
به گزارش ايران هستهاي، منابع امنيتي ميگويند نمايندگاني از سه سرويس اطلاعاتي سيا، موساد و ۶ MI به همراه نماينده سرويس اطلاعاتي سعودي و همچنين برخي از گروههاي ضدانقلاب مرتبط با اين سرويسها در نشستي در يكي از كشورهاي همسايه ايران، ابعاد راهبرد تشديد فشار بر ايران تا آستانه انتخابات رياست جمهوري خرداد ۱۳۹۲ را نهايي كردهاند.
در اين نشست كه اواخر مرداد ۱۳۹۱ برگزار شده و داراي عنوان پوششي «سنجش وضعيت جامعه مدني ايران» بوده، نكات زير مطرح شده است:
۱- اعضا در اين باره بحث كردهاند كه در فاصله زماني باقي مانده تا خرداد ۱۳۹۲، بايد گزينههاي فشار مانند ايجاد تهديد معتبر نظامي، تحريمهاي فلجكننده، مذاكره، عمليات اطلاعاتي و تلاش براي بازسازي جريان فتنه در ايران با هم تركيب شده و به طور همزمان اعمال شود.
۲- طرف اسرائيلي عقيده داشته در اين فاصله زماني، گزينه عمليات رواني از بقيه گزينهها مهمتر است و بايد در رأس توجه همه منابع، عوامل و شبكههاي مرتبط قرار گيرد. يك كارشناس در تهران كه از موضوع مطلع است، گفت: «اسرائيليها عقيده دارند توان اقدام واقعي آنها عليه ايران اندك است، ولي همين توان اندك اگر با يك پروژه عمليات رواني سنگين تركيب شود، ميتواند اثر فلجكنندهاي بر داخل ايران بگذارد.»
۳- در بخش جمع بندي اين جلسه موارد زيرمصوب شده است:
- گزينه عمليات نظامي بايد به گونهاي در حوزه رسانه و عمليات رواني مطرح شود كه مردم ايران حس كنند اين گزينه بسيار نزديك است.
- همچنين گزينه تحريم بايد به گونهاي اعمال شود كه مردم ايران حس كنند آينده معيشتي آنها در حال نابودي است و تنها راه خروج از اين وضعيت اين است كه ايران موضع خود را درباره مسائل هستهاي و منطقهاي تعديل كند.
- گزينه عمليات اطلاعاتي بر مبناي مباحثي كه در اين جلسه مطرح شده بايد به گونهاي جلوه داده شود كه گويي نظام قادر به تأمين امنيت نيست و به اصطلاح كار از دست آن در رفته است.
سايت ايران هستهاي در ادامه نوشت: علاوه بر اين، در اين جلسه تأكيد شده است كه همه اين اقدامات بدون انجام يك تحرك جدي از جانب جريان اصلاحطلب در داخل بينتيجه است. پيش از اين هم خبري منتشر شده بود مبني بر اينكه برخي از چهرههاي اصلاحطلب در داخل كه ارتباطات نزديكي با جريانهاي خارجي دارند، در اظهاراتي خصوصي گفته بودند كه طرف خارجي به آنها ميگويد چرا هيچ اقدامي براي تكميل فشارهاي غرب عليه ايران در داخل انجام نميدهند و چرا جريان اصلاحات چنين بيتحرك شده است.
فعلاً اطلاعات بيشتري درباره اين جلسه در دسترس نيست. رسانهها عنوان كردهاند كه به محض دريافت جزئيات بيشتر مجدداً به اين مسئله باز خواهند گشت ولي در عين حال اين موضوع كاملاً روشن است كه تحركات سرويسهاي غربي با هدف اثرگذاري بر محيط داخلي ايران بسيار جديتر شده و اين تحركات نه فقط در حوزه رسانه، بلكه در حوزههاي عملياتي در جريان است.
در همين خصوص ميتوان بخشي از اين فشارها را به ماجراي پرونده هستهاي جمهوري اسلامي و سپس تحريمهاي آن مورد بررسي قرار داد. غرب كه نميخواهد پرونده هستهاي ايران بسته شود بارها با كارشكني خود در اين مسير سنگاندازي كرده و اين در حالي است كه جمهوري اسلامي بارها حسن نيت خود را براي بسته شدن پرونده و حل مشكلات اعلام كرده است. علاوه بر اين غرب كه نتوانسته خوشحالي خود را از عدمنتيجهبخشي مذاكرات پنهان كند، رسماً آينده اين مذاكرات را نيز در هالهاي از ابهام قرار داده تا بتواند راهبرد فشار براي توقف بيچون و چراي برنامه هستهاي ايران را از سر بگيرد.
حال با متوقف شدن مذاكرات، غربيها و در رأس آن امريكاييها راهبرد فشار را از سر گرفتهاند؛ راهبردي كه اقتصاد ايران را هدف قرار داده است، گرچه خود آنان نيز به خوبي اين موضوع را متوجه شدهاند كه هنوز تحريمها آن طور كه ادعا ميشود نتوانسته ايران را زمينگير كند. غربيها و در رأس آنها امريكا براي ادامه راهبرد فشار خود پس از مذاكرات تصميم گرفتهاند تا تحريمهاي تازهاي را عليه جمهوري اسلامي به تصويب برسانند؛ تحريمهايي كه در كنگره امريكا در حال بررسي است و به گفته آنها ميتواند درآمد نفتي جمهوري اسلامي را كاهش دهد.
اين در حالي است كه بخش عمدهاي از مشتريان نفتي ايران كه اغلب در آسيا نيز هستند، هم اكنون در حال دريافت نفت از جمهوري اسلامياند و همين موضوع عملاً تحريمهاي امريكا را بياثر كرده است. نكته جالب در اين ميان آن است كه امريكا در حالي اين تحريمها را يكي پس از ديگري عليه جمهوري اسلامي به تصويب ميرساند كه خود ليست كشورهايي را منتشر كرده كه از اين تحريمها معاف هستند و ميتوانند نفت ايران را خريداري كنند. حال بايد منتظر ماند و ديد كه غرب با اقتصاد تركخوردهاش كه صداي فروپاشي آن با تظاهرات هر روز مردم در اروپا و امريكا بلند شده، بار ديگر براي حفظ موجوديت خود حاضر به زير پاگذاشتن غرور خود و بازگشت به ميز مذاكرات با ايران خواهد بود يا خير...