
«۱۰ راه نفوذ در ديگران و تسخير قلبها»، «رازهاي محبوبيت، شهرت و پولدار شدن از زبان استاد...»، «موفقيت حق شماست- مهندس...»، «قدرت فكرتان را بشناسيد»؛ اينها چند شعار از جملاتي است كه در روزنامه، مجلات و اينترنت بارها و بارها جلوي چشمانتان ظاهر ميشوند. همايشهايي كه با حضور استاد و دكتر و مهندسهايي تشكيل ميشوند تا شما را از ناكاميهاي زندگيتان نجات ببخشند و در اين ميان هياهوي تبليغات معلوم نيست كه آيا در ميان پولها و هزينههايي كه براي شركت در اين كنفرانسها گرفته ميشود، در واقعيت شعارهاي اين مؤسسات به واقعيت نزديك ميشوند و لباس عمل ميپوشند؟!
دكتر علي انتظاري، جامعهشناس و مدير گروه جامعهشناسي دانشگاه علامه طباطبايي در مورد اين گردهماييها و همايشها به «جوان» ميگويد: بيشتر اين كلاسها كلاهبرداري است، مگر اينكه معجزهاي انجام بدهند. بعضاً در مردم حس غيرعقلاني براي سرعت در ترقي آن هم بدون مرارت وجود دارد و برخي افراد از اين حس غيرعقلاني سوءاستفاده كرده و چنين طراحيهايي را براي فريب مردم صورت ميدهند. در همه دنيا هم چنين اتفاقاتي وجود دارد و رخ ميدهد. گاه جاهطلبيها و آرمانهاي اقتصادي اوج گرفته و اشخاص نميدانند چگونه به اهدافشان برسند، از عقلانيت لازم براي طي مراحل موفقيت هم برخوردار نيستند پس به همايشهاي «پولدار شدن» گرايش پيدا ميكنند، به روشهايي كه آنها را در مدت كوتاه و يكشبه پولدار كند. او ميافزايد: معمولاً جوانها كه آرمانگرا و جاهطلبتر هستند و صبر و تحمل كمتري دارند و بيشتر به اين كلاسها گرايش دارند؛ چراكه افراد وقتي سني از آنها ميگذرد محتاطتر و به اصطلاح محافظهكارانه برخورد كرده و كمتر ريسك ميكنند.
چرا بعضيها استقبال ميكنند؟
دكتر منصور بهرامي، روانشناس نيز در اينباره به «جوان» ميگويد: هر تقاضايي عرضه خودش را در جامعه دارد، در جامعهاي كه به فرض سلامتي كم باشد، مردم به دنبال راههاي سلامت زيستن هستند و در جامعهاي كه فقر باشد مردم به دنبال پولدار شدن هستند. در جامعه ما اگر چنانچه كلاسي هست و تقاضايي وجود دارد، حتماً كمبود و بالطبع داوطلبش وجود دارد. مثلاً ما چنانچه بخواهيم پولدار شويم، پولدار شدن مسئلهاي نيست، ولي اگر بخواهيم سريع پولدار شويم به خاطر اين است كه احساس فقر داريم وگرنه هركسي به اندازه كاري كه ميكند درآمد دارد. بايد ديد افراد براي چه چيزي ميخواهند پولدار شوند. براي اينكه آسايش بيشتري داشته باشند؟ جالب است در تستهايي كه از افراد در كلاسها گرفتيم وقتي از آنها پرسيديم كه اگر اين اندازه پول داشته باشيد چه كار ميكنيد، عملاً راهكاري براي عملكردشان نشان ندادند! بهرامي اظهار ميدارد: اشخاصي در تبليغات برخي كنفرانسها مدعي ميشوند كه با شركت در اين دورهها ميتوانيد خوشبخت يا پولدار شويد، در صورتي كه از نظر روانشناسي بايد اول پديده را تحليل و مشخص كرد خوشبختي چيست و آن را در چه چيزي ميبينيم و مفهومش چيست. مثلاً در بحث پولداري، افراد بايد چقدر پول داشته باشند؟ ۱۰ ميليون؟ ۱۰۰ ميليون يا يك ميليارد؟ آيا اگر پولدار باشيم از آن ميتوانيم به عنوان يك ابزار استفاده كنيم تا آرامش داشته باشيم يا در صورت داشتن خانه و ماشين گرانقيمت، عملاً از آنها ميتوانيم استفاده بهينه داشته باشيم؟
اينها روانشناسي نيست اين روانشناس ادامه ميدهد: از لحاظ روانشناسي توجيه و راهحلي براي اينكه چطور يك فرد با چند كلاس، پولدار شود وجود ندارد و شايد بتوان آنها را در مقوله بازاريابي و ماركتينگ بررسي كرد. در روانشناسي تنها ميتوان روي اعتماد به نفس يا روي قدرت ريسك شخصي كه اعتماد به نفس ندارد كار كرد. او تأكيد ميكند كه تمام اين همايشها و كلاسها حتماً بايد زمينههاي علمي داشته باشد و فقط جنبه تخيلي يا ايدهآلي نداشته باشد، بيشتر در اين گردهماييها كه نام برديد و با آنها برخورد داشتيد بيشتر از آنكه جنبه كاربردي داشته باشند، جنبه تلقيني دارند. تلقين ميكنند كه شما ميتوانيد، اگر آرزو كنيد پولدار شويد، پولدار ميشويد. موردي بوده كه در همايش گفتهاند برويد جلوي آينه نگاه كنيد، چشمهايتان را با چقدر پول حاضريد از دست بدهيد؟ زبان شما چقدر ارزش دارد؟ شنواييتان چقدر ميارزد؟ بله، حالا شما ميلياردر هستيد! اينها بازي با الفاظ و بازي با نيازها و احساسات مردم است. دكتر بهرامي تصريح ميكند معمولاً در كشورهايي كه آرامش و خوشبختي را در آسايش ميبينند و نه در آرامش، دوست دارند پولدار شوند و زودتر به موفقيت برسند. كسي كه در خانه كوچك احساس آرامش نكند در خانه بزرگ هم اين احساس آرامش را نخواهد كرد. بايد روي زير بناي فكري يك فرد كار كرد و از او پرسيد تو چقدر شناخت از زندگيت داري و از زندگي چه ميخواهي؟ هرچه انسان از معنويات دور شود به دنبال ماديات ميرود و هرچه انسان به دنبال داشتن برود و بخواهد داشتنش را زياد كند، از ارزشهاي بودنش كم ميشود.
گروه خاصي را هدف گرفتهاند؟ دكتر بهرامي ميگويد معمولاً نوجوانان و جوانان دوست دارند بدون اينكه مهارتي داشته باشند يا سرمايهگذاري فكري، مالي و بدني در مسئلهاي كنند به اين كلاسها و گردهماييها جذب ميشوند؛ چراكه ميخواهند راه چند ساله را يك شبه طي كنند. اين روانشناس در حرفهايش به نكته قابل توجهي اشاره ميكند كه در اكثر موارد مغفول ميماند و ناديده گرفته ميشود: «آيا افرادي كه ادعا ميكنند و اين همايشها را به راه مياندازند خود در آن راه موفقترين هستند؟!»