دکتر صادق زيباکلام در گفت و گويي دموکراسي واقعي را در غرب مي داند و مي گويد که آمال جنبش هاي اخير در کشورهاي عربي، دموکراسي غربي است.
به گزارش "سياست نامه" بخش هايي از اين گفت و گو که ماهنامه ذکر موتلفه آن را منتشر کرده است را مي خوانيد:
*جامعهی مدنی یعنی جامعهای که بین حاکمیت(حکومتکنندگان) از یک سو و مردم از سوی دیگر یکسری نهادها و سازمانها و مؤسسهها قرار میگیرند که اینها مستقل از حکومتاند و مردم از طریق این نهادها میتوانند خواست و ارادهی سیاسی خودشان را به حاکمیت نشان بدهند و بقبولاناند و تحمیل کنند و قس علی هذا.
* آقای خاتمی جامعهی مدنی را هم مطرح کرد که چند صباحی مورد بحث واقع شد، ولی سرآخر به جایی نرسید، زیرا جامعهی مدنی با کلام بهوجود نمیآید و احتیاج به بسترهای خاص خود دارد که میباید ساخته و پرداخته شده باشد تا جامعهی مدنی ایجاد شود.
* در مجموع، جریانهای وابسته به حاکمیت در ایران خیلی تعلق خاطری به مقولهای به اسم جامعهی مدنی ندارند و نمیتوانند داشته باشند چون جامعهی مدنی و ملزومات و ملحقاتش در حقیقت با مدرنیته و ملزومات مدرنیته و در خصوصتقسیم قدرت و محدودیت قدرت سازگارتری پیدا می کند که به طبع خیلی از اصولگرایان چنین مقولات و مفاهیمی را بر نمیتابند.
* در اتحاد شوروی، در گذشته، معتقد بودند که دموکراسی واقعی در آن کشورهاست برای اینکه مردم در مشارکت کشور سهیماند و هم عدالت و توزیع ثروت وجود دارد در حالی که می گویند در غرب دموکراسی واقعی وجود ندارد و یک عدهای که صاحبان اصلی قدرتاند و صاحبان صنایع و مؤسسههای مالیاند و رهبری احزاب را در دست دارند معتقدند که در غرب یک صورت ظاهری از دموکراسی وجود دارد به علاوه عدالت هم وجود ندارد.
* نکتهی مهم این است که وقتی شما میبینید مردم کشورهای جهان عرب وقتی به پا میخیزند و بهار عربی به وجود میآید جنبش دموکراسیخواهی در جهان عرب به وجود میآید. در حقیقت، همهی خواستهاش این است که یک انتخابات آزاد بتواند در مصر برگزار کند یک انتخابات آزاد بتواند در تونس برگزار کند که اگر مردم خواستند اسلامگراها را انتخاب کنند و اگر خواستند سکولارها را انتخاب کنند و اگر خواستند لیبرالها را انتخاب کنند. لذا، علیرغم آنچه که ما در ایران میگوییم در عمل وقتی نگاه میکنیم آنچه که در جوامع غربی وجود دارد غایت خواست و آرزوی مبارزان و مردم در کشورهای عربی است.
* بحث جامعهی مدنی و نبوی نیست؛ بحث این است که وقتی اصلاحطلبان واقای خاتمی بحث جامعهی مدنی را در سال ۷۶ - ۷۷ مطرح کردند برخی حمله کردند به آقای خاتمی و آقای خاتمی برای اینکه از فشار اصولگرایان فرار بکند گفت مقصود ما جامعهی نبوی است.
* ایشان{آقاي خاتمي} زیر فشارهای زیادی بودند و مجبور شدند که به هر حال به یک شکل برای اینکه از زیر آن فشارها خارج بشوند بگویند که مقصود ما این نبوده که بخواهیم مدل دموکراسی غرب را خواسته باشیم در ایران مورد توجه قرار بدهیم.
* زمانی که ما ۳۳ سال پیش داشتیم انقلاب میکردیم، دموکراسی در آن زمان کاملاً با اسلام همخوانی داشت با فرهنگ همخوانی داشت با تشیع همخوانی داشت با تاریخ مردم ایران همخوانی داشت، اما امروزه گفته میشود که این دموکراسی نه با اسلام سازگاری دارد نه با فرهنگ تشیع و نه با تاریخ ایران. اما شما اگر برگردید به ادبیات دوران انقلاب به مصاحبهی رهبرانقلاب که الان وجود دارد، در تمام مصاحبههای ایشان خواهید دید که در حقیقت آنچه که خواستهی انقلاب بود همان دموکراسی بود. آن موقع، دموکراسی هیچ تناقضی با اسلام نداشت، ولی خوب به تدریج رسیدیم به جایی که گفته میشود دموکراسی با اسلام کاملاً در تضاد و تناقض است.