کد خبر: 489360
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۸
آقاي رئيس‌جمهور! من يكي از هزاران ايراني هستم كه در دور اول رياست‌جمهوري شما به شما رأي داد. ما از كانديداهاي ديگر دل‌خوشي نداشتيم و به شعارهاي دلنشين شما پناه برديم. خدايا! چقدر زحمت كشيديم. حالا هشت سال بعد دوباره همان سناريو تكرار مي‌شود. چرا هميشه همينطور است. همه وقتي مي‌آيند با شعارهايي دلچسب و اميدهاي فراوان جلوه مي‌كنند و هشت سال بعد همه چيز يادشان رفته و مردمي كه اعتماد خود را به پاي آنان ريخته‌اند، بلكي از خاطرشان محو شده‌اند. 

شنيدم فرموده‌ايد در غياب شما هنگام سفر به نيويورك و در روزهايي كه شما با لشكر همراهانتان در سفر كاري و سرگرم تبيين مديريت جهاني بوده‌ايد، كارهايي صورت گرفته كه خوب نبوده و اي كاش اين كارها انجام نمي‌شد. خدا را شكر لااقل هنوز قدردان نزديك‌ترين كسان خود هستيد. قدردان آنها كه لااقل كوچك‌ترين حرفي روي حرف شما نزدند و هر طور شما فرمان داديد، همانگونه بودند. نمي‌دانستم اجراي حكم آقاي علي‌اكبر جوانفكر اينقدر شما را متأثر مي‌كند؛ حكمي كه ماه‌ها صادر شده بود و در مورد مردم عادي في‌الفور اجرا مي‌شود و در مورد ايشان به ميمنت شما به تأخير افتاده بود. 

اما بزرگوار! در غياب شما جز اين كار كه از نگاه شما خوب نبود و اي كاش صورت نمي‌گرفت، كارهاي بد ديگري هم انجام شد. اتفاقات هولناكي كه ثمره‌اش تنها زنداني شدن چند ماهه يك نورچشمي شما نبود. بسياري اقلام گران‌تر شدند و سفره‌هاي بيشتري خالي شد. ارز و طلا بر خلاف قول شما به آقاي حيدري در تلويزيون كه «قيمت سكه را كنترل خواهيم كرد» به شدت گران شد. همان دلاري كه شما مدعي بوديد هزار تومان هم نمي‌ارزد، حالا به ۳ هزار تومان رسيده است. بگذاريد تنها قصه يكي از آدم‌هاي نگونبختي را بگويم كه نتايج اين دستاورد اقتصادي دولت شما، چگونه خانه‌ خرابش كرده و تأكيد كنم اين كمترين و كوچك‌ترين نمونه است. 

دوست جانبازي دارم كه قريب دو دهه است با بدني مجروح و عليل بسيار سخت كار مي‌كند تا بلكه بتواند كور سوي اميد درمانش را به همت خودش در خارج از ايران پي بگيرد. او تمام پس‌انداز و زندگي‌اش را يك‌كاسه كرد تا با اتكا به خودش براي معالجه پا و كمر افليجش به اروپا برود و در آستانه دهه پنجم زندگي، از درد دائم و ويلچري كه بر آن خانه كرده، رهايي يابد. گفته بودند ۲۰۰ هزار دلار هزينه سفر و درمانش خواهد بود. دي‌ماه گذشته عاقبت ۹۰ درصد هزينه‌هايش را با جمع پس‌انداز ۲۰ ساله و فروش دار و ندارش فراهم كرد. با ۱۸۰‌ميليون تومان مي‌توانست ۱۸۰ هزار دلار از هزينه‌ها را تأمين كند. پس در پي پذيرش و مقدمات كار بود كه دلار گران شد. دوستان شما و خود شما وعده دادند و داديد، موقتي است؛ دولت درست مي‌كند. پول در حساب بانكي او ماند و او كه سفته‌بازي و دلالي بازاري را بلد نبود و از اين راه نان نخورده بود، همچنان منتظر ماند. كمتر از ۹ ماه گذشت. 

كمرش خميده‌تر و دردهايش بيشتر شد و به مدد هنرنمايي برنامه‌هاي اقتصادي دولت شما كه به ادعاي معاون اولتان «از زمان‌ مادها برنامه محورتر از آن در اين ملك نيامده است» اكنون تمام پس‌انداز او تنها ۶۰‌هزار دلار ارزش دارد. حال آنكه خانه و دار و ندارش را از دست داده و هزينه درمانش نيز ۱۰ درصد گران‌تر شده است.
 
او با پاي لنگ، كمر شكسته و دردي كه وجودش را مي‌خورد در خانه‌اي اجاره‌اي خواهد مرد و اين هديه برنامه‌هاي اقتصادي دولت شما به او و خانواده‌اش بوده است. در غياب شما جز اجراي حكم آقاي جوانفكر، اتفاقات كوچك و بي‌اهميت ديگري نظير اين براي ميليون‌ها ايراني ديگر نيز به بركت برنامه‌هاي شما رخ داده است. گفتم محض اطلاع نمونه‌اي از آنها را هم بدانيد. شايد آنها هم لياقت توجه و تأثر شما را داشته باشند!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار