
تا قبل از اين اتفاق فيلمهايي كه در زمينه دفاع مقدس ساخته ميشد بيشتر جنبه شخصي داشت، به اين معنا كه هر فردي كه عاشق جنگ بود كه بعضا هم از بچههاي جبهه بود با زحمات بسيار براي ساخت يك فيلم دفاع مقدسي امكاناتي را فراهم ميكرد.
از جمله ايدههاي اوليه انجمن انقلاب و سينماي دفاع مقدس اين بود كه با فراهم كردن برخي از امكانات روند ساختن فيلم در اين زمينه سيستماتيكتر شود. به اين معنا كه براي ساخت يك فيلم جنگي بدانند كه به كجا مراجعه كنند. درابتدا اين مركز «انجمن سينماي دفاع مقدس »نام گرفت، تا اينكه در ديداري كه اعضاي اين انجمن با مقام معظم رهبري داشتند، در اين ديدار آقا ميفرمايند كه چرا فقط دفاع مقدس، ميتوانيد در مورد انقلاب هم كار كنيد به همين دليل نام اين مركز به «انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس» تغيير يافت. البته نام مصطلح و شهرت اصلي اين مركز «انجمن سينماي دفاع مقدس» است و هم اكنون به عنوان زير مجموعه «بنياد فرهنگي روايت» مشغول خدمت رساني به فيلمسازان و فعالان عرصه هنر هفتم در كشور است.
پيگيري مطالبات و توقعات مردم از اين انجمن، برنامههاي اجرايي براي تبيين و ترويج اساس و فرهنگ مقدس ايثار و شهادت كه تولد يافته درطول هشت سال دفاع مقدس است و چگونگي برگزاري جشنوارههاي مختلف، از جمله مباحثي بود كه ما را به طبقه پنجم ساختمان بنياد روايت و دفتر روح الله سهرابي قائم مقام «انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس» كشاند تا ضمن بررسي اتفاقات تازه در اين انجمن پاسخ سؤالاتمان را هم پيگيري كنيم. آنچه در ادامه ميخوانيد مشروح اين گفت و شنود صميمي است.
ابتدا حيطه و گستره فعاليت انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس را بيان نماييد. يكي از وظايف انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس حمايت نرم افزاري پروژههاست. در واقع فيلمنامههايي كه به انجمن ارائه ميشود پس از بررسي، عيب و ايرادات و نقاط قوت و ضعف آنها را گوشزد ميكنيم. در مواقعي هم اگر نياز باشد با برگزار كردن يكسري كارگاههاي فيلمنامهنويسي اصلاحات لازم را انجام ميدهيم و اگر هم نشد فقط توصيههاي لازم را گوشزد ميكنيم. در ادامه اين روند به نسبت معيارهاي انجمن از برخي كارها حمايت ميكنيم.
به طور مثال برخي از فيلمنامههاي دريافتي حائز درجات خوبي هستند و بنا به تشخيصهاي حرفهاي مثلاً تا حدود ۶۰ درصد حمايت ميكنيم. يك بحث ديگري هم كه دنبال ميشود توليد صرف است، يعني ما خودمان ميآييم و توليد ميكنيم و به نويسندگان و فيلمسازها پيشنهاد كار ميدهيم و سپس يك كاري را توليد ميكنيم. ضمن اينكه برخي از پروژهها را هم مورد حمايت معنوي قرار ميدهيم، به اين شكل كه به برخي از ارگانها نامهنگاري ميكنيم و برخي از پروژهها را معرفي ميكنيم و از آنها براي آن پروژهها خدمات ميگيريم.
مهمترين پروژهها و كارهايي كه هم اكنون انجمن در دست ساخت دارد يا طرح اوليه آن انجام شده يا در حال انجام است را هم معرفي كنيد. در همين ايام يك پروژه سينمايي با نام «دلتنگيهاي عاشقانه» با بازي محمدرضا فروتن، ميترا حجار، رويا تيموريان و تعدادي ديگر از بازيگران، كار آقاي رضا اعظميان است كه تا الان حدود ۲۰ روز از آغاز فيلمبرداري آن گذشته است. تهيهكننده اين كار آقاي شرفالدين، رئيس انجمن سينماي دفاع مقدس و انقلاب اسلامي است كه با مشاركت بنياد سينمايي فارابي در حال انجام است. مورد ديگر پروژهاي است كه تازه به پايان رسيده است و يك كار مستند بلند داستاني با نام «بالاتر از ابرها» كه مربوط به شهيده مريم فرهانيان است را با مشاركت يك گروه خارجي توليد كردهايم كه هم اكنون آماده نمايش است. چند كار را هم در مرحله فيلمنامه داريم.
به فراخور بحث آنها را هم مطرح و معرفي خواهم كرد. در كار قلادههاي طلا هم كه اخيراً پخش ويدئويي و خانگي آن هم شروع شده است، اينها بخشي از كارهاي شاخص انجمن در حال حاضر است. اما كارهاي ديگري در زمينه نخبگان و فرار مغزها داريم كه قرار است فيلمنامه آن را آقاي احمدرضا معتمدي بنويسند و بسازند. كار ديگري در مورد شهيد حجتالاسلام عبدالله ميثمي، نماينده امام(ره) در سپاه پاسداران است كه گروه تحقيقكننده كارهاي اوليه آن را شروع كردهاند. كار ديگري هم در مورد شهيد كرجو داريم كه طرح اوليه آن آماده شده و مقدمات توليد كار تهيه شده است.
در دهه ۶۰ و ابتداي دهه ۷۰ توليدات سينماي دفاع مقدس داراي يك اوج و كيفيتي بود كه اين فراز به يك فرود و تقليل كيفيت و كميتي در دهه ۸۰ رسيد. شما به عنوان قائم مقام انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس آيا علل اين اوج و فرود را مورد بررسي قرار دادهايد يا خير؟
من با شما در اين زمينه كاملاً موافقم و فكر ميكنم كه اوج سينماي دفاع مقدس ما همان دهه ۶۰ بود. يعني در واقع اين قلهنشيني در سالهاي ابتدايي شروع جنگ تحميلي تا ابتداي دهه۷۰ به وقوع پيوست. آخرين نسل فيلمهاي اين دوره هم توليداتي مثل «از كرخه تا راين» بود كه بعد از چند سال فيلمي مثل«آژانس شيشهاي» هم به نوعي از دستشان در رفت و ساخته شد جزو آخرين ساختههاي دهه طلايي سينماي دفاع مقدس به حساب ميآيند.
من معتقدم بحث اصلي ما مقداري به مديريت و نوع تدبير مديران آن دوره برميگردد و آنطور كه بايد متأسفانه نتوانستند اين فيلمسازها را مديريت و هدايت كنند و بتوانند مسير مشخصي را پيش روي آنها قرار دهند. به هرحال اين حمايت و هدايت ميشد با حمايتهاي سخت افزاري و مالي از پروژهها اتفاق بيفتد كه متأسفانه انجام نشد. من فكر ميكنم نوع نگاههاي مديريتي يك مقدار كه بشود گفت، نگاههاي تعريف شدهاي نبود و هر كس به زعم و با سليقه خودش آمد و به اين حيطه نگاه كرد. از طرفي هم اقبال مخاطب نسبت به فيلمهاي دوره دهه ۶۰ به هر حال كم شد.
فيلمهاي دهه ۶۰ فيلمهايي بود كه بيشتر به تهييج مخاطب ميپرداخت اگر چه خيلي كارهاي اثربخش و باشكوهي هم در ميان آن توليدات بود ولي بيشتر كار تهييج احساسات عمومي را داشت و به حماسهها و به يكسري اتفاقات مانند امدادهاي غيبي جنگ بيشتر ميپرداخت. اما به هر حال طبيعتاً هر چه از آن دوران و زمان فاصله گرفتيم مخاطب ما آثار واقعگرايانهتري را دنبال كرد و طلبيد. به نوعي شايد ديگر روزگار فيلمسازان آن سبكي به نوعي ميشود گفت به اتمام رسيده است.
مثلاً فيلمهايي كه ميآمد و با فروش وحشتناكي جزو پرفروشترين فيلم تاريخ سينماي دفاع مقدس در آن ۱۰ سال ابتدايياش بود، عين همان فيلم شايد در سال ۷۵ به نوعي باعث خنده مخاطب ميشد اما همين فيلم در آن ايام باعث منقلب شدن و برانگيختن احساسات و تهييج و همراه كردن مردم و مخاطبان ميشد. به هر حال طبيعتاً سلايق مردم نسبت به آن دوران ارتقا پيدا كرد و اين اتفاق دلايلي داشت، از جمله دگرگوني سرگرمي تصويري و سينمايي صرف مخاطبان به سمت ويدئو، تأسيس و راه اندازي شبكههاي مختلف و بعدها شكلگيري شبكههاي ماهوارهاي در زمانهاي بعدي و در دوره حاضر كه دوره ورود به عرصه دنياي تكنولوژي و ديجيتال و پر از فيلمهاي منتشر شده در قالب سي دي و دي وي دي است.
سهلالوصول بودن اين تكنولوژي و محصولات آن باعث بازگشت و توجه مخاطبان به اين عرصه شد. همين مسائل موجب شد به جاي اينكه فيلمساز مخاطب را تحت تأثير خود قرار داده و به آنها مسير بدهد فيلمسازان تحت تأثير مخاطبان قرار گرفته و از مخاطب مسير بگيرند. وقتي مخاطبان فيلمهاي اصطلاحاً جسورانه و انتقادي بالا رفت فيلمسازان از آن طرف بام افتادند و متأسفانه پا را هم از اين فراتر گذاشتند و ديگر قالب محتواي فيلمها انتقادي نبود و به شكلي تخريبي شد.
حال اين موارد يا آگاهانه صورت ميگرفت يا ناآگاهانه پا روي يكسري از ارزشها ميگذاشت و همين هنجارشكني و لگدمال كردن ارزشها پس از مدتي در عرصه فيلمسازي دفاع مقدس خودش تبديل به يك ارزش شد. به نظرم اين عامل مهمتري براي مهجور شدن اين سينما در دوره بعد از سالهاي ۷۴ و ۷۵ بود و هنوز هم ادامه آن روند وجود دارد و متأسفانه اين سينما به آن شكلي كه انتظار ميرفت نتوانست قد علم كند. هر چند با رويكردي كه در انجمن دنبال ميشود شاهد آغاز فصلي نوين و رويش سينماي مقاومت هستيم.
انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس براي رفع ضعفهاي فيلمهاي اين ژانر چه كرده است؟ من قصد ندارم حداقل در مورد فيلمهايي كه نسبت به آنها نقد دارم اشاره مستقيمي داشته باشم چون حتي ميشد با نام بردن از يكسري فيلمها منظور خط گرفتن فيلمسازان از مخاطبان را به شكل روشنتري مورد بحث قرار داد. اگر حتي يك نگاه كلي به فروش فيلمها بكنيد متوجه اين موضوع ميشويد كه چه فيلمهايي پرفروشترين فيلم دفاع مقدس يا جزو پرفروشهاي اين سبك از سينما بودهاند. من فكر ميكنم كه اتفاقاً آن فيلمها آمدند و شأن دفاع مقدس را مجزا از بحث سينماي دفاع مقدس پايين آوردند.
برخي از فيلمها با تابلو و تعريف در داخل سينماي دفاع مقدس اصل وجودي دفاع مقدس ما را زير سؤال بردند و با طرح يكسري هجويات و سطحي نگريها، مخاطب را به پاي سينماها كشاندند و اين فيلمها را نشان دادند. بعد از اين اتفاق نه تنها ديگر فيلمسازها اين موضوع و نگاه را رها نكردند بلكه حضور مخاطب براي تماشاي اين آثار خودبه خود باعث تنزل و پايين آمدن سطح سليقه و نگاه مردم به سينماي دفاع مقدس شد. در اين اتفاق نميتوان از سهم و تقصير تلويزيون چشمپوشي كرد زيرا اين رسانه هم با به نمايش گذاشتن برخي آثار بعضاً سخيف و نازل باعث تند شدن اين روند كاهش و تنزل سليقه در بين مخاطبان شد.
بنابراين هجوم مردم براي ديدن اينگونه آثار سطحي و فروش ميلياردي آنها نتيجهاش همين حال و اوضاع امروز اين ژانر از سينما شده است. در واقع بحث اصلي من اين است كه از آن ارزشهاي تعريف شده در جنگ، ما عقب مانديم و به نوعي منافع شخصي براي رسيدن به يكسري منافع و موقعيتهاي مالي براي مان ظاهراً مهمتر بود تا اينكه بياييم و يك ارزش دفاع مقدس را ارائه كنيم. منظورم اصلاً يك شخص خاص نيست چه اينكه بعضي اوقات يك ارگان كه تا آن موقع فيلم توليد ميكرد و شأن و ارزش دفاع مقدس برايشان مهم بود و فيلم ميساخت به يكباره همين ارگانها منافع مالي و درآمدزايي برايشان به يك اصل تبديل شد. بنابراين باعث دور ماندشان از اصل قضيه شد.
شايد يكي از دلايل آنها اين بود كه اگر به خود جنگ بپردازند ديگر مورد نظر و اقبال مخاطب قرار نخواهند گرفت به همين علت تصميم گرفتند به حواشي، طنز و موقعيتهاي كمدي جنگ بپردازند. برخي هم آمدند و سياهيهاي موجود در جنگ را كه كسي هم منكر آنها نيست به نمايش گذاشتند. منظور اين است كه در طول يك ساعت و نيم فيلم دفاع مقدسي به زعم من بايد نه تنها بخشي از واقعيتهاي جنگ را روايت كرد بلكه برخي از آرمانهاي افراد حاضر در آن دوره هم بايد در دل فيلم گنجانده شود، تا وقتي كه مخاطب به سينما ميرود صرفاً با يك فضاي پر از شكستهاي اخلاقي و جنگي، بينظميها و آشفتگيها و فضاهاي تلخ و گزنده روبهرو نشود؛ چراكه ممكن است با خودش بگويد اگر احياناً دوباره جنگي دربگيرد من به آن جنگ نميروم و در واقع در آن دفاع حضور نخواهم داشت، به دليل اينكه يكسري از فضاهاي جنگ را دارد در اين فيلمها ميبيند و با خودش حتماً خواهد گفت كه اگر جنگ اين بود بسيار خشنود و خوشحالم كه در آن شركت و حضور نداشتم. منظور اين است كه فيلمسازها ميتوانستند سطح بالاي فيلمها و سلايق مخاطبان را با در نظر داشتن همه ارزشها حفظ كرده و نگذارند تا اين سينما به حال و روز امروزش دچار شود.
براي تبيين و ترويج اهداف مورد اعتنا و اعتبار در دوران دفاع مقدس و همچنين روشنگري نسل جوان كشور و براي شناسايي و ترويج آن مسائل در قالب فيلم چه تدابير و برنامههايي داريد؟ اساساً فلسفه وجودي انجمن، در بازه زماني هفت، هشت سال اخير به جز اين دو سال آخر، يك رويكرد نرم افزاري و بيشتر تأثيرگذار در حوزه آموزشي بود و خيلي انجمن به توليد فيلم ورود نميكرد و نمونهسازي نداشت. بيشتر در بازبيني فيلمها و ارائه نظرات مولوي و تبشيري، ارائه شاخصها در جشنوارهها و تشويق و تحسين بعد از ساخت و توليد فيلم فعاليتهايش بروز و حضور داشت. بنده معتقدم اگر چه آن كارها واجب و لازم بوده اما كافي نبود، به اين دليل كه خروجي كارها به ما ميگويد كه تأثير مثبت و درستي در اين حوزه را نتوانسته بگذارد.
چه اينكه اگر اين تشويق و تحسينها مؤثر بود قاعدتاً سينماي دفاع مقدس ما به سمتي كه شايسته آن و مخاطب بود بايد ميرفت. به همين علت در اين دو سال اخير بعد از تكامل رويكرد جديد در حوزه توليدات اتفاقي كه افتاد اين بود كه ما گفتيم در كنار كارهاي پژوهشي و تحقيقاتي و تبليغ و نشان دادن فيلمهاي خوب به ديگر فعالان اين سينما، ضمن ورود به توليد بايد در حين و اثناي اين كار فيلم خوب را توليد كنيم و آن را به مخاطب ارائه دهيم.
در واقع ما بايد نمونهسازي كنيم و اين حركت ما ميتواند شامل تعداد زياد و چند فيلم سينمايي باشد يا اينكه ميشود فقط يك فيلم دفاع مقدسي توليد كنيم. به طور مثال پس از ساخت يك كار ادعا نميكنيم كه اين اثر مطلقاً كامل است، بلكه ميگوييم كه اين فيلم بسياري از شاخصها و مؤلفههاي تعريف شده و معيارهاي مهم در آن لحاظ شده است.
به طور كلي بايد به يك الگو برسيم و آن الگو را ارائه دهيم يا هر سال يك يا دو كار شاخص و در حد الگو داشته باشيم. با توجه به تأكيد شما كه به نسل امروز و افراد امروزي است بايد بگويم كه بعد از سالها امور فيلمهاي كوتاه و مستند انجمن را كه تا قبل از اين فقط در حد كارهاي آموزشي بود، به طور كاربردي و عملياتي راهاندازي كرديم. پس از اين كارها آمديم و از فيلمسازان معتقد و دوستان جواني كه ضمن علاقه به عرصه فيلمسازي داراي توانمندي هم هستند دعوت به كار كرديم و توليداتي را انجام داديم كه همچنان ادامه هم دارد.
به يكسري آثار خوبي رسيديم كه مطمئناً در همين يكي دو ماه اخير تقريباً در همه جشنوارهها ديده خواهند شد. در برخي موارد هم عكس اين قضيه اتفاق افتاده است، بدين ترتيب كه تعدادي از فيلمسازان بزرگ، نامدار و حرفهاي كشور در مواردي طرح فيلمنامه دادند و ما نپذيرفتيم. به آنها گفتيم كه شما حرفهاي و براي همه شناخته شده هستيد و بهتر است كه فضا و ميدان براي فيلمسازان جوانتري كه علاقهمند هستند باز باشد و همان بودجه و اعتباري كه قرار است براي فيلمسازي كوتاه شما كه صاحبنام و اثر هستيد هزينه شود. اجازه بدهيد جواني كه ضمن معتقد بودن خوشفكر هم است بيايد و براي انجمن فيلم بسازد.
اين مسير را در كنار مسير ساختاري سينمايي كه در پيش داريم و به آن اهميت ميدهيم، به لحاظ محتوايي هم در حال كار با همين نسل امروز و جوان هستيم. به طور كلي ما پس از برگزاري جلسات متعدد و ايجاد همفكريهاي سازنده نهايتاً به يك نوع نگرش و زبان مشترك براي ساخت آثار ميرسيم كه توليدات اخير انجمن نتيجه و ماحصل همين تشريك مساعي و هم افزاييهاست.
در حوزه دفاع مقدس فيلمهاي كوتاه زيادي توليد ميشوند اما متولي و پخشكننده خاصي ندارند. به همين دليل بسياري از آنها هرگز ديده نميشوند و سر از آرشيوهاي متفاوت در ميآورند. براي اين معضل و به نوعي حذف مخاطب از چرخه تهيه، توليد و نمايش فيلم كوتاه چه تدابيري پيش بيني كردهايد؟ با اين حرف شما بسيار موافقم و به نظرم اين يكي از آسيبهاي مهم اين بخش(فيلم كوتاه) محسوب ميشود. در فيلمهاي سينمايي و سريال تكليف ما كاملاً معلوم است. يك فيلم سينمايي ساخته و اكران ميشود حالا يا مخاطب ميرود و اين فيلم را ميبيند يا خير. در مورد سريال هم كه معمولاً اكثرشان پخش ميشوند و به فراخور سليقه مخاطبان ديده ميشوند.
اما در آثار مستند (البته كمتر) و به خصوص فيلم كوتاه اين آسيب و نگراني و دغدغه وجود دارد كه چگونه ميشود آثار و كار توليد شده را به معرض نمايش و نقد و نظر مخاطب و علاقهمندان واقعي آن رساند؟ما در بخش كوتاه فقط فيلمسازان كوتاه را داريم كه به صورت چرخشي آثار همديگر را ميبينند و به قول شما اين حلقه واسط كه مخاطب نام دارد در اينجا حضور ندارد تا آنها هم بتوانند از اين آثار بهره ببرند و استفاده كنند. ببينيد چون ما مسير توليدي فيلم كوتاه را حدود يك سال است كه شروع كردهايم و با يك حساسيت خاصي در حال پيشبرد آن هستيم و آن هم به خاطر اين است كه نكند در دور توليد فيلمهاي فلهاي، گروهي و سريسازي بيفتيم.
اگرچه ممكن است كميسيون فرهنگي مان به اين نتيجه هم برسد كه نياز است از فيلمسازان جوان دعوت كنيم و به صورت گروهي بيايند فيلم كوتاه توليد كنند. پرداخت هزينه جزئي به هركدام از علاقهمندان به فيلمسازي ميتواند موجب زده شدن كليد و جرقه شروع كار حرفهاي و قوي در بين آنها شود. البته ممكن است كه اين اتفاق هم نيفتد و همين مسير كنوني را با قوت و قدرت بيشتري ادامه بدهيم و فيلمهاي كوتاه ما شاخص و الگويي نمونه براي ديگران باشد.
جشنوارهاي كه تحت عنوان «جشنواره فيلم مقاومت» در پيش داريم بستري مناسب براي جوانان، علاقهمندان و مخاطبان فيلمهاي كوتاه است زيرا در اين جشنواره فيلمهاي كوتاه توليد شده توسط ما و ديگر بخشها مورد نقد و داوري قرار ميگيرند و بهترينهاي آنها در حد ۱۵ ، ۲۰ فيلم ميرود و به نوعي در ويترين جشنواره قرار ميگيرند. اين عزيزان ميتوانند با مراجعه به اين ويترين توليدات يك سال فيلمهاي كوتاه سينماي را ايران ببينند و از اين آثار بهره برداري لازم را ببرند و از اين فرصت انتفاع تكنيكي و محتوايي در توليدات خودشان استفاده لازم را ببرند. ضمن اينكه همه اينها قطعاً كافي نيست و من معتقدم كه اين طرح موضوع از طرف رسانهاي مثل شما شايد به نوعي باعث شود كه ما يكسري جلسات هفتگي يا حداقل دو هفته يك بار يا ماهانه برگزار كنيم.
البته اين را هم بگويم كه قبلاً در اين باره با مسئول فيلم كوتاه انجمن طرح موضوع هم شده است كه ما بياييم و به صورت ماهانه جلسات نمايش فيلمهاي كوتاه به همراه نقد و بررسي شان را برگزار كنيم. از مخاطبان و علاقهمندان به ويژه علاقهمنداني كه نوع نگاهشان اعتقادي و نزديك به فضا و اصول كاري انجمن است دعوت ميكنيم بيايند و پس از ديدن تازهترين فيلمهاي كوتاه دفاع مقدس آنها را مورد نقد قرار دهند. اين يكي از راهكارها و برنامههاي انجمن براي رفع اين معضل است، همچنان كه صحبتهاي زيادي در اين زمينه انجام شده است و سعي ميكنيم كه به زودي اين اتفاق عملياتي شود.