چه گروههايي از نوسان دلار سود برده و ميبرند و چه افراد و گروههايي از اين وضع پيش آمده متضرر ميشوند؟ چه بلايي بر سر اقتصاد و ساير بخشهاي مرتبط با دلار با گراني ارز خواهد آمد؟
گراني دلار براي افراد فرصتطلبي كه ميخواهند يك شبه ره صد ساله را بروند به دور از اثرات منفي آن بر اقتصاد واقعاً سودآور بوده و هست. وضعي شده كه برخي ميگويند هر كس به سخنان رئيس كل بانك مركزي گوش نكرد و سكه و ارز خريد حسابي ثروتمند شد. افراي را ديدهايم كه خانه و ماشين خود را فروختند و دلار و سكه خريدند و حالا به گفته خودشان نفعاش را برده اند!
در اين بين بسياري از كساني كه در بخش ساخت و ساز بودند، پول خود را به بخش ارز و سكه بردند و با اين كار موج نقدينگي را از توليد و اشتغال به دلالي سوق دادند.
اما در اين بين نكته مهمي كه در شبكه بانكي از سال گذشته استارت خورده و حال نيز ادامه دارد، كاهش مدت زمان سپردهگذاري مردم در بانكهاست. براساس گزارش رسمي بانك مركزي مدت نگهداري سپردههاي بلندمدت يك ماه در بانكها كاهش يافته است.
از سوي ديگر، براساس مشاهدات و گفته فعالان شبكه بانكي تمايل براي خروج سپردههاي بانكي از سوي سپردهگذاران به دليل نوسانات شديد ارزي و سكه نسبت به سالهاي گذشته افزايش يافته است.
اين بدان معني است كه با وجود افزايش نرخ سود بانكي تعدادي از سپردهگذاران رغبتي براي نگه داشتن پولشان در بانكها ندارند. طي ماههاي اخير بسياري از سپردهگذاران سپردههاي خود را از بانكها بيرون كشيده و در بازار ارز و سكه سرمايهگذاري كردهاند.
اين وضعيت، شرايط سختي را براي بانكها كه در حال مقابله با تحريم و فشار افزايش تسهيلات خواهي هستند، ايجاد كرده است. براي همين است كه اكثر بانكها براي سال مالي خود كمترين سود را پيشبيني كردهاند.
حال اگر فضاي ارزي كشور و سوداگري بازار ارز و سكه مهار نشود و وسوسه سود آني از اين بازار منفي نشود بايد شاهد افزايش خروج و مهاجرت سپردهها يا حداقل كاهش ميزان نگهداري سرمايهها در بانكها باشيم.
اين شرايط باعث ميشود كه قدرت تسهيلاتدهي بانكها روند نزولي به خود گيرد و بانكها ناچاراً رفتار انقباظي از خود نشان دهند. تا زماني كه نرخ سوددهي و دلالي شديد بازار سكه و ارز باشد نميتوان به رونق پس انداز پول در بانكها اميد داشت.
جاي تأسف است كه بسياري از واردكنندگان نيز ارز حاصل از صادرات خود را نيز به بانكها بر نميگردانند و با اين كار به رشد تقاضا در بازار ارز دامن ميزنند. نكته ديگري را كه نبايد فراموش كرد دلالي و هيزم ريختن به آتش گراني ارز و سكه توسط تعدادي از مؤسسات مالي و بانكهاست. سال گذشته يكي از بانكها مقدار قابل توجهي سكه از بازار خريد و تعداد ديگري از بانكها ارز دولتي را در بازار با قيمت آزاد فروختند. همين امر به موجب شد كه بانك مركزي بسياري از اين بانكها را توبيخ و برخورد كند. پس بازار ارز به گونهاي شده كه خود بانكها نيز به خاطر سود بالاي ارز و سكه وارد گود شده ند. شايد بانكها ميخواهند با اين كار بخش عمدهاي از زيان و عدم ورود سرمايه به خزانه خود را جبران كنند!
حال مسئولان امر به جاي پاسكاري و رفع مسئولت از خود درباره بحران ارز، بايد هر چه زودتر به فكر ايجاد ثبات و تثبيت نرخ ارز و تقويت بازار سكه باشند تا بيش از اين سرمايههاي سرگردان از بخشهاي مختلف چه حقيقي و حقوقي به اين بازار سرازير نشود. اگر اين وضعيت ادامه پيدا كند بايد شاهد حضور هر چه بيشتر مردم عادي و شركتها و دلالان بيشتر و در نتيجه گراني بيخود و بيجهت كالا و ضرر مردم باشيم.