرم‌كننده- چه اصطلاح عجيب و نامأنوسي است اين واژه سرگرم‌كننده- چند جمله‌اي را هم در تجليل از هفته دفاع مقدس و شهدا و ايثارگران بر زبان مي‌آورد من باورم نمي‌شود و اين تجليل صوري او بر دل من نمي‌نشيند؛ چراكه اين تجليل از شهدا يك موضوع فرعي براي اصل برنامه او است. احتمالاً به او گوشزد شده كه پيش از آغاز برنامه سرگرم‌كننده‌اش يادي هم از شهدا كند تا آن چفيه‌اي كه در گوشه تصوير روي لوگوي شبكه تهران، تاب مي‌خورد معنا و مفهومي داشته باشد. - نكته جالبي است كه درست در هفته دفاع مقدس كه تلويزيون بايد پوست‌ها را كنار بزند تا ما به باطن حقايق برسيم، درست در هفته‌اي كه ما بايد از شر اين پوست‌هاي سنگين روزمرگي قدري خلاص شويم تلويزيون كرم حلزون ۹۹ هزار توماني با قابليت روشن‌سازي و لايه‌برداري پوستي را روي آنتن مي‌فرستد، البته تلويزيون در اينكه ضرورت لايه‌برداري پوست را متوجه شده خيلي هم خوب است اما اين لايه‌برداري از پوست كجا و آن لايه‌برداري از پوست كجا؟- اين تجليل مجري مسابقات سرگرم‌كننده تلويزيون از دفاع مقدس به دل من نمي‌نشيند چون كاش او اصلاً شهدا را وارد اين بازي سرگرم‌كننده‌اش نمي‌كرد، وارد اين مسابقه‌اي كه قله‌اش رسيدن به چند ده يا چندصد هزار تومان اسكناس است. آيا اين يك توهين آشكار نيست شهدا را فرع بر اصل يك مسابقه كه قرار است ما را با سؤالات و اطوارهاي مجري سرگرم كند و اگر تهيه‌كننده برنامه دندان‌گردي نكرد و هوش و حواس‌مان هم خوب كار كرد و مثلاً فهميديم در هفته دفاع مقدس پايتخت فلان كشور كجاست و به بركت شهدا و در هفته دفاع مقدس، برنده چند ده يا چند صد هزار تومان شويم و بعد هم خوشحال شويم كه چه خوب! هم به كار دنيا و سرگرمي و مسابقه‌مان رسيديم و هم به كار آخرت‌مان كه ياد شهدا بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار