از همان آغاز محاكمه ملك پور، رسانههاي غربي تهاجم وسيعي را عليه قوه قضائيه كشورمان آغاز كرده و هر بار كه جلسات محاكمه او اعلام ميشد، پيامد آن، اين بدگوييها در رسانههاي خارج كشور شدت مييافت. نگارنده به طور خاص درباره اين پرونده رأي و نظر ندارد اما به طور مثال اين مورد را ذكر كردم تا موضوع مهمي را مطرح كنم.
بديهي است در كشور ما نيز نظير بسياري ممالك ديگر، گاه و بيگاه احكامي صادر شود و جزايي براي افرادي درنظر گرفته شود كه برخي در ديگر كشورهاي جهان مخالف آن باشند. در مورد ايران اما هميشه اين غوغاسالاريها به اوج خود ميرسد و دشمن براي ضربه زدن به حيثيت انقلاب و نظام، حداكثر استفاده را از اين پروندهها ميكند. حرف اين است كه در موارد اينچنيني قوهقضائيه در ابتدا بايد ملاحظه برخي حساسيتها را كرده و سپس پرونده را به صدور حكم برساند و اما پس از صدور حكم، لازم است به سرعت حكم صادره هر چه هست، اجرا شده و غائله ختم شود.
اگر نه به طور منظم، ما به دست خود شرايطي را فراهم كردهايم تا خوراك تبليغي رسانههاي دشمن عليه خودمان را تأمين كنيم به طور مثال در همين پروندهاي كه ذكرش رفت، قريب ۱۳۰۰ روز است كه آغاز و بررسي آن شروع شده و ادامه يافته است. بديهي است اين زمان براي دشمنان مملكت فرصتي طلايي است. باز براي مثال در همين پرونده و از آنجا كه متهم در كانادا ساكن بوده و اما در ايران دستگير شده است، رسانههاي كانادايي هجمهاي وسيع را عليه كشورمان به راه انداخته و حتي همسر نامبرده ضمن مصاحبههاي متعدد با آنها، با نخست وزير كانادا نيز ديدار كرد. همين شيطنتهاست كه سبب ميشود وقتي كشوري نظير كانادا سفارتش را در تهران ميبندد، بتواند دهان مردمش را نيز براي اعتراض به اين رفتار نادرست ببندد.
مشابه اين پرونده در اين سالها كم نداشتهايم. «سكينه محمدي» زن زناكار و قاتلي كه آوازهاش در تمام جهان پيچيد نمونهاي ديگر بود. اطاله پرونده او نيز فرصت تبليغات وسيعي را عليه كشورمان به دشمنان داد تا آنجا كه رئيسجمهور وقت برزيل را نيز تحت تأثير قرار داد تا اظهار نظر كند و داوطلب دادن پناهندگي به اين خانم شود. ماجراي پرونده يك از دين برگشتهاي كه خود را كشيش ميخواند، به نام «يوسف ندرخاني» نمونه ديگر اين پروندههاست.
اين نمونهها هر كدام سالهاي سال طول كشيده و در تمام اين مدت صدها رسانه خارجي وارد كارزار شده و صدها چهره سياسي و غيرسياسي مشهور در جهان را وادار به موضعگيري كرده و دهها كمپين و اجتماع در حمايت از آنها درست كردهاند. بديهي است وقتي بررسي چنين طولاني و مملكت با اين فشارهاي شديد خارجي مواجه ميشود، آنگاه مجبور به اتخاذ مواضعي منفعلانه ميشويم و با اين كار به دشمنانمان غيرمستقيم آدرسي ميدهيم كه؛ بله با فشارهاي اينچنيني ممكن است برخي تصميمات در جمهوري اسلامي ايران ملغي شود. اين روند خطرناك است و بايد تصحيح شود.