انقلاب اسلامي ايران به جهت جهانشمول بودن اسلام، آرمانهاي اساسي خود را فراتر از جغرافياي ايران تعريف نمود. با شكلگيري جمهوري اسلامي ايران به هويت حقوقي انقلاب اسلامي، اين انقلاب خاتمه نيافت. وقتي امام خميني (ره) دستاوردهاي دفاع مقدس را ميشمردند در انتهاي آن فرمودند: «و از همه مهمتر استمرار روح اسلامي در پرتو جنگ تحقق يافت» از سخن امام چنين بر ميآيد كه با شكلگيري جمهوري اسلامي، انقلاب اسلامي به محاق نخواهد رفت و مبارزه حق و باطل، فقر و غنا و استكبار و استضعاف تازه شروع شده است.
سؤال اساسي اين است كه اگر قرار است انقلاب اسلامي به صورت توفنده و استمراري به حيات و هويت خويش ادامه دهد و روح اسلام انقلابي را در سراسر جهان گسترش دهد، به چه ابزار و الزام منحصر به فردي نياز دارد. طبق نظريه ابنخلدون اگر براي استمرار يك انقلاب الزامات آن فراهم نگردد، نسل اولي كه انقلاب كرده است بعد از ۲۵ سال عصبيت (اراده معطوف به حفظ انقلاب) خود را از دست ميدهد و نسل دوم به سوي رفاه و نسل سوم به سوي موسيقي و هنر و... پيش ميروند و در يك شيب ملايم محتوا و هويتي از حركت اولي باقي نميماند. بعد از رحلت پيامبر (ص) جامعه مسلمين مسيري را طي نمود كه نظريه ابنخلدون را تأييد ميكند، يعني در جامعهاي كه به فرموده صريح قرآن فرشتگان الهي در جنگ بدر در كنار صحابه جنگيدند، فرزند پيامبر را ۵۰ سال بعد سر بريدند و در كوچههاي شهري كه اميرالمومنين(ع) در آن حكومت ميكرد چرخاندند و كسي دم برنياورد و... حال سؤال اين است كه چگونه ميتوان استمرار انقلاب اسلامي را تضمين نمود؟ در جواب اين سؤال اين پاسخ به ذهن ميرسد كه بايد نسلهاي دوم، سوم، چهارم و ... يك انقلاب طوري تربيت شوند كه از جهت اعتقاد، انگيزه، نگرش و مجاهدت همانند نسل اول فكر كنند، مانند نسل اول در ميدان باشند و درك آنان از انقلاب، اهداف و آرمانهاي آن همانند نسل اول باشد. اگر اين سؤال و فرضيه را بپذيريم به اين سؤال نيز بايد پاسخ داد كه دفاع مقدس در اين تربيت نسلي چه وظيفهاي را بر عهده داشته است؟ از جمله امام كه در بدو اين نوشتار آورده شد ميتوان فهميد كه جنگ تحميلي در استمرار انقلاب اسلامي و معرفي آن به جهان و نشان دادن صلابت و ابهت آن نقش اساسي داشته است.
اين نقش قطعاً مديون امام (ره) و انسانهايي است كه در جنگ رشد و پرورش يافتند، جنگ تحميلي آنان را به انقلاب اسلامي پيوند داد و مديريت در بحران باعث شد تا نسل دوم انقلاب اسلامي همانند و همتراز نسل اول در استمرار انقلاب اسلامي نقش ايفا كند. به همين دليل است كه مقام معظم رهبري فرمودند: «فتحالفتوح امام تربيت جوانان خداجوي بسيجي بود.»
اين تربيت در بستر جنگ تحميلي اتفاق افتاد و فرهنگ و تفكر بسيجي در دوران دفاع مقدس شكل گرفت و سپس به فرهنگ نهادينه شده انقلاب اسلامي تزريق شد. هنوز هم هر جا نياز به مديران بحران ديده، انقلابي و مجاهد نياز است به سراغ نسل دفاع مقدس ميروند (وزارت نفت) و هر كجا كه نسل دفاع مقدس مسئوليتي را به عهده دارند از كارايي و سلامتي به صورت توأمان برخوردارند.
تربيتيافتگان دفاع مقدس در مجلس شاخصاند و در عرصههاي مديريتي كشور نيز زبانزد هستند، بنابراين ميتوان نتيجه گرفت كه اگر امام جبهه را دانشگاه ميخواندند، فارغالتحصيلان و تربيتيافتگان اين دانشگاه نيروهاي همتراز انقلاب اسلامي يا نسل دوم انقلاب بودند.
سؤال ديگري كه بايد نيروهاي انقلاب اسلامي بدان بينديشند اين است كه تربيت نيروي همتراز انقلاب اسلامي، اكنون چگونه انجام ميگيرد؟ چگونه ميتوان خلأ تربيتي دفاع مقدس را پر كرد و چه مجموعهاي شايستگي اين مهم را دارد؟ بدون شك مركز تجمع و تمركز جوانان، همان مركز تربيت نيروي همتراز انقلاب اسلامي محسوب ميشود، بنابراين بايد ديد مركز اين تجمع كجاست؟ همه مشاغل و نيازمنديهاي كشور متولي مشخص دارد.
بهداشت، درمان، آب، برق، كشاورزي، صنعت، تجارت، امنيت، آموزش، علم ... متولي مشخص دارد، اما مجموعهاي كه بتواند همانند دفاع مقدس به تربيت نسلي مشغول باشد كه اين نسل به صورت زلال و خالص براي انقلاب اسلامي (نه منافع گروهي و حزبي) تربيت شود، فقط بسيج دانشجويي است.
جوانان آماده ورود به ميدانهاي مديريتي، علمي و فكري كشور از دانشگاه عبور ميكنند و در صورت حمايت همهجانبه مادي و معنوي از اين مجموعه خالص انقلاب اسلامي، ميتوان اميد داشت كه تربيت نيروهاي آينده انقلاب اسلامي در اين تشكيلات سراسري و بزرگ به وقوع بپيوندد و بسيج ميتواند تا حدودي خلأ دفاع مقدس در تربيت نسلهاي انقلاب اسلامي را پر نمايد.
كساني كه در عرصههاي مديريتي و تصميمگيري كشور، دغدغه آينده انقلاب اسلامي را دارند، بايد به اين مجموعه جايگزين و اصيل كمك نمايند تا بتوان فرهنگ دفاع مقدس را توأم با موفقيت، بصيرت، مهارت و تربيت اسلامي عجين نمود و فتحالفتوح امام دوباره با تفكر مقام معظم رهبري و در قالب تشكل بسيج دانشجويي اتفاق بيفتد. انشاءالله