کد خبر: 488028
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نگاهي به معضلات اجتماعي و واقع‌انگاري در تلويزيون
نگار حسيني

قصه اين سريال پيرامون دختري به نام عاطفه است كه بنا به دلايلي قصد دارد با مردي كه سال‌ها از او بزرگتر است ازدواج كند و اين موضوع باعث ايجاد چالش‌هاي زيادي در فضاي كلي داستان مي‌شود. محمود معظمي كارگردان جوان اين سريال در دومين تجربه سريال‌سازي خود توانست اثر قابل قبولي را ارائه كند و ثابت نمايد كه كارگردان‌هاي جوان هم مي‌توانند در سريال‌سازي موفق عمل كند. گفت‌وگوي ما را با كارگردان اين سريال مي‌خوانيد .

سريال «تكيه بر باد» بعد از «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» دومين تجربه كاري شما در زمينه سريال‌سازي محسوب مي‌شود چطور شد كه شانس اين را پيدا كرديد هدايت يك اثر شبانه را بر عهده بگيريد؟ 

بعد از ساخت سريال «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» و اقبالي كه مردم نسبت به آن اثر داشتند و واكنش‌هاي مثبتي كه منتقدين نسبت به آن اثر داشتند، خوشبختانه مسئولان به من اعتماد كردند و پيشنهاد ساخت سريال «تكيه بر باد» را دادند. وقتي طرح اين كار را خواندم متوجه شدم با يك قصه متفاوت كه روايتگر دغدغه‌هاي اجتماعي مردم است مواجه‌ام و به همين خاطر با وجود همه دشوارهايي كه براي ساخت اين كار پيش‌بيني مي‌كردم و انتظاراتي كه نسبت به كارگردان جواني مانند من مي‌رفت، آن را ساختم. چون مي‌دانستم شانس بزرگي به سراغ من آمده است. 

به نكته خوبي اشاره كرديد، چراكه معمولاً كارگردان‌هاي جوان شانس چنداني براي ساخت آثاري از اين دست ندارند و معمولاً اين كارها توسط كارگردان‌هاي خاصي ساخته مي‌شود؟ 

همينطور است، هرچند كه در اين ميان چند كارگردان ديگر هم شانسشان را امتحان كرده‌اند و معمولاً پاسخ مثبتي را نسبت به اين اعتماد‌سازي داده‌اند. اما همانطور كه خودتان هم در سؤالتان مطرح كرديد اين آثار معمولاً توسط يكسري از كارگردان‌هاي خاص ساخته مي‌شود كه البته اكثر آنها هم آثار قابل تاملي را ارائه داد‌ه‌اند اما به نظر من براي فرار از كليشه بايد شرايطي فراهم شود تا كارگردان‌هاي جوان هم بتوانند در كورس رقابتي قرار بگيرند چه بسا حضور آنها باعث شود كه نگاه متفاوتي به سريال‌سازي تزريق شود و ما تا حدي بتوانيم از كليشه‌ها فاصله بگيريم. پيشنهاد من در شرايط كنوني اين است كه يك طبقه بندي براي كارها ايجاد شود و كارهاي در رتبه الف به كارگردان‌هاي مطرح و ساير آثار بين ديگر كارگردان‌ها به ويژه جوان‌تر‌ها تقسيم شود چراكه آنها معمولاً توقع چنداني به لحاظ مالي ندارند و صرفاً از انگيزه بالايي براي توليد و اثبات توانايي‌هايشان برخوردارند از اين پتانسيل موجود مي‌توان به بهترين شكل ممكن بهره برد. در هر حال خوشحالم كه مسئولان براي ساخت اين اثر به من اعتماد داشتند و اين فرصت را برايم فراهم كردند تا بتوانم خودم را در اين عرصه محك بزنم. 

با اين وجود شما بايد در هنگام ساخت اين سريال استرس زيادي را متحمل مي‌شديد چراكه به خوبي مي‌دانستيد تا چه حد عملكردتان زير ذره‌بين قرار دارد؟ 

بله، من نمي‌خواستم به هيچ عنوان پاسخ دلسرد‌كننده‌اي به اعتمادي كه مديران شبكه ۵ و تهيه‌كننده كار نسبت به من داشتند بدهم چراكه مي‌دانستم ممكن است هرگونه سهل انگاري از جانب من مانع اعتماد مسئولان به كارگردان جوان ‌شود. من استرس زيادي روي ساخت اين كار داشتم چون مي‌خواستم همه چيز به بهترين شكل ممكن ارائه شود به همين خاطر روي جزئيات هم تمركز زيادي داشتم. در طول توليد اين كار آنقدر تحت فشار كاري قرار داشتم كه روزي تنها سه ساعت مي‌خوابيدم. شايد اين حرف در ظاهر ساده به نظر بيايد اما اگر شما آن را در طول پنج ماه ببينيد متوجه دشواري‌هاي آن مي‌شويد اما همه اين مشكلات را به جان خريدم تا يك كار متفاوت را به تصوير بكشم. 

ظاهراً قرار بود كار شما در ماه رمضان سال قبل روي آنتن برود اما با يك تأخير يك سال و نيمه در شهريور ۹۱ پخش شد، فكر نمي‌كنيد اين موضوع باعث شد كه كار طراوت خود را از دست بدهد و تا حدي رنگ و بوي كهنگي به خود بگيرد؟ 

به نظر من اين تاخير يك سال و نيمه در پخش كوچكترين تأثيري را در روندكيفيت سريال ما به لحاظ جنس قصه و باورپذيري با مخاطب نگذاشته است چراكه نوع سوژه ما به گونه‌اي است كه نمي‌توان به لحاظ بصري آن را محدود كرد و صرفا در پروسه خاصي آن را به نمايش گذاشت. در هر حال تشخيص مديران تلويزيون به اين شكل بود سريال در زمان ديگري به غير از ايام ماه رمضان و در ماه پاياني سال به روي آنتن برود و خوشبختانه اين موضوع كوچكترين تأثيري روي كيفيت كار ما نگذاشته و مخاطبان ما اين گذر زمان را در كار احساس نكرده‌اند. 

در مورد شبكه‌اي كه سريالتان از آن پخش مي‌شود هم انتقادهايي وجود دارد چراكه برخي معتقدند شبكه ۵ به‌اندازه ساير شبكه‌هاي سراسري بيننده ندارد، به نظرتان اين موضوع تا چه حد در ميزان جذب مخاطبتان تأثير گذاشت؟ 

شايد ساير شبكه‌ها نظير ۱ و ۳ به دليل سراسري بودن با مخاطبان بيشتري مواجه باشند اما تصور من بر اين است كه سريال ما توانست با همه اين تفاسير مخاطبان خودش را پيدا كند. 

در چند سال اخير تلويزيون به نوعي دچار ريزش مخاطب شده و برخي از مخاطبان خود را از دست داده است. به نظرتان در شرايط كنوني علت ديده شدن سريال شما چه بود؟ 

بي شك عوامل مختلفي دست به دست هم مي‌دهند و باعث مي‌شوند كاري به دل مخاطب بنشيند و او بتواند با آن ارتباط برقرار كند. خوشبختانه من در ساخت اين سريال با يك تيم حرفه‌اي سر و كار داشتم و همه چيز در جاي خودش قرار داشت. قصه‌اي كه سريال ما بر مبناي آن ساخته شده بود سعي داشت معضلات اجتماع را فارغ از كليشه‌ها به تصوير بكشد و سعي كرد تصويري واقعي از برخي مشكلات اجتماع نشان دهد. از طرفي ما از تركيب بازيگران خوبي سود جستيم كه دست ما را در گرفتن بازي، بسيار باز مي‌گذاشت ضمن اينكه ساير عوامل هم از مدير تداركات گرفته تا فيلمبردار و تهيه‌كننده همه در كنار هم براي هر چه بهتر شدن كار قرار گرفته بودند. 

سريال شما به لحاظ جنس روايت قصه به گونه‌اي بود كه اين نگراني درباره آن وجود داشت كه دچار نوعي شعارزدگي شود. شما براي آنكه در اين دام نيفتيد چه تدبيري اتخاذ كرديد؟ 

اين موضوع يعني پرهيز از شعارزدگي كه همواره يكي از دغدغه‌هاي من بود چون به خوبي مي‌دانستم كه ما با مخاطب باهوشي سر و كار داريم و اگر در قصه‌مان بخواهيم از واقع‌گويي دور شويم بي‌شك مخاطب آن را پس خواهد زد. در هر حال مرز ظريفي بين اين دو موضوع كه من به آن اشاره كردم وجود دارد و رعايت آن كار ساده‌اي نيست اما ما با روتوش هايي كه مرتب نسبت به كار داشتيم سعي كرديم اين موضوع را لحاظ كنيم و اميدوارم در ارائه اين امر موفق شده باشيم و بتوانيم به دور از كليشه و شعارزدگي، آن چيزي كه مد نظرمان هست را به مخاطب ارائه دهيم. 

حتماً به گوش خودتان هم رسيده كه بسياري از منتقدان و حتي مردم، سريال شما را با سريال ماندگار «ميوه ممنوعه» مقايسه مي‌كنند. ايجاد اين حس شباهت براي جذب مخاطب تا چه حد عامدانه بوده است؟ 

برخلاف تصور ما در طول انتخاب قصه و سوژه كار به تنها چيزي كه فكر نمي‌كرديم همين حس شباهت‌سازي بود چون مي‌دانستيم نمي‌توان مخاطب را با يك قصه تكراري پاي تلويزيون نشاند چراكه ذهن او مملو از كليشه‌هاست و به شدت از آن گريزان است. شايد از نگاه برخي، در قسمت‌هاي ابتدايي اين حس شباهت وجود داشته باشد اما با ادامه سريال متوجه تفاوت بنيادي بين اين دو اثر شده‌اند چراكه برخلاف «ميوه ممنوعه» ما در «تكيه بر باد» از عشق پيرانه به سر صحبت نمي‌كنيم چراكه مخاطب ما از همان ابتداي شكل‌گيري قصه مي‌داند رابطه‌اي كه بين عاطفه و نقشي كه مهدي فخيم‌زاده بازي مي‌كند عشق نيست و رابطه آنها بيشتر به يك نوع سوء استفاده از موقعيت شباهت دارد. بي‌ترديد همين موضوع به جذاب شدن سريال ما كمك مضاعفي كرده است. 

در طول يكي دوسال اخير با هر كارگرداني كه درباره مشكلات فيلم و سريال‌سازي حرف مي‌زنيم، نسبت به مميزي‌هاي موجود در تلويزيون گله‌مند و معتقد است در شرايط كنوني و با قوانين دست و پاگيري كه براي نگارش و به تصوير كشيدن قصه و سريال‌ها وجود دارد، ديگر امكان ساخت سريال‌هايي مانند «ميوه ممنوعه» وجود ندارد. با اين وجود شما چطور توانستيد اين اثر را جلوي دوربين ببريد؟ 

اين شكل قضاوت كردن‌ها از هر دو جناح به نظر من بسيار سليقه‌اي است در هر حال موضوعي كه شما به آن اشاره مي‌كنيد در روند توليد كار ما چندان وجود نداشت. خوشبختانه زاويه نگاهي كه ما به قصه داشتيم كاملاً با نگاه مردم و مسئولان هماهنگ بود و ما توانستيم بين اين دو ديدگاه پل بزنيم. برخلاف تصورات ما دچار مميزي نداشتيم و توانستيم با كمترين سانسور آن چيزي كه در قصه‌مان بود به تصوير بكشيم. در هر حال شما اگر بتوانيد نتيجه‌گيري خوبي را در پايان از قصه‌تان داشته باشيد و آن پيام اخلاقي كه بايد را به مخاطب ارائه دهيد مي‌توانيد به راحتي هر موضوعي را به چالش بكشيد و درباره آن در سريالتان صحبت كنيد. 

با وجود آنكه شما در بيان قصه‌تان دغدغه اجتماعي داشتيد اما براي آنكه بار درام آن را افزون كنيد، به آن كمي تم معمايي يا رازگونه داديد؟ 

هدف ما از ساخت اين فيلم نشان دادن يك ملودرام خانوادگي با تم معمايي بود. ما مي‌خواستيم مخاطب با كنجكاوي مسائل را دنبال كند و از كشف رازهايي كه در طول قصه به آن پي مي‌برد لذت ببرد. در هر حال قضاوت لحظه به لحظه اين مجموعه را بر عهده مخاطب مي‌گذارم. ما نمي‌خواستيم هيچ پيامي را به شكل مستقيم به مردم منتقل كنيم تمام تلاش ما اين بود كه به شكل غير مستقيم از مشكلي كه اين روز‌ها گريبان بعضي از خانواده‌ها را گرفته رمزگشايي كنيم و در حد بضاعت قصه‌مان به آنها راهكار ارائه دهيم. چون به نظر من تأثير يك پيام به شكل غير مستقيم به مراتب بيشتر از پيام دهي به شكل مستقيم است. 

يكي از نكات مثبت سريال شما تركيب بازيگران است، چرا كه توانستيد به تركيب خوبي از پيشكسوت و جوان برسيد. ملاكتان براي انتخاب بازيگران چه بود؟ 

باور پذيري؛ وقتي قصه كار را مي‌خواندم و به يك سري كاراكتر‌ها بر مي‌خوردم ناخودآگاه تصوير يكسري از بازيگران جلوي چشمان من رژه مي‌رفت احساس مي‌كردم با انتخاب آنها مي‌توانم به شخصيت‌هايم جان بدهم. در ضمن همواره يكي از ملاك‌هاي من در انتخاب اين است كه بازيگري را كه حتي براي يك نقش فرعي در نظر مي‌گيرم حرفه‌اي باشد تا بتواند دور از هر تنشي و به بهترين شكل نقشش را ارائه دهد. در هر حال من اين شانس را داشتم كه در سريالم از تركيب كم‌نظيري از بازيگران بهره ببرم. 

البته نمونه بارز اين تركيب طلايي مهدي فخيم‌زاده و فرامرز قريبيان بودند، افرادي كه با حضورشان به سطح كار اعتبار بخشيدند. چطور اين دو فرد را در كنار هم قرار داديد؟ 

شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد من به بازي اين دو بازيگر بسيار علاقه‌مند هستم و هميشه با خودم مي‌گفتم چرا شرايطي به وجود نمي‌آيد كه اين دو عزيز در كنار هم بازي كنند و يك نقش خاطره‌انگيز را ايفا كنند. خيلي خوشحالم كه در سريال من براي اولين بار اين دو بزرگوار كنار هم قرار گرفتند و يك نقش خاطره انگيز را در كنار هم بازي كردند. حضور اين دو جلوي دوربين من آن هم در شرايطي كه اخلاق حرفه‌اي را به طور كامل رعايت مي‌كردند برايم بسيار شيرين بود. فرامرز قريبيان بي‌ترديد يكي از بزرگترين بازيگران ايران است. از طرفي كارنامه درخشان مهدي فخيم زاده حاكي از توانمندي ايشان است. رابطه من و مهدي فخيم‌زاده يك رابطه عميق بر مبناي دوستي است. من سال‌ها دستيار ايشان بودم و اوقات زيادي را در كنار يكديگر گذرانديم. او معمولاً كارهاي من را دنبال مي‌كرد و با شناخت كامل نسبت به فيلمنامه و فضاي كار در اين مجموعه حاضر شد. او هيچ‌وقت از نگاه يك كارگردان به حضور در اين مجموعه نگاه نكرد و مانند ساير بازيگران جهت ارتقاي كار زحمت كشيد. 

يكي از انتقادهايي كه در ساخت اين سريال به شما شد، اين بود كه نتوانستيد آنطور كه بايد كاراكتر‌هاي منفي‌تان را به اندازه مثبت‌ها موفق و پر رنگ نشان دهيد؟ 

من بر خلاف آن دوستان منتقد فكر مي‌كنم، چراكه ما براي ارائه نقش‌هاي منفي زحمت زيادي كشيديم و از بازيگراني نظير آقاي فخيم‌زاده و شهرام عبدلي استفاده كرديم. هر يك از اين دوستان در ارائه بازي در قالب نقش منفي واقعاً بي‌نظير ظاهر شدند. 

شما يكي از كارگردانان سريال «شايد براي شما هم اتفاق بيفتد» هم بوديد كمي درباره اپيزودهايي كه ساختيد صحبت كنيد و اينكه ملاكتان براي انتخاب قصه و فيلمنامه چه بود ؟ 

متأسفانه غرق شدن در زندگي روزمره و شهري باعث شده بسياري اوقات از ياد خدا در زندگي‌مان غافل ‌شويم و دست به اعمالي بزنيم كه پشيماني به بار مي‌آورد. سعي داريم به تأثير باورها و اعتقادات ديني بر لحظه‌لحظه زندگي‌مان در اين اپيزودها اشاره كنيم. گاه با اتفاقاتي روبه‌رو مي‌شويم كه حكمت آن را متوجه نمي‌شويم و گذشت زمان حكمت و مشيت الهي آن را بيان مي‌كند. مثالي كه مي‌توانم بزنم، در يكي از اپيزودها، مردي را شاهد هستيم كه ماشيني را خريداري مي‌كند و خوشحال به سوي منزل در حركت است، اما بر اثر يك حادثه، متحمل خسارت و صدمه جسمي مي‌شود و از اتفاق به وجود آمده بسيار ناراحت مي‌باشد؛ اما غافل از آنكه اگر به خواست و مشيت الهي در اين زمان به بيمارستان نمي‌رسيد، هرگز از توموري كه در سر داشت باخبر نمي‌شد و در نهايت نسبت به معالجه آن اقدام نمي‌كرد. اين موضوعات را به‌شخصه دوست دارم و اميدوارم توانسته باشيم حق مطلب را ادا كنيم. سعي كرديم در قصه‌مان واقع‌نمايي كنيم و صرفا دنبال نتيجه‌گيري نباشيم. 

يعني قضاوت و جمع بندي پايان قصه را به مردم واگذار كرديد؟ 

همينطور است در برخي قصه‌ها حتي نتيجه‌‌گيري پايان داستان را برعهده بينندگان قرار داديم تا هر كدام از ما برداشت شخصي از اين اتفاق داشته باشيم و آن را رقم بزنيم. تأمل ما نسبت به اتفاقات جاري و ساري در هر اپيزود نشان از اين موضوع دارد كه برگرفته از زندگي واقعي است. ما در تمامي لحظات مي‌توانيم با شخصيت‌هاي داستان همذات‌پنداري و خود را در شرايط و موقعيت قصه احساس كنيم. همين موضوع در برقراري ارتباط بهتر داستان و بيننده تأثيرگذار بوده و به راحتي از آن عبور نخواهد كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار