
پيروزي انقلاب اسلامي ايران با آرمانهاي جهاني و اهداف ضدامپرياليستي خود در منطقهاي استراتژيك همچون خليجفارس، ضربه سختي را بر پيكره امپرياليسم امريكا وارد كرد. اين انقلاب با به چالش كشيدن قدرتهاي مسلط جهان، باعث شد الگوي توزيع قدرت جهاني و منطقهاي دستخوش تغيير و تحول اساسي شود.
در اين ميان امريكا و متحدان آن پس از احساس خطر اقدام به واكنش هاي جدي و خطرناكي نمودند. امريكا راهبردي را به كار گرفت كه مبتني بر محدود ساختن، منزوي كردن، تغيير رفتار و به طور كلي حذف ساختار نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران بود. بر اساس چنين ادراكي، امريكا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران تاكنون راهبرد و سياست خارجي چند جانبه در زمينههاي سياسي، امنيتي، نظامي و اقتصادي عليه ايران تدوين كرده كه حمله به طبس، تحريك گروههاي ضد انقلاب در مرزهاي كشور، مسدودكردن داراييهاي ايران، هدايت كودتاي نوژه، حمايت نظامي و سياسي از عراق در جنگ با ايران، حمايت از قوميتهاي جدايي طلب، حضور نظامي در منطقه خليج فارس، حمله به سكوهاي نفتي ايران، سرنگوني هواپيماي مسافربري ايران، تحريم اقتصادي، قراردادن ايران در فهرست كشورهاي تروريستي، تهديد به حمله نظامي به خصوص پس از مطرح شدن موضوع انرژي هستهاي ايران، ترور دانشمندان هستهاي كشور و... نمونههايي از اين سياستها در طول اين سه دهه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بوده است.
عدم موفقيت در به كارگيري اين سياست ها، امريكا را وادار به تغيير راهبرد خود از سخت افزاري به نرمافزاري كرد تا با هدف قرار دادن فكر و ذهن ملت ايران و خصوصاً قشر جوان به اهداف خود برسد. مارك پالمر كه از آن به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي امريكا نام برده ميشود، در اين زمينه معتقد بود:«ايران به لحاظ وسعت سرزميني، كميت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بينالملل، به قدرتي كمنظير تبديل شده كه ديگر نميتوان با يورش نظامي و جنگ آن را سرنگون كرد بلكه تنها راه سرنگونسازي نظام جمهوري اسلامي پيگيري مكانيسمهاي جنگ نرم و استفاده از تكنيكهاي عمليات رواني تبليغاتي با استفاده از سه تاكتيك دكترين مهار، نبرد رسانهاي و ساماندهي و پشتيباني از نافرماني مدني است.»
غالب شدن اين راهبرد در سياست امريكا باعث شد كميته خطر جاري كه در دهه ۱۹۷۰ با هدف مقابله با شوروي و با مشاركت اساتيد بر جسته علوم سياسي و مديران سابقه دار سازمان سيا و پنتاگون شكل گرفته بود، مجدداً در زمان بوش پسر احيا و مأموريت جديد خود را براي مقابله با ايران با استفاده از سياستهاي نرمافزاري آغاز كند. كارشناسان فعال در اين كميته براي اولويت قراردادن سياستهاي نرمافزاري عليه ايران معتقد بودند امريكا نياز به راهبردي دارد كه متحدان خود را حول محور آن جمع كند و نياز به بازآموزي درسهايي دارد كه تأثيرگذار بودهاند.
از ايجاد فضاي باز و حمايت از نيروهاي طرفدار دموكراسي در اروپاي مركزي و شرقي تا تبديل ديكتاتوري به دموكراسي از شيلي تا اندونزي، همگي مد نظر بايد باشند. امريكا با استفاده از سفارتخانه خود و حمايت از برنامههاي جنبش همبستگي در لهستان، نقش اصلي را در انتقال غير خشونتآميز حكومت (از ديكتاتوري به دموكراسي) ايفا كرد و جنبش نافرماني مدني بر پايه ائتلاف يكپارچه دانشجويان، كارگران و روشنفكران در قالب تظاهرات گسترده و اعتصابات عمومي را بهوجود آورد. اين روش در بسياري از كشورها در سه دهه گذشته نتيجه بخش بوده است و در ايران نيز براي تغيير ساختار نظام سياسي آن از اين روشها بايد استفاده شود. پروژه دلتا يكي از موضوعات مورد بررسي و در واقع راهبرد پيشنهادي كميته خطر جاري در خصوص مسائل ايران بود كه ايجاد و دامن زدن به نافرماني مدني در تشكلهاي دانشجويي و نهادهاي غيردولتي و صنفي، تلاش در نزديكي به مردم تحت پوشش حمايت از حقوق بشر و دموكراسي در ايران، ايجاد شبكههاي متعدد راديو – تلويزيوني فارسي زبان، حمايت از اپوزيسيون، سفر فعالان جوان خارجي از كشورهاي متحد با امريكا به ايران تحت عناوين جهانگرد براي پيوستن به جنبشهاي مدني و نافرمانيها در صورت نياز، تسهيل فعاليت سازمانهاي غير دولتي در ايران، دعوت فعالان جوان ايراني به خارج براي شركت در سمينارها، استفاده از سفارتخانههاي كشورهاي ديگر و به طور كلي تضعيف ستونهاي حمايتي حكومت ايران از جمله راهكارهاي اجراي استراتژي دلتا به شمار ميآمدند.
امريكا براي رسيدن به اهداف خود و براي اينكه بتواند نظر ساير كشورها را با سياستهاي خود همسو كند، موضوعاتي همچون انرژي هستهاي ايران، حقوق بشر، مبارزه با تروريسم را براي فشار به ايران بهانه قرار داد كه البته انرژي هستهاي مهمترين بهانه براي آن كشور در طول چندين سال گذشته بوده است. تلاش براي دست نيافتن جمهوري اسلامي ايران به فناوريهاي حساس، يكي از راهبردهاي امريكا در مهار ايران در زمان بوش و اوباما بود. سياست جمهوري اسلامي ايران از هنگامي كه موضوع فعاليتهاي صلح آميز هستهاي آن در دستور كار شوراي حكام قرار گرفت با رويكرد حقوقي، مبتني برهمكاري، تعامل و رفع ابهام با آژانس بينالمللي انرژي اتمي بوده است اما امريكا با نفوذ خود در آژانس سعي كرده ايران را به تلاش براي ساخت سلاحهاي هستهاي متهم نمايد و آشكار است كه اتهامات امريكا در اين خصوص، بيش از آنكه جنبه واقعي داشته باشد، عمدتاً جنبه سياسي بوده است.
دركنار موضوع انرژي هستهاي، حقوق بشر نيز به عنوان نماد فشار نرم افزاري، مورد توجه دستاندركاران سياست خارجي امريكا قرار گرفت، آنها حقوق بشر را فينفسه به عنوان عامل مخالف منافع ملي در حيطه سياست خارجي تلقي نكرده، بلكه از آن به عنوان يكي از ابزارهاي سياست خارجي استفاده كرده و از اين طريق نيز تلاش مينمايند ايران را تحت فشار قرار دهند.
نماد سياستهاي نرم افزاري امريكا عليه ايران، فتنه ۱۳۸۸ بعد از انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري بود كه مرحلهاي تكميل شدهتر از حوادث سال ۱۳۷۸ بود. بررسي زواياي پنهان فتنه ۱۳۸۸ بيانگر راهكارهايي است كه كميته خطر جاري تحت عنوان پروژه دلتا براي مقابله با ايران تجويز كرده بود، اين فتنه نشان داد امريكا درصدد براندازي و تغيير ساختار نظام جمهوري اسلامي از داخل و با فعال كردن نيروهاي غرب گرا بود كه جريان برانداز داخلي در يك هماهنگي استراتژيك با غرب و به ويژه امريكا براي اجراي آن دست به كار شدند و تلاش كردند با استفاده گسترده از رسانههاي تبليغاتي همچون خبرگزاري ها، راديو، تلويزيون، شبكههاي ماهواره اي، سايتهاي اينترنتي و ساير رسانههاي جمعي و با به كارگيري انواع تكنيكهاي عمليات رواني از قبيل ايجاد ابهام و شائبه، ايجاد تفرقه و تضاد، القاي غم و نااميدي، اغراق و مبالغه، برجستهسازي، پارهاي حقيقتگويي، تحريك، تظاهر به بيطرفي، حذف و تحريف آگاهانه، دروغ، شايعه، فريب و گمراهي، كليگويي، ترس و ارعاب، ترور شخصيت، استناد به آمار و ارقام نادرست به اهداف خود برسند كه با لطف و عنايت خداوند تعالي و با مديريت صحيح و هوشمندانه مقام معظم رهبري و در نهايت با همراهي و حضور گسترده مردم در حماسه ملي ۹ دي اين پروژه نه تنها موفق نشد بلكه فرصتهايي را براي نظام جمهوري اسلامي ايران فراهم آورد كه يكي از مهمترين آنها برملا شدن چهره واقعي برخي جيره خواران غرب بر مردم بود.
آن چيزي كه اهميت دارد اين است كه سياستهاي نرم افزاري امريكا همچون فتنه ۱۳۸۸ آخرين اقدامات امريكا عليه ايران نخواهد بود چراكه سياست امريكا در قبال ايران صرفنظر از تعصبات سياسي، اقتصادي ريشه در اختلاف ايدئولوژيك اين كشور با ايران دارد و قرائن و شواهد موجود و اظهارات طراحان سياست خارجي امريكا مبين اين است كه هدف امريكا نابودي هويت ديني، مذهبي و ملي ايران و در نهايت براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران است، البته با وجود تلاش همه جانبه امريكا براي رسيدن به اهداف خود، تبعيت ملت ايران از ولايت فقيه و حضور و ايستادگي مقتدرانه آنان در صحنهها در طول اين سه دهه گذشته اصليترين عامل در خنثي نمودن توطئههاي شوم آن كشور بوده است، اما سناريوي سهمگين فتنه ۱۳۸۸ كه به تعبير مقام معظم رهبري پيچيدهترين توطئه دشمن در طول انقلاب كه تا ماهها چرخه فعاليت سازندگي كشور را از حركت بازداشت و بهانهاي براي حمايت و هدايت غرب، به ويژه دولت ايالات متحده امريكا و دولت انگليس براي شكلگيري رفتارهاي قانون گريزانه و ساختار شكنانه در داخل كشور گرديد، نشان داد مسئولان و ملت ايران بايد خود را براي هر گونه رويارويي همچون جنگ اقتصادي كه طي چند سال اخير امريكا برنامهريزي گستردهاي را براي آن صورت داده، آماده سازند.
شايد باور چنين موضوعي براي ملت سخت بود كه مسئولان ديروز كشور روزي ملعبه دست دشمن عليه نظام جمهوري اسلامي ايران باشد ولي به هر حال استكبار جهاني براي رسيدن به نيات پليد خود هيچ راهي را براي خود بسته نميبيند و از همه راههاي ممكن براي ضربهزدن به نظام جمهوري اسلامي استفاده مينمايد، البته لازم است اشاره كنيم اجراي چنين برنامه هايي توسط دشمنان نظام را مقام معظم رهبري با دقت و تيزبيني خود چندين سال پيش زماني كه نرم افزارگرايي در سياستهاي امريكا مورد توجه قرار گرفت، در سخنرانيهاي متعدد به مسئولان و ملت ايران گوشزد كرده بود، ليكن غفلت و مسامحه برخي مسئولان كه البته در فتنه ۱۳۸۸ خود از عاملان اصلي اين فتنه بودند فضا را براي چنين رويدادي مهيا ساخت كه به هر حال مدتي فضاي كشور را ملتهب و غبارآلود ساخت.
امروزه سلاح اصلي در مقابله با سياست نرم افزاري دشمن كه در حال حاضر با رويكرد اقتصادي و با تحريمهاي گسترده نمود پيدا كرده، داشتن آگاهي و بصيرت در نزد ملت ومسئولان بوده كه مقام معظم رهبري در فرمايشات خود دائماً به آن تأكيد و تمام اقشار جامعه را به آن سفارش نمودهاند، البته در كنار اين آگاهي و بصيرت ملت، آن چيزي كه بيش از همه اهميت دارد و مورد تأكيد مقام معظم رهبري قرار گرفته توجه به مردم توسط مسئولان است.
به هر حال مردم كشورمان در طول سالهاي بعد از انقلاب اسلامي نشان دادهاند با تمام وجود از انقلاب خود دفاع كرده كه در مهمترين رويداد اخير كشور يعني انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي نيز با حضور دشمنشكنانه خود، به تعبير مقام معظم رهبري، بار ديگر عشق و علاقه خود را به نظام جمهوري اسلامي ايران نشان دادند اما اين حضور سراسري مردم انقلابي ايران براي دفاع از آرمانهاي انقلاب اسلامي طبعاً نياز به قدرداني همهجانبه دارد و اين امر توجه بيشتر مسئولان را در قبال آنها ميطلبد كه بدون هر گونه درگيريهاي جناحي و سياسي، با فراهم نمودن بستر لازم زمينه را براي حضور بيش از پيش مردم مهيا سازند، اگر چه بايد خاطر نشان كرد مردم فهيم كشورمان با وجود مشكلاتي كه در ابعاد مختلف و در زمانهاي گوناگون گريبانگير آنان بوده هيچ وقت از حمايت خود از نظام جمهوري اسلامي ايران دست نكشيده و با تبعيت از ولايت فقيه در مقابل توطئههاي سهمگين دشمنان مقاومت كردهاند كه البته اين يكي از خصوصيات مثبت مردم كشورمان محسوب ميشود اما به هر حال نبايد غافل شد خدمت رساني به مردم به دور از هر گونه اختلافات حزبي و جناحي و به تعبير مقام معظم رهبري بردن نان به سفره مردم در كنار توسعه زير ساختهاي كشور ميتواند نقشي مؤثر در گسترش و رواج روحيه همبستگي و همكاري و ايجاد انسجام بين اقوام و گروههاي مختلف قومي و مذهبي و به تبع آن افزايش توان مقابلهاي ايران را در قبال سياستهاي نرمافزاري امريكا داشته باشد.