
شخصيتي كه عمر خويش را با تلاشي خستگي ناپذير و پشتكاري شگفت در پژوهش و تأليف بيش از ۱۶۰ جلد كتابهاي ارزشمند سپري كرده و با مجاهدت عالمانه خويش، خدماتي بس شايسته در معرفي و عرضه گنجينه عظيم معارف اسلام و اهل بيت عصمت عليهمالسلام به جامعه علمي ارائه نموده است. ايشان همچنان به رغم كهولت سن و بيماري دشوار با روحيهاي سرشار از ايمان و اميد به تأليف و تكميل آثار ارجمند جديدي ميانديشد. در يكي از شبهاي ماه صيام امسال در ساعتي دير هنگام بيشتر به قصد عيادت در خانه ساده ايشان در كوچه پس كوچههاي امامزاده قاسم تجريش به زيارت استاد نائل آمديم. بيماري و ضعف جسماني هرگز از نشاط روحي و مهمان نوازي وي نكاسته و مصاحبت با ايشان همچنان مشحون از نكات دلپذير و آموزنده است. با توجه به وضعيت جسماني و بيماري استاد، آنچه در پي ميآيد نه به عنوان يك مصاحبه شايسته منزلت و تلاش علمي ايشان بلكه به عنوان حاصل يك مصاحبت درسآموز تقديم خوانندگان عزيز ميشود. شايان ذكر است كه اين گفت وگو در واپسين شماره ماهنامه «پاسدار اسلام» درج شده است.
حاج آقا الان مشغول تأليف چه كتابي هستيد؟
از اول ماه رمضان گذشته كليههاي من از كار افتادند و پزشكان گفتند به علت كبر سن امكان جراحي وجود ندارد و از آن موقع گرفتار دياليز هستيم. گاهي هيچ حال نوشتن ندارم، ولي گاهي وقتها اگر نشاطي داشته باشم، مشغول ميشوم، البته كتابخانه نميتوانم بروم و كارهايم همچنان ماندهاند تا ببينيم تقدير چه ميشود.
اين كارهايي كه اشاره ميفرماييد كدامند؟ خيلي كارها ماندهاند. من دو تا كار، يعني دو تا برنامه ناتمام عظيم داشتهام. يكي مربوط به اهلبيت(ع) بود به نام مسانيد اهلبيت(ع) كه جلدهاي مربوط با امام حسين(ع) كه خيلي وقت پيش چاپ شد به نام «مسند الامام الشهيد». آن مسندها كه به نام اهلبيت(ع) بود، الحمدلله دو سال پيش در ۷۰ مجلد تمام شدند كه بخش اميرالمؤمنين(ع) در ۲۷ مجلد چاپ شد: يك مجلد حضرت زهرا(س)، يك مجلد امام حسن(ع)، سه مجلد امام حسين(ع)، دو مجلد امام سجاد(ع)، شش مجلد امام باقر(ع)، ۲۲ مجلد امام صادق(ع)، سه مجلد امام كاظم(ع)، دو مجلد امام رضا(ع)، يك مجلد امام جواد(ع)، يك مجلد امام هادي(ع) و يك مجلد امام عسكري(ع) شد. يك جلد هم به اسم اخبار المهدي است كه اسم آن را نميشود مسند گذاشت. اينها اخبار و احاديثي هستند كه از پدران آن امام بزرگوار براي ايشان صادر شده است. اينها را چاپ كرديم.
از حضرت امام زمان(عج) چطور؟
خود امام زمان(عج) به عنوان مسند نيست، چون مسند يعني كسي كه درسي و بحثي دارد و يك عده هم دور او جمع شدهاند و حرفهايش را براي ما نقل ميكنند.
تعدادي روايت كه درباره حضرت داريم. آنها بحث از روايت نيست. چيزهايي است كه بعضيها گفتهاند، ولي به اينها نميخورد و ما براي اينكه رديف باشد نامشان را گذاشتهايم اخبار المهدي، چون امامان اهلبيت(ع) هر كدام احاديثي درباره امام زمان(عج) دارند. ما در هر مسندي از اين كتاب بخشي به نام «كتاب الغيبه» داريم كه در آن اخبار مربوط به امام زمان را كه از آن حضرت روايت شده است، آوردهايم و اين به مراتب زياد يا كم در همه هست. اين كتاب تمام شد. شروحي هم بر شرحهايي از نهجالبلاغه كه از قديم بود و نسخههايش را در هند و جاهاي ديگر پيدا كرده بودم، آنها را هم در شش كتاب چاپ كرديم. مجموعههاي قطبالدين راوندي و. . .
يك كار ديگر من كار فرهنگ خراسان بود. ما اين را از امام رضا(ع) شروع كرديم و بعد به تاريخ آستان قدس رسيديم، تاريخ مشهد را هم به فارسي نوشتيم كه در ۹ مجلد چاپ شده است، ولي بقيه آن كه نزديك به ۱۰۰ جلد است، مانده است.
اين ۱۰۰ جلد راجع به چيست؟ تمام مطالب اين ۱۰۰ جلد را جمع كرده و در جزوههايي فراهم آورده و درست و منظم كردهام كه اگر آيندگاني خواستند بيايند و كار كنند، بدانند كه چه بايد بكنند. اينها عناوين اشخاص است براساس شهرها و ولايات خراسان. مثلاً مشهد را در ۲هزار عنوان و هفت مجلد نوشتهام كه چاپ شده است. بخشهايي هستند كه ۴۰۰ عنوان دارند، بعضيها هزار عنوان، مثلاً نيشابور ۳هزار عنوان دارد. اين كار ما مانده است. تعدادي جزوه هم مانده كه چيز مهمي نيستند، بلكه اساس كار من اين است. الان ديگر هيچ كاري نميتوانم بكنم. فقط از گروهي از دوستان خواهش كردهايم كه بيايند و دور هم جمع شوند، بلكه اين كار را انجام بدهند. ببينيم چه كار ميتوانيم بكنيم.
انشاءالله با كمك دوستان، زحماتي كه كشيديد به ثمر بنشيند. بله، به آنها گفتهايم كاري كنيد كه اين كار نماند، ولي فكر نميكنم بيايند و جمع شوند. يكي از قم آمده نوارهايي را از من گرفته و برده كه پياده كند. من يكي از شهرهاي خراسان را به او دادهام كه گفتهاند انجام ميدهيم، اگر پسنديديد ادامه ميدهيم. البته ايشان هم اهل فضل و از محققين و اهل تأليف و تصنيف است. حالا ببينيم به كجا ميرسد. من چون در زندگي تنها بودم و تنها زندگي كردم و به هيچ سازمان و جرياني وابسته نبودم، خودم براساس عهدي كه از جواني با خودم بسته بودم، تنها كار كردم. خودم موضوع را انتخاب كردم، مطالب را درآوردم، خودم دادم حروفچيني كردند، روخواني كردم و خودمان هم چاپ و توزيع كرديم. از اين جهت كه نتوانستيم همكاري و همفكري فراهم كنيم. توانستيم الحمدلله تا امروز ۱۶۰ جلد كتاب چاپ كنيم كه آخرين آنها كتابي است به نام «المضمرات عن اهل بيت عليهمالسلام» كه ديروز از چاپخانه آوردهاند. اين دو جلد در واقع دنباله همان مسندهاست. آن مسندها به نام خود امام است، يعني هر امامي مسند دارد، اما در اخبار اهلبيت(ع) روايتهايي داريم كه اسم امام نيست و گفته ميشود عنه، عن احدهما، عنهما، سئلت عن الشيخ، سئلت عن العالم، سئلت عن الفقيه، سئلت عن العبد الصالح، و. . . نام هيچ امامي در آن نيامده و ما نميدانستيم مال كدام امام است كه به كتاب خودش ملحق كنيم. ما اينها را هم جمع كرديم كه شد دو جلد كه تازه چاپ شده است كه با اين دو جلد، اين مجموعه شد ۷۲ جلد. كتاب ديگري هم داريم كه زير چاپ است كه مرسلات از اميرالمؤمنين(ع) است، يعني راوي نيست، عن علي، قال علي و اينها هست، ولي راوي را اصلاً نياورده. بعضي از كتابها هم در شيعه هستند، مثل تحفالعقول كه اينها مرسل نقل ميكنند و در اهل سنت هم كتابهاي حديث زياد دارند كه در بعضي از كتابهاي ادبيشان، مرسل نقل شده است. اين هم يك جلد ۶۰۰ صفحهاي شده است كه دنباله همان مسندهاست.
الحمدلله از ارديبهشت تا به حال همه اين مسانيد دارند تجديد چاپ ميشوند و تا به حال ۳۰ جلد از اينها چاپ شدهاند و قرار است تا آخر شهريور همه آنها چاپ شوند و فقط دو تا كتاب ميماند كه بايد ببينيم چه كار بايد بكنيم، يكي اميرالمؤمنين(ع) است و يكي امام صادق(ع) كه چون ۵۰ جلد ميشود، هزينههاي سنگيني لازم دارد.
اين كتابها را مثل ورق طلا ميخرند و كتابهايي نيستند كه لازم باشد برايشان تبليغ كنيم. هر كتابفروشي كه بگذاريم، مردم عاشق اهلبيت(ع) هستند و ميخرند. قريب به ۱۰۰ جلد كتاب شامل ۸۰ جلد عربي و ۲۰ جلد فارسي درباره اهلبيت(ع) داريم كه الحمدلله با يك برنامه منظم دارند چاپ ميشوند. اميدواريم خداوند همانطور كه تا به حال كمك كرده، باز هم كمك كند.
به سفرهايي به هند و جاهاي ديگر اشاره كرديد. در اين خصوص توضيح ميدهيد؟ درباره آن سفرها كتابي نوشتهام به نام «روايت عشق» و كارهايي را كه در آنجا كردهام، سفرنامههايي را برايش نوشتهام كه بيشتر كارهاي فرهنگي است و به كارهاي ديگر نپرداختهام. كتابخانهها، علما، رجال و مطالب تازهاي كه در كشورهاي مختلف ديدم، همه را مرتب كرديم و چهار سال پيش به مناسبت هشتادمين سال تولد بنده در ۸۰۰ صفحه چاپ شد.
به چند كشور سفر كرديد؟ ۱۷يا ۱۸ كشور.
و از چند كتابخانه ديدن كرديد؟ شايد بيش از ۵۰۰ كتابخانه.
چه مدت زماني را در اين كشورها و كتابخانهها مشغول مطالعه بودهايد؟
بستگي به موقعيت آن منطقه داشت. در هند و پاكستان زياد ماندم، در روسيه ۴۰ روز، در انگلستان ۲۰ روز، در فرانسه و مصر و يمن و تركيه و سوريه و لبنان يكي دو ماه ماندم. در عربستان هم دو ماه ماندم و برگشتم. همه اينها را در آن كتاب نوشتهام.
از ميان كتابخانههايي كه ديديد، مهمترين و غنيترين منبع كتابخانهاي در كدام كشور بود؟ غنيترين كتابخانهها از نظر دنياي اسلام در تركيه است. در تركيه تمام آثار دوران عثماني را حفظ كردهاند. با اينكه خط خودشان عوض شد، تمام آثار تاريخيشان در آنجا مانده است. بعد از آن هم در هند است. كتابهايي كه در اروپا و روسيه است، همه غارت شده از كشورهاي اسلامي است. روسها مخصوصاً كتابهاي مهمي را از ايران بردهاند و در سنپترزبورگ هست.
كه چاپ هم نشدهاند؟
بله بسيار زيادند كه چاپ نشدهاند. ما كتابخانهمان را وقف امام رضا(ع) كردهايم، منتها با يك شرايطي. اين طور نبود كه همه را دراختيار آستان قدس قرار بدهم. آنجا دريايي است كه اگر هرچه آنجا برود، غرق ميشود. هيئتي را تعيين كرديم كه اين آثار را چاپ كنند.
شما اصالتاً اهل مشهد هستيد؟
من اهل قوچان هستم كه نزديك مشهد است.
دوران تحصيل و زندگيتان را بيشتر مشهد بودهايد؟ هم مشهد بودم، هم قم، تهران و نجف. از چهار سالگي مشغول آموزش بودم و مدارس محل و مكتبهاي قديمي و قرآن و فارسي و عربي بعد هم مدرسه و مدتي قوچان و مشهد بودم. لحظهاي هم از كتاب و مطالعه فارغ نبودم و الان هم كه مريض هستم، باز هم وقتم به همان كارها ميگذرد. خدا را شاكريم.
در مشهد با آقا آشنايي داشتيد؟ من با آيتالله خامنهاي از سال ۴۰ آشنا بودم.
در مشهد؟ در مشهد و تهران. از سال ۱۳۴۰ كه ايشان ۲۲ سال داشت و من هم ۲۹، ۳۰ سال داشتم، با ايشان آشنا بودم. من با ايشان نزديك بودم و ايشان از همه كس بهتر مرا ميشناسند. در دوران جواني مشهد به منزلشان ميرفتم، ايشان ميآمد تهران در مدرسه حجره داشتيم، ميآمدند و پيش ما ميماندند. در دهه ۴۰ يك عده از علماي مشهد، بازار تهران را تسخير كرده بودند. منبرهايشان خوب بود. يكي از آنها آقاي خامنهاي بود كه واقعاً بيان شيرين و شيوايي داشت و همه را جذب ميكرد. ايشان با تمام افكار و انديشههاي من آشناست. قبلاً در مشهد ميرفتيم به خانهشان و ساعتها مينشستيم و با هم حرف ميزديم. خدا انشاءالله سلامتش بدارد. باز هم ايشان با آن همه گرفتاريشان، وقتي از بيماري من اطلاع پيدا كردند، آسيدهاشم رسولي را فرستادند و عيادت كردند. آن آقايان گفتند ايشان گفتهاند از بابت بيمارستان، دارو يا هر نيازي كه داري، بگو. مخصوصاً آقاي مروي خيلي تأكيد داشتند. ايشان سه بار اينجا آمدند. گفتم: «نه، ما مشكلي نداريم». حقيقت است ديگر.
با توجه با سابقه دوستي ديرينهتان با آقا، از ويژگيهاي آن زمان ايشان برايمان بفرماييد؟ ايشان خطيب و سخنگوي بينظيري بود. از همان راه هم به اين درجات رسيدند. خطابه و سخنراني و صحبت و ايمان و جوش و خروش. ما در ميان علما كم شبيه ايشان ديديم. مرحوم هاشمينژاد تا حدودي شبيه ايشان بود كه مثل ايشان جوش و خروش داشت.
از نظر علمي هم ايشان طلبه مشهد و قم بود. ايشان اغلب يا تبعيد بود يا زندان. ايشان طلبه فاضل حوزه بود و بعد هم كه درگير مسائل اجتماعي شد دائماً يا زندان بود يا تبعيد، ولي استعداد زيادي داشت.
تا آنجا كه از ايشان ديديم و شنيديم و الان هم داريم ميبينيم، ايشان در راهي كه در پيش دارد با علاقه و اطمينان و كوشش دارد ادامه ميدهد. كشور ما كه الان با اين همه دشمن و معاند و مخالف در داخل و خارج روي موج زندگي ميكند، دارد الحمدلله با مديريت آيتالله خامنهاي اداره ميشود و اين چيزي است كه همه به آن معتقدند، منتها ابعاد معنوي آدمهاي سياسي هميشه در حجاب ميمانند. دشمنان و مخالفان نميگذارند كه اينها بيشتر نمود داشته باشند. از اول اينطور بوده و حالا هم هست. اميرالمؤمنين(ع) با آن همه شهامت و شجاعت و جهاد، معاويه يك عدهاي را وادار كرده بود كه به ايشان نسبتهاي ناروا بدهند و خيليها هم اين را پذيرفته بودند. كسي كه علي (ع) را نديده و نميشناسد و خبري از او ندارد، آن تهمتها را باور ميكند.
ما بسيار شاكر خواهيم بود كه اگر خدمتي از دستمان برميآيد، در خدمت شما و كارهاي ارزشمند شما باشيم. تمنا ميكنم. الحمدلله از نظر مالي، نه از نظر درمان و مداوا هيچ مشكلي ندارم. من چون كتاب زياد دارم، كتابها را خوب هم ميخرند. الان ميليونها كتاب در انبار دارم كه بايد براي توزيعشان جايي را پيدا كنم. اصلاً باوركردني نيست كه من اين همه كتاب داشته باشم. كتابهاي زيادي هم زير چاپ دارم. الحمدلله از نظر مالي هيچ مشكلي ندارم، فقط كتابهايم بايد توزيع شوند تا بتوانيم آثار بعدي را چاپ كنيم. انشاءالله اميدواريم كه خدا مدد كند.
آن روزي كه شما كتاب امام حسين(ع) را چاپ كرديد، كار براي ما بسيار مشكل بود. بعد كه كتابها شناخته شدند و پي آن آمدند، وضع فرق كرد. اين بيماري هم كه با ما هست و تمام شدني نيست.
در مورد درمان هم اگر امري داشته باشيد، ما در خدمت هستيم. تا به حال كه الحمدلله هيچ مشكلي نبوده. از لحاظ هزينه هم مشكل ندارم. يكي دو بار هم آيتالله خامنهاي «حفظهالله» افرادي را فرستادهاند و از ما عيادت كردهاند. اولين كسي كه عيادت ما آمد، از طرف ايشان بود كه روز عيد فطر سال گذشته بود. به ايشان خبر داده بودند و ايشان هم فوراً آقاي مروي را فرستادند. بعد از مدتي هم آقاي ديگري را كه نامشان را فراموش كردهام فرستادند. دوستان و آشنايان ميآيند و سر ميزنند. . .
خداوند انشاءالله به شما سلامتي و قوت عنايت كند. زيارت شما براي ما سعادتي بود. گرچه باعث شرمندگي شد كه بيوقت مزاحم شديم. نخير، نفرماييد. عنايت فرموديد و بسيار مشعوف و خوشحال شدم.