فارس: همانگونه که اوباما در سیاست خارجی ادامه دهنده راه بوش بود، باید انتظار داشت در صورت انتخاب شدن رامنی، سیاست خارجی آمریکا از بسیاری جهات ادامه دهنده راه اوباما باشد.
اندیشکده شورای آتلانتیک در مطلبی به قلم «جف لایتفوت» معاون مطالعات امنیت بینالملل در موسسه آتلانتیک مینویسد: بیگمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۲ آمریکا کاری با سیاست خارجه ندارد. کاری که فرماندار میت رامنی در این مبارزات انتخاباتی باید انجام دهد آن است که رأیدهندگان را متقاعد کند که پرزیدنت اوباما در زمینه اقتصادی ضعیف عمل کردهاست پس باید کنار برود. اوباما نیز باید رأیدهندگان را مجاب کند که رامنی آنقدر با زندگی مردم طبقه متوسط بیگانه است که نمیتواند زندگی مردم را بهبود بخشد.
* رامنی در همه نظرسنجیها پشت سر اوباما قرار دارد
اما سیاست خارجی نیز دارد وارد میدان میشود به ویژه که خاورمیانه نیز ناآرام شده است. رامنی که در همه نظرسنجیها پشت سر اوباما قرار گرفته است, به سراغ آن نقاطی از سیاست خارجی رفته که اوباما در آنها ضعیف عمل کرده است و روی همانها تا حد ممکن انگشت گذاشته است.
اما رامنی به عنوان نامزد جمهوریخواهان خود را در شرایط خاصی میبیند؛ چرا که برای اولین بار پس از جنگ ویتنام، دموکراتها توانستهاند در سیاست خارجی و امنیت ملی دست بالا را داشته باشند. به همین خاطر حملات رامنی به سیاست خارجی اوباما تنها میتواند به شیوه کار باشد و نه محتوی. رامنی بارها به شیوه اجرای سیاست خارجی اوباما حمله کردهاست. مثلا یکی از انتقاداتی که از سوی رامنی مدام به گوش میخورد آن است که چرا اوباما توجهی به ایده «تمایزگرایی آمریکایی» ندارد. تمایزگرایی آمریکایی باوری است رایج میان محافظهکاران آمریکا مبنی بر آنکه ایالات متحده به دلیل ارزشهای سیاسی خاص داخلی باید نقشی ویژه در سیستم بینالملل بازی کند. این دیدگاه کاملاً در میان جمهوریخواهان رواج دارد و شاید بهترین مثالی که در این رابطه میتوان زد جمله پرزیدنت رونالد ریگان است که آمریکا را «شهر درخشان روی کوه » نامید. گروه مبارزات انتخاباتی رامنی اعتقاد دارد اوباما ایده تمایزگرایی آمریکایی را قبول ندارد و اوباما را متهم به داشتن سیاست «عذرخواهی توسط آمریکا» میکنند.
*اگر رامنی رئیس جمهور شود الزاما مواضعی محکمتر از اوباما نخواهد داشت
انتقاد دیگری که گروه رامنی بر دولت اوباما وارد میداند آن است که دولت قدرت رهبری و تصمیمگیری ندارد. گروه رامنی اولین اصلی را که در فهرست سیاست خارجی خود قائل هستند «نشان دادن شفافیت و تصمیمگیری» است. رامنی در حادثه اخیر مرگ سفیر آمریکا در لیبی (استیونز) روی همین موضوع دست گذاشت و اوباما و وزارت خارجه را متهم کرد که به صورت شفاهی از ارزشهای آمریکایی دفاع نمیکنند اما اکثر رسانههای عمده آمریکا این حرکت رامنی را ناموفق، ناپخته و ضعیف نامیدند.
انتقاد جدیتری که رامنی به دولت اوباما در مورد روشن نبودن تصمیمات این دولت وارد میکند، برمیگردد به مدیریت ضعیف اوباما و معکوس شدن سیاست دفاع موشکی پرزیدنت بوش در سال ۲۰۰۹ زمانی که ارتباطات ضعیف دولت در مورد سیاست تازه موشکی آمریکا حتی دوستانش را در اروپای مرکزی سردرگم کرده و آنها را نسبت به اهداف آمریکا بد گمان کرده بود.
*رامنی تلاش دارد تا با تکیه بر برنامه هستهای ایران و خطرناک توصیف کردن آن برای اسرائیل سیاست خارجی خود را متفاوت بنامد
اگر این انتقادات را به کناری نهیم، باید گفت که درواقع معلوم نیست که آیا اگر رامنی رئیسجمهور شود موضعی محکمتر و موثرتر در دنیای واقعیات اتخاذ خواهد کرد. البته باید گفت که بخشی از رویکرد اوباما به مسائل بینالمللی ناشی از این باور بوده است که سیاستهای تحکمی بوش دوستان آمریکا و افکار عمومی جهانی را سردرگم میکرده، مثلا روش "با ما یا بر ما" بوش درست نقطه مقابل دیپلماسی آرام دولت اوباما در قبال برنامه هستهای ایران است. نتیجه این سیاست نیز اعمال رژیم تحریم گسترده بینالمللی اما ناکافی است که علیه ایران و برنامه هستهایش اعمال شده است اما نتوانسته برنامه هستهای را متوقف سازد. ولی در عین حال همین لفاظیها سبب شده است تا احتمال اینکه شرکای ما از قبیل ترکیه، روسیه و چین در منزویسازی رژیم ایران همکاری کنند کاهش بیابد.
*عملا تفاوتی میان سیاست خارجی رامنی با اوباما نخواهد بود
ولی بزرگترین تفاوت در این میان که رامنی در پی ترسیم آن است ناشی از برنامه هستهای ایران و تهدیدی است که برای اسرائیل ایجاد میکند. رامنی از فرصت استفاده کرده و رئیسجمهور را فردی ضعیف قلمداد کرد و رای موثر یهودیان در ایالت کلیدی فلوریدا را به سوی خود کشیده است.
رامنی میگوید اگر رئیس جمهور شود، گزینه نظامی را کنار نمیگذارد. دور پنجم تحریمهای بینالمللی علیه ایران را اجرا میکند، از مخالفان حکومت ایران حمایت خواهد کرد و توسعه سیستم موشکی دفاع ملی را سرعت خواهد بخشید. آیا براستی این سخنان با سخنانی که اوباما درباره ایران زده بود، خیلی متفاوت است؟ تیم اوباما همواره گفته است که در ارتباط با استفاده از نیروی نظامی علیه ایران همه گزینهها را روی میز گذاشتهاست. دور پنجم تحریمها نیز که تیم رامنی قولش را داده است بعید به نظر میرسد؛ چرا که هم چین و هم روسیه که هر دو نیز در شورای امنیت حق وتو دارند با این امر مخالف هستند. بعلاوه دیپلماسی دولت اوباما و با همکاری اتحادیه اروپا برای اعمال تحریم واردات نفت از ایران بسیار مؤثرتر از تحریمهای سازمان ملل بودهاست.
*رامنی از همان روز اول پس از انتخابش به عنوان رئیس جمهور باید اوضاع اقتصادی آمریکا را سر و سامان دهد
سرانجام اینکه اگرچه پرسشهای مالی و فنی فراوانی همچنان در ارتباط با پروژه دفاع موشکی دولت اوباما بدون پاسخ باقی مانده است اما اشتیاق رامنی به یک سیستم دفاع موشکی جهانی عملاً با قولی که او در مورد عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای داده است همخوانی ندارد.
به راستی سیاست خارجی این دو نامزد با هم متفاوت است اما همانگونه که اوباما در سیاست خارجی ادامه دهنده راه بوش بود، باید انتظار داشت در صورت انتخاب شدن رامنی، سیاست خارجی آمریکا از بسیاری جهات ادامه دهنده راه اوباما باشد. اگر تفاوتی هم در میان باشد در سبک کار و استفاده از ادبیات ملیگرایانهتر از سوی دولت رامنی خواهد بود. اما دولت احتمالی پرزیدنت رامنی هر سبکی که در پیش بگیرد از همان روز اول زمامداری نخستین اولویتش رفع مشکلات اقتصادی آمریکا خواهد بود و در حوزه سیاست خارجی نیز میبایست از آنچه در مبارزات انتخاباتی گفته است منعطفتر باشد.