کد خبر: 486880
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۹
يد‌الله جواني
دو گزاره زير وضعيت ايران و امريكا طي ۳۳ سال گذشته را بيان مي‌دارد.
۱- ايران پس از انقلاب اسلامي، از يك كشور تحت‌ سلطه امريكا، به كانون مبارزه عليه استكبار جهاني با محوريت امريكا تبديل گرديد. 

۲- امريكا از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون، همه توان خود و متحدينش را براي بر‌خورد با ايران به كار گرفته است. دو گزاره فوق به خوبي نمايان مي‌سازد كه طي ۳۳ سال گذشته، ايران و امريكا در تمامي عرصه‌ها در مقابل يكديگر بوده و بر شدت اين رويارويي روز به روز افزوده شده است. تغيير ساختار، تغيير رفتار و منزوي كردن ايران در عرصه بين‌الملل، اهداف مورد نظر امريكايي‌ها در اعمال فشار بر جمهوري اسلامي است. اكنون همگان بر اين نكته اشتراك نظر دارند كه ايالات متحده، نه تنها به هيچ يك از اهداف خود دست نيافته، بلكه اين جمهوري اسلامي ايران بوده است كه در بسياري از حوزه‌ها و صحنه‌ها، امريكا را دچار شكست‌هاي راهبردي نموده است. 

وقتي دولتمردان امريكا، سياست تشديد تحريم‌هاي تجاري- مالي را در قبال جمهوري اسلامي اتخاذ كردند، اينگونه پنداشتند كه با يك جنگ اقتصادي تمام عيار، مسئولان جمهوري اسلامي را به تجد‌يد‌نظر در سياست مقاومت و ايستادگي در قبال ايالات متحده واخواهند داشت. امريكايي‌ها تصور مي‌كردند پس از چهار دور تحريم‌هاي بين‌المللي، با قطعنامه‌هاي شوراي امنيت و تشديد تحريم‌هاي يكجانبه و چند‌جانبه با كمك شركاي اروپايي خود عليه ايران، خصوصاً تحريم نفتي، رهبران ايران چار‌ه‌اي جز تسليم شدن و كوتاه آمدن در برابر فشار‌هاي غرب را نخواهند داشت.
 
اما واقعيت‌هاي پيش‌روي همگان، به گونه‌اي است كه نشان مي‌دهد اين خواب‌هاي آشفته سر‌دمداران كاخ سفيد در قبال ايران، هر‌گز تعبير نخواهد شد و آنچه آنان در افق ديده‌اند، سرابي بيش نبوده است. چند سال پيش و در شرايطي كه شكست ايالات متحده در صحنه عراق آشكار گرديد، خانم مادلين آلبرايت، وزير اسبق امور خارجه امريكا در دولت كلينتون، با صراحت وضعيت كشور‌ش در خاورميانه را اينگونه توصيف كرد: «امريكا در خاور‌ميانه گرفتار مشكلات اساسي و فراواني شده و كليد حل اين مشكلات فقط در دستان پر‌توان جمهوري اسلامي ايران است.» 

آقاي «رايچاراف ماوس» رئيس شوراي روابط خارجي امريكا، واقعيت در خاورميانه را در همان مقطع زماني اينگونه بيان داشت: «واقعيت اين است كه دوران امپراتوري امريكا در خاور‌ميانه به پايان رسيده است.» بي‌اعتنايي سياستمداران در كاخ سفيد به اين قبيل بر‌آورد از وضعيت امريكا در خاور‌ميانه، سبب گرديد كه آنها به گمان برو‌ن‌رفت از بن‌بست‌ها، با مجموعه‌اي از اقدامات مشكلاتشان را چندين برابر نمايند. آقاي باراك اوباما در پاسخ به انتقادات رقيبان در موضوع ايران، با افتخار مي‌گويد، بيشترين تحريم‌ها و فشار‌‌ها عليه جمهوري اسلامي ايران در دولت من اعمال شده است! 

اما سخن اين است كه نتيجه اين فشار‌ها، تحريم‌ها و تهديدات چه بوده است؟ بيداري اسلامي، اجلاس شانزدهم گروه نم در تهران، پيشرفت‌هاي محير‌العقول ايران در علوم و فنون جديد از جمله هسته‌‌اي، هوا‌فضا، نانو و... و اين خيزش عمومي در جهان اسلام عليه امريكا و متحدينش در واكنش به فيلم موهن و ضد‌ا‌سلامي، باز‌گو‌كننده نتايج اين فشار‌ها و تحريم‌ها خواهد بود. چندي قبل انديشكده «امريكن اينتر پرايز» طي گزارشي نتيجه فشار‌هاي امريكا بر ايران در دوران اوباما را اينگونه اعلام داشت: «اوباما نتوانسته است در خصوص مسئله ايران كاري از پيش ببرد. تحريم‌ها رو به شكست است و ايران در دوران زمامداري اوباما، بيش از تمام ۳۰ سال پس از انقلاب اسلامي در برنامه‌هاي هسته‌اي پيشرفت كرده و سياست‌هاي بي‌نتيجه و منفعلانه اوباما هزينه‌هاي گزافي را به امريكا تحميل كرده است.» اينتر‌پرايز با تأكيد بر در‌ماندگي امريكا در مسئله سوريه و شكست در افغانستان، سفر رئيس‌جمهور مصر به ايران را نيز شاهد ديگري بر شكست اوباما در طرح صلح خاور‌ميانه دانسته و در مورد عراق مي‌نويسد: «اوباما در عراق هم شكست خورده است. او عراق را دو دستي به ايران تقديم كرد و فدا‌كاري سر‌بازان ما را بر باد فنا داد!» 

در همين راستا و از همين زاويه نگرش، روز‌نامه امريكايي «لس آنجلس تايمز» مي‌نويسد: «دولت امريكا با اصرار بر ادامه تحريم‌ها عليه ايران به عنوان يكي از كشور‌هاي مهم و قدرت رو به رشد در خاور‌ميانه، نه تنها به اهدافش نرسيده، بلكه ناكامي‌هايي را نيز به بار آورده است، از جمله اينكه بخش خصوصي اين كشور از بازار پر‌رونق معاملات با ايران محروم شده، امنيت اسرائيل در وضعيت خط قرمز قرار گرفته و شكاف ميان اعراب و اسرائيل در فرايند سازش هر روز بيشتر و بيشتر مي‌شود. پس امريكايي‌ها حتماً بايد باز‌نگري جدي در روابط خود با ايران داشته باشند، خصوصاً اگر مي‌خواهند منافع خود را در خاور‌ميانه، آسياي مركزي و آفريقا از دست ندهند.» 

بسياري از نشريات غربي و شخصيت‌هاي بر‌‌جسته سياسي- امنيتي در امريكا، اروپا و رژيم صهيونيستي، با اشاره به دستاورد‌هاي اجلاس شانزدهم سران غير‌متعهد‌ها براي تهران، شكست امريكا در سياست‌هاي فشار عليه جمهوري اسلامي را به عنوان يكي از اين دستاورد‌ها مورد توجه قرار دادند. روز‌نامه امريكايي «نيويورك تايمز» مي‌نويسد: «كشور‌هاي عضو جنبش عدم تعهد متفق‌القول حمايت خود را از برنامه هسته‌اي ايران اعلام و تلاش‌هاي هدايت شده امريكا براي منزوي ساختن و تنبيه ايران و تحريم‌هاي يك جانبه اين كشور را بي‌فايده دانستند. حمايت عام اجلاس از سند‌ نهايي كنفرانس، بحث امريكا بر منزوي بودن ايران را سست كرد.» 

هيلاري من لورت از مسئولان سابق وزارت خارجه و شوراي امنيت‌ملي امريكا در گفت‌وگويي با شبكه سي‌ان‌ان‌ مي‌گويد: «ايران با بر‌گزاري نشست سران جنبش عدم‌تعهد اين پيام را فرستاد كه حكومت جمهوري اسلامي اكنون يك قدرت نرم در جهان است. ما هميشه مدعي بوديم ايران يك ديكتاتوري نظامي است، اما پيام ايراني‌ها روشن است. آنها يك انتخابات آزاد براي تمامي مردم منطقه خاورميانه از جمله مصر، عراق، افغانستان و سوريه مي‌خواهند.» آري شرايط كنوني و روند تحولات در منطقه خاور‌ميانه و همچنين ماهيت بحراني كه غرب در آن گرفتار آمده، اين آموزه را براي اهل خرد در عرصه سياست بين‌المللي در پي دارد كه در صحنه رو‌يا‌رويي ايالات متحده و ايران اسلامي، اين امريكاست كه بايد در سياست‌هاي خود در قبال جمهوري اسلامي تجديد نظر نمايد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار