کد خبر: 487195
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
سيد نعمت‏الله عبدالرحيم‌زاده
 روز دوشنبه ۱۰ سپتامبر روزي است كه اداره امور داخلي كوزوو به صورت رسمي به حكومت اين كشور اعطا شد و به اين ترتيب، فرايندي كه از روز يك‌شنبه ۱۷ فوريه ۲۰۰۸ و تصويب اعلانيه استقلال كوزوو توسط پارلمان شروع شده بود به پايان راه خود رسيد. 

هاشم تاچي، نخست وزير وقت كوزوو، در آن جلسه پارلمان اعلام كرد كوزوو از اين پس با افتخار مسير استقلال و آزادي را طي مي‌كند و اكثريت آلباني‌تبار كوزوو در آن روز با فريادهاي شادي از سخنان او و مصوبه پارلمان استقبال كردند اما بودند كساني كه در داخل و خارج كوزوو از اتفاق آن روز خشنود نبودند. صرب‌تبارهاي كوزوو به همراه حكومت صربستان و حاميان خارجي‌اش آن اعلاميه و استقلال كوزوو را قبول نداشتند و مقاومت آنان باعث شد تا تحقق واقعي آن اعلانيه چهار سال و نيم طول بكشد. استقلال كوزوو را مي‌توان آخرين قطعه‌اي از منازعات در بالكان دانست كه موجب بروز خونين‌ترين جنگ در بيش از نيم‌قرن گذشته اروپا شده بود و در نتيجه آن، ميراث به جا مانده از يوسيپ تيتو تكه پاره شد. 

از شش جمهوري دوران تيتو همگي در پي آن منازعات به استقلال دست يافتند اما كوزوو به عنوان استاني خودمختار همچنان در قلمرو جمهوري صربستان باقي مانده بود هر چند كه اكثريت آنها متشكل از آلباني‌تبارهاست. سرانجام وقت آن رسيد تا اين قسمت نيز به استقلال خود برسد اما آيا همانند ديگر بخش‌هاي به استقلال رسيده از يوگسلاوي سابق، اين قسمت نيز با استقلال به آرامش خود خواهد رسيد؟ 

راه دراز استقلال
با نگاهي به گذشته كوزوو مي‌توان دريافت كه مردم اين منطقه راه پرفراز و نشيبي را براي رسيدن به استقلال و آزادي خود پيموده‌اند. اين منطقه به دليل بافت جمعيتي خود در گذشته دور بخشي از آلباني بود اما در اواخر قرن چهاردهم ميلادي توسط مراد اول به امپراتوري عثماني ملحق شد. تركان عثماني قرن‌ها بر اين منطقه مسلط بودند تا آنكه با شكست عثماني‌ها از سه متحد بلغارستان، يونان، مونتنگرو و صربستان در جنگ مشهور به جنگ اول بالكان، اين منطقه تحت تصرف صربستان قرار گرفت. اين منطقه و به همراه آن آلباني پس از جنگ جهاني اول تحت قيموميت ايتاليا قرار گرفت تا آنكه بعد از جنگ جهاني دوم، تيتو جمهوري فدرال سوسياليست يوگسلاوي را پايه‌گذاري كرد و كوزوو را تحت عنوان استان خودمختار سوسياليستي كوزوو، جزو جمهوري سوسياليستي صربستان قرار داد. تلاش آلباني‌تبارهاي كوزوو براي كسب امتيازات بيشتر در نهايت موجب شد تا در سال ۱۹۷۴ موقعيتي در حد جمهوري به آن اعطا شود، هر چند كه همچنان بخشي از جمهوري صربستان قلمداد مي‌شد. 

استقلال‌طلبان كوزوو بعد از مرگ تيتو و شروع فروپاشي يوگسلاوي همانند ديگر مردم يوگسلاوي سابق شعار استقلال‌خواهي سر دادند اما صرب‌هاي ناسيوناليست كه تحمل چنين چيزي را در جمهوري خود نداشتند به رهبري اسلوبودان ميلوسويچ با اعتراضات خياباني آلباني‌تبارها درگير شدند و در ۱۹۸۹ قانوني را در پارلمان صربستان به تصويب رساندند كه بنابر آن، خودمختاري كوزوو به حداقل مي‌رسيد. پاسخ استقلال‌طلبان كوزوو با اين عمل صرب‌ها برگزاري همه‌پرسي استقلال در ۱۹۹۱ بود اما ميلوسويچ كه در اين زمان به رياست جمهوري رسيده بود به سختي معترضان در كوزوو را سركوب كرد. استقلال‌طلبان كوزوو در برابر سركوب صرب‌ها و انفعال دولت در تبعيد ابراهيم روگووا ارتش آزادي‌بخش كوزوو را تشكيل دادند و نبرد با صربستان را آغاز كردند. 


قتل‌عام آلباني‌تبارهاي كوزوو به دست ارتش و پليس صربستان جامعه جهاني را واداشت تا با حملات هوايي به بلگراد ميلوسويچ را وادار به عقب‌نشيني كند و سپس شوراي امنيت در ۱۹۹۹ بر اساس قطعنامه ۱۲۴۴ ضمن رعايت تماميت ارضي صربستان، اداره امور كوزوو را به دست حكومت موقتي سپرد تا امور اين منطقه زير نظر سازمان ملل عمل كند. شوراي موقت منطقه كوزوو در ۲۰۰۱ تشكيل شد و حكومت موقت اختيارات خود را به اين شورا سپرد. حكومت كوزوو از زمان اعلان استقلال در فوريه ۲۰۰۸ تاكنون به صورت جدي پيگير به رسميت يافتن استقلال كامل خود بوده اما مسئله اين است كه با رسمي شدن آن تا چه اندازه توانسته به خواسته خود برسد و آيا مشكلات اين حكومت پايان يافته است؟ 

دستاورد اعلانيه ۲۰۰۸
در برابر اين مسئله كه اعلانيه ۲۰۰۸ چه دستاوردي داشته پاسخ مشخصي وجود دارد كه پس از يك دوره چهار سال و نيم حاصل شده است. در وهله نخست، دفتر نظارت پيتر فيث به عنوان نماينده و ناظر جامعه جهاني در امور كوزوو بعد از اين مدت بسته شده و تمام اموري كه بنابر طرح سازمان ملل در مورد كوزوو شناخته شده بود به صورت رسمي به حكومت اين كشور محول شده است. بنابر اين طرح، سازمان ملل حقوق اساسي از جمله داشتن قانون اساسي، پرچم و سرود ملي، ارتش حرفه‌اي و چند‌قومي، كنترل مرزها، سرويس امنيتي و نيروي پليس، انجام مذاكرات و امضاي توافقات بين‌المللي و درخواست براي عضويت در نهادهاي بين‌المللي را به كوزوو اعطا كرده بود. هر چند كه با اعطاي اين حقوق به دولت كوزوو به نظر مي‌رسيد كه اين دولت از اختيار عملي همانند يك حكومت مستقل برخوردار است اما در اين مدت چهار سال و نيم، دفتر فيث از حق خاص وتو برخوردار بود و مي‌توانست هر قانون مصوب و هر تصميمي از حكومت كوزوو را لغو كند كه در خارج از چارچوب طرح سازمان ملل ارزيابي كرده باشد. از اين رو، حكومت كوزوو از ۲۰۰۸ تا روز دوشنبه ۱۰ سپتامبر سال جاري ميلادي يك حكومت مستقل اما تحت نظارت كامل دفتر فيث عمل مي‌كرد و مي‌توان گفت از استقلال نيم‌بندي برخوردار بود و تنها با گواهي اين دفتر مي‌توانست آخرين مرحله را نيز پشت سر بگذارد. دفتر فيث در اوايل ماه جولاي تأييد كرد كه حكومت كوزوو از يك «دموكراسي مدرن و چندقوميتي» برخوردار شده و اين تأييد كميته بين‌المللي در نظارت بر امور كوزوو را قانع كرد تا پايان دوره نظارت سازمان ملل بر كوزوو را اعلام كند. 

از آنجايي كه اين كميته متشكل از امريكا، اكثر كشورهاي اتحاديه اروپا و تركيه است، اعلام پايان نظارت سازمان ملل بر كوزوو از سوي آن به اين معني است كه اعضاي اين كميته كوزوو را مستقل و خارج از طرح سازمان ملل به رسميت شناخته‌اند اما بايد توجه داشت كه صربستان به عنوان طرف اصلي منازعه و حاميان بين‌المللي آن چندان راضي به استقلال كامل كوزوو نيستند جداي از اينكه در داخل كوزوو نيز ناخشنودي‌هايي وجود دارد. صربستان در تمام اين مدت استقلال كوزوو را قبول نداشته و حتي توميسلاو نيكوليچ، رئيس‌جمهور جديد صربستان نيز همين سياست اسلاف خود را ادامه داده است. به نظر مي‌رسد كه اتمام دوره نظارت سازمان ملل بر كوزوو به معني اتمام كار و پايان قطعي پازل بالكان نباشد و صربستان همچنان در مقابل آن مقاومت كند و هنوز زمان لازم است تا رهبران بلگراد واقعيت جدا شدن كوزوو از خود را بپذيرند. از سوي ديگر اعطاي امتيازات ويژه به اقليت صرب در كوزوو نيز موجب ناخشنودي اكثريت آلباني‌تبار كوزوو شده است. 

با وجود آنكه اقليت صرب تنها ۴درصد از جمعيت كوزوو در منطقه شمال اين كشور را تشكيل مي‌دهد اما طرح سازمان ملل و بر اساس آن، ساختار فعلي كوزوو حقوق خاصي را به اين اقليت داده كه به رسميت شناختن زبان صرب و پول صربستان، دينار، از جمله آنهاست و همچنين نهادهايي در شمال كوزوو براي اداره امور صرب‌ها ايجاد شده است. 

اين امتيازات از نظر اكثريت ۹۲ درصدي آلباني‌تبار چندان قابل قبول نيست چراكه آنان صرب‌هاي شمالي را نمادي از دوران ظلم و فشار صربستان بر خود مي‌دانند. به اين جهت است كه آنان در عين خشنودي نسبت به استقلال كامل خود اما هنوز اين احساس را دارند كه از آنچه مي‌خواستند فاصله دارند و نشانه‌هاي دوره تسلط صربستان را در كوزووي خود مي‌بينند. به هر حال، دفتر فيث در كوزوو بسته شده و تمام اختيارات قانوني به حكومت اين كشور تحويل داده شده اما بذرهايي از اختلاف و نزاع باقي مانده كه همين بذرها مي‌توانند عامل تداوم نزاع‌قومي در آينده كوزوو باشند.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار