در طول تاريخ سياسي ۴۵۰ ساله شكلگيري دولت امريكا، اين رژيم استكباري هيچگاه مانند امروز مورد نفرت مسلمانان و آزاديخواهان جهان نبود و سفارتخانهها و مراكز سياسي و اقتصادي اين كشور در اغلب نقاط جهان اينگونه به محل ابراز انزجار مردم از اين قدرت استكباري تبديل نشده بود. نكتهاي كه در آستانه برگزاري انتخابات رياستجمهوري امريكا ميتواند اين رژيم را با بحرانهاي درونساختاري مواجه سازد.
اگرچه سران اين رژيم پس از روشن شدن آثار اينگونه تحركات هميشه سعي كردهاند از آن فاصله گرفته و تحت عنوان آزادي بيان آن را موجه جلوه دهند، اما هنگامي كه چند ماه پيش در ۲۳ ارديبهشت ماه سال ۱۳۹۱ خبرگزاري انگليسي رويترز از آموزش اسلامستيزي به افسران ارتش در امريكا خبر داد، كمترين ترديدي باقي نميماند كه اينگونه اقدامات در مراكز نظريهپردازي غرب طراحي شده و اهداف گوناگوني را در وراي آن پي ميگيرند. ريشه اصلي اين اقدامات را بايد نگراني آنها از اقبال به سمت اسلام و ارزشهاي اسلامي در كشورهاي غيرمسلمان و يا حتي نهادينه شدن ارزشها در نسل جوان در كشورهاي اسلامي دانست، چرا كه نفوذ تفكر انقلاب اسلامي در جهان و رشد حركت بيداري اسلامي در سالهاي اخير، جهان را با موج فزايندهاي از اقبال به سمت اسلام و ارزشهاي اسلامي مواجه ساخته است و مبني بر اين نگراني است كه آنها با پيشدستي و فضاسازي تبليغاتي تلاش دارند با تهيه فيلمها و تصاوير مخدوش از چهره نوراني پيامبر گرامي اسلام و ديگر ارزشهاي الهي و انساني اسلام به زعم خود مقدسات اسلامي را در چشم نسلهاي جوان در دنياي اسلام از جايگاه رفيع خود فرو افكنده و احساسات ديني آنها را خاموش كنند و از اقبال ديگر ملل جهان نيز به سمت اسلام جلوگيري كنند.
حوادث روزهاي اخير نشان داد كه به رغم تلاش امريكاييها و ديگر كشورهاي غربي براي نشان دادن چهرهاي منزوي از نظام جمهوري اسلامي، امريكا منزويترين نظام سياسي است كه نفرت جهانيان را برانگيخته و با بسترسازي و زمينهسازي براي اينگونه اقدامات به زعم خود مهار حركتهاي اسلامي را پي ميگيرد، اما يكي ديگر از اهداف راهبردي در اينگونه تحركات كه به طور شاخص در تهيه اين فيلم اخير ميتوان ديد تلاش براي دامن زدن به اختلافات قومي و مذهبي ميان پيروان اديان الهي است كه شايد حركت نوپاي بيداري اسلامي در مصر را بتوان هدف آغازين آن دانست تا امكان همزيستي ميان مسلمانان و مسيحيان را البته با سرمايه صهيونيزم بينالمللي از آنان سلب و دولت نه چندان مقتدر مصر را از هماكنون با چالشهاي دروني مواجه سازد.
اما به نظر ميآيد فراتر از اقدامات و تحركات و اعتراضات اجتماعي كه در جاي خود ارزشمند بوده و بايد مورد حمايت قرار گيرند، اقداماتي بنيادين و راهبردي از سوي كشورهاي اسلامي ميتواند براي هميشه اين ابزار را از دست نظام سلطه خارج كند.
۱- تلاش براي خشن معرفي كردن چهره مسلمانان در اينگونه فيلمها و منتسب كردن اقدامات افراطي به آنان باهدف كاهش مقبوليت اسلام در ذهن جوانان صورت ميگيرد و به همين لحاظ اشاعه اينگونه فيلمها و متعاقب آن برخي اقدامات مشكوك ميتواند راهبردي از سوي غرب براي اثبات مدعاي خود باشد و به همين دليل واكنشهاي هوشمندانه در قبال اينگونه اقدامات، اقبال به سمت اسلام را افزايش خواهد داد.
۲- مطالبه از برخي كشورهاي محوري منطقه نظير سعوديها كه پايگاه جهان اسلام را به سرپل نفوذ استكبار تبديل كردهاند، براي واكنش به اين اقدامات ميتواند روند اقدامات مسلمانان را جهت دهد. با توجه به حجم عظيم سرمايهگذاري سعوديها در امريكا، كوچكترين اقدام آنها در خارج ساختن سرمايهها از امريكا ميتواند به فروپاشي اقتصاد اين كشور بينجامد.
۳- كاهش سطح روابط سياسي كشورهاي مسلمان با امريكا و تحريم كالاهاي امريكايي ابزار مناسبي براي كشورهاي اسلامي براي وادار كردن نظام سلطه بر توقف اين راهبردهاست.
۴- دستگاه ديپلماسي كشور براي عملي ساختن مطالبه رهبر معظم انقلاب از سياستمداران امريكا در محكوميت عاملان اين جنايت شنيع، با بهرهگيري از برخي نهادهاي بينالمللي اسلامي نظير سازمان كنفرانس اسلامي، ميتواند آن را به مطالبه عمومي تبديل كند و عملي سازد.
۵- تلاش هنرمندان و متفكران جهان اسلام در معرفي چهره پيامبر گرامي اسلام از طريق فيلمها و سريالهاي تلويزيوني و يا برگزاري نشستها و همايشهاي علمي،راهبرد ايجابي براي مقابله با نگاه سلبي غرب در مواجهه با ارزشهاي اسلامي است.
۶- در شرايطي كه غرب براي تحميل شرايط خود از ابزار نفت عليه كشورهاي منطقه استفاده ميكند، بهرهگيري از اين ابزار متقابل عليه غرب عاملي بازدارنده نسبت به اقدامات و تحركات آنها عليه جهان اسلام خواهد بود.