
دشمن با توجه به اين مسئله، همزمان با به كارگيري ظرفيتهايش در داخل و خارج و سوءاستفاده از بد عملي مسئولان، در اوضاع اقتصادي كشور اخلال ميكند و سپس از طريق رسانهها و ستون پنجم به رواج شايعه و نق در جامعه اقدام ميكند تا افراد غافل و كمدانش را به سياهي لشكر بيجيره و مواجب خود تبديل كند. در اين ميان وجود يك پدافند قوي در كنار آفندهاي مؤثر ميتواند خنثيكننده توطئه دشمن باشد. عمليات آفند رسانهاي با وجود شبكههايي چون العالم، پرستيوي و هيسپان تيوي در حال انجام است اما وجود رسانههايي در دل خاك دشمن كه «نقد» توليد كند و در جامعه دشمن رواج دهد، آفند مؤثرتري خواهد بود. در حوزه پدافند نيز رسانههاي ما بايد با تشخيص سناريوهاي آينده دشمن، قبل از رواج شايعات، عليه آن عمليات كنند. دستيابي به چنين هدفي به اتاق فكرهاي متعدد متشكل از ديدهبانان رسانهاي، استراتژيستها و افراد صاحب فكر كه با كاركرد رسانه آشنا باشند نياز دارد. درباره اين موضوع كه رابطه مستقيم با «مقاومت رسانهاي»در برابر جنگ رواني دشمن دارد با «حاج مهدي طائب»، استاد حوزه و دانشگاه و رئيس شوراي مركزي قرارگاه عمار به گفتوگو نشستيم به اميد اينكه باب جديدي در مقابله با عمليات رواني دشمن باز شود.
نظام جمهوري اسلامي در حوزه آفند رسانهاي شبكههايي چون العالم، پرستيوي و هيسپان تيوي را راهاندازي كرده اما به رسانههاي كوچكتري كه در دل خاك دشمن توليد نقد كند نياز است تا طرف مقابل را به عقبنشيني در برجسته كردن مسائل كوچك كشور ما وادار سازد. شما چه راهكاري براي اين امر پيشنهاد ميكنيد؟ بسماللهالرحمن الرحيم. بيترديد نبرد ما با غرب، نبرد حق و باطل است و حقيقت و دروغ و واقعيتهاي درست و دروغهاي به ظاهر واقعي است. بنابراين جنگ سحر با حقيقت است كه در طول تاريخ هم اينطور بوده است. نمونه بارز اين نبرد را بين حضرت موسي (ع) و فرعون ميبينيم. در ميدان بزرگي كه تمام آنها با سحر به ميدان آمده بودند، حضرت موسي (ع) نگران آن همه سحرافكندن آنها شد كه نكند سحر آنها چشم مردم را ببندد و او نتواند پيغام خدا را به مردم برساند. خداي متعال به موسي(ع) فرمود حقيقتي را كه در دست داري، بيفكن، حتماً پيروز ميشوي. آنها هزاران سحر آورده بودند با هزاران ابزار اما موسي (ع) فقط يك عصا داشت. به خواست خدا همان عصاي واحد بر همه آن سحرها پيروز شد. هرچيزي كه خلاف خواسته خدا باشد و عليه انسانهايي كه در خانه او وارد شدند باشد، نقش بر آب است كه با يك تكان آب از بين ميرود. امروز بين ما و غرب همان نبرد موسي و فرعون وجود دارد. ما ميخواهيم يك حقيقت الهي را به مردم جهان ارائه دهيم. آن چيزي كه بر عهده ماست ارائه دادن اين حقيقت الهي است. تعدد و تنوع در ابلاغ پيام ممكن است در توان ما نباشد چون غولهاي رسانهاي در خدمت آنهاست و آنها سابقه بيشتري از ما در امر رسانه دارند. آنها به رسانه تكيه دارند چون ميخواهند چشم مردم را كور كنند؛ چرا كه در رسانههاي آنها حقيقتي ارائه نميشود و هر آنچه منتقل ميشود، آميخته به دروغ و خروج از واقعيت است. آنها تجربهدار و سابقهدار اين ماجرا هستند و مانند سازمان فرعون، فوق حرفهاياند. آنها زمين را براي ما خالي نگذاشتهاند كه به راحتي فعاليت كنيم.
ولي به نظر ميرسد در جاهايي ما زمينه را براي آنها خالي گذاشتهايم؟ آنها زميني كه ما بخواهيم در آن فعاليت كنيم را از قبل پر كردهاند، همانطور كه ميدان سحر توسط ساحران فرعون پر شد. عصاي موسي رفت و ميدان را خالي كرد و آنها را شكست داد. ما هم بايد با آنچه داريم به نبرد ساحران امروز برويم. آنها طي سالها و قرنها سرمايهگذاري كرده و ابزار رسانه را در اختيار گرفتهاند اما حالا ما به ميدان آنها تاختهايم كه همان معناي آفند رسانهاي است.
ما براي مردم مغرب زمين دو شبكه انگليسي و اسپانيولي زبان به نامهاي پرستيوي و هيسپان تيوي را راهاندازي كردهايم كه كار آفند رسانهاي را انجام ميدهند. به نظر شما وجود اين دو شبكه كافي است و نبايد رسانههاي ديگري از نوع كاغذي، مجازي و راديو- تلويزيوني داشته باشيم؟ مسئلهاي كه بر عهده ماست ابلاغ پيام است. پس بايد ابزاري داشته باشيم تا بتوانيم بگوييم پيام ابلاغ شد.اين شبكهها به هر ترتيب براي قسمتي از كار موجود است. اما خيليها در كشورهاي غربي يا كشورهاي دوست ما كه تحت سلطه هستند، انگليسي بلد نيستند. خيليها اسپانيولي نميدانند ما بايد براي كل جهان، انقلاب اسلامي را معرفي كنيم، با ابزار رسانه، ما با پرستيوي و هيسپان تيوي به انگليسي و اسپانيولي زبانها پيام انقلاب را ابلاغ ميكنيم اما كساني كه زبان ديگري دارند چه ميشوند. خدا را شكر كه العالم براي عرب زبانها در حال ابلاغ پيام انقلاب اسلامي است. غرب با اينكه جمعيتي ندارد و در مقابله با جمعيت جهان در اقليت است، با مهارت خود توانسته ما را متوجه خود سازد. براي روشنتر شدن اين صحبت، اينطور بگويم كه آيا جمعيت تمام اروپا و امريكا، اندازه جمعيت چين ميشود؟ اندازه جمعيت هند و پاكستان ميشود؟ چرا ما براي اين كشورها با اين جمعيت عظيم، شبكه تلويزيوني نداريم. غرب ما را متوجه خودش كرده تا با اين شگرد ما را از ديگر جاها غافل كند.
رسانههاي ما گاهي اوقات در گفتن حقايق لكنت دارند و آن وقت رسانههاي دشمن همان حقيقت را آميخته با دروغهاي مورد پسند خود به خورد مخاطب ميدهند، از طرفي ما نياز داريم جايي كه دشمن فكرش را نميكند عمليات رسانهاي كنيم، درست مثل عمليات فاو كه دشمن فكر نميكرد ما از آن نقطه عمليات والفجر ۸ را انجام دهيم. براي آن پدافند و اين آفند چه بايد كرد؟ ما در مسئله رسانه نسبت به دشمن تازهكار هستيم. ما ۳۴ سال است كه رسانه انقلابي و اسلامي داريم و آنها چند ده سال تجربه رسانههاي استعماري دارند. پس بايد به اندازه تجربهمان، به خودمان نمره دهيم. يك ارزيابي بر حسب تجربيات بايد انجام شود چون ما ابزار حقيقت را در اختيار داريم با اين حال در دو زمينه نياز به سرمايهگذاري داريم. اول حوزه سختافزار است و دوم نرمافزار يا همان نيروي انساني. خبر و خبررساني يك امر فني است و جنبهها و جهات مختلفي دارد كه ميتوانيم يك كلمه مصالح را دور كلمه خبر بكشيم و بگوييم خبر و خبررساني بايد حاوي مصالح مردم ايران و انقلاب باشد. هر راستي كه گفتني نيست و هر دروغي هم حرام نيست. ما از دروغ بيزاريم اما گاهي مصلحتي پيدا ميكند. بنابراين اگر در رسانه حاكميت عقلا و اهل فن و مصلحتانديشان صاحب صلاحيت وجود داشته باشد ميتوان به جهتگيري و حركت و پيشرفت رسانه و ابزارهاي ارتباط جمعي اميد داشت. مشكل ما در رسانهها برميگردد به پرورش نيروي انساني كه از لحاظ اعتقادي، فكري و آرماني و از لحاظ تكنيك و تخصص مهم است. موجودي ما در حال حاضر همين است و در حد همين موجودي بايد توقع داشت. البته نميخواهيم كارهاي نكرده يا عقب مانده را توجيه كنيم بلكه بايد زحمت بكشيم تا موجوديهايمان به لحاظ كمي و كيفي بهتر شوند.
براي اينكه دشمن را غافلگير كنيم چه بايد انجام دهيم؟
من درباره صدا و سيما يك راهكار دارم. بايد نيروهاي صدا و سيما، دو كار انجام دهند. اول اينكه شناسايي كنند وضعيت مطلوب چيست و دوم فاصله تا وضعيت مطلوب را بسنجند و كارهايي كه لازم است انجام شود، مشخص كنند. دليل اينكه ما در فاو دشمن را غافلگير كرديم اين بود كه نيازمان مشخص و معلوم بود. وقتي نياز مشخص شود، خود به خود ابتكار حاصل خواهد شد و اگر ابتكار و خلاقيت با توكل به خدا باشد، خروجي مانند فتح فاو ميشود كه بعد از گذشت اين همه سال، هيچ ارتشي در دنيا باور نميكند كه ما از اروند گذشتيم و فاو را آزاد كرديم. اگر دچار روزمرگي شويم به فكر طراحي نميافتيم و اگر به فكر طراحي نباشيم، موانع خود را نشان نميدهد. بارها و بارها شنيدهايم كه ميگويند ما همه جا پوشش راديويي داريم. من به دوستان راديو پيشنهاد ميكنم يكبار با ماشين از تهران به سمت مشهد راه بيفتند و در راه،راديو را روشن بگذارند. در بعضي مناطق راديو به علت نبود موج، خش خش ميكند و در بعضي نقاط قطع و وصل ميشود و در بعضي جاها كلاً قطع ميشود. مخاطب هم راديو را خاموش ميكند، چون حوصلهاش از اين همه مشكل سر ميرود. اين يعني ما هنوز يك موج ثابت از راديوي ملي خودمان درست نكردهايم. با وجود چنين تجربهاي نمره قبولي مطلق به خودمان نميدهيم. پس اول سختافزارمان را درست كنيم و بعد به فكر پرورش نيروي متخصص و متعهد باشيم تا آنها با طراحيهاي خود موانع را برداشته و دشمن را غافلگير كنند.
حضرت آقا در ديدار مسئولان دولت فرمودند سناريوهاي دشمن را از قبل شناسايي و براي مقابله با آن تدبير كنيد. در مقاومت رسانهاي شناسايي سناريوهاي آينده دشمن و طراحي براي مقابله با آن چگونه بايد باشد؟ باز در اين مسئله به صدا و سيما اشاره ميكنم. در بعضي موارد ميبينيم كه بعضي نقشههاي دشمن با برنامههايي كه در صدا و سيما توليد ميشود، خنثي شده و اثر پررنگ خود را از دست ميدهد. دشمن باز هم طراحي ميكند چون نقشههاي فراواني دارد. بنابراين جاي كار و برنامهريزي در صدا و سيما بيش از اين است كه ميبينيم. بايد در باب استفاده از نيروهاي بيروني و استفاده از NGOها، صدا و سيما تلاش كند تا نتيجه عالي به دست آيد. در حال حاضر صدا و سيما از همه ظرفيتهاي موجود كشور استفاده نميكند. يك راه مؤثر در خنثيكردن سناريوهاي دشمن همين است.
وظيفه كساني كه اهل جبهه و جنگ بودهاند يا از آن دوران خبر دارند در اين نبرد رسانهاي چيست؟ اهالي فرهنگ، قلم، فيلم و ادبيات به ويژه نيروي حزب اللهي اين عرصهها چگونه است؟ در حال حاضر نيروها به فكر درس خواندن، دو جا كار كردن و پول بيشتر گرفتن و اين قبيل مسائل هستند آيا نبايد منسجمتر وارد عمل شوند؟ ترديدي نيست كه اگر ما به كربلا نگاه كنيم ميبينيم كه يك روز بود. اما آن يك روز طي اين هزار و چندي سال توانسته باعث تحرك و عقب نشاندن دشمن شود. چرا؟ بازماندههاي اين جريان به مسئوليت اطلاعرساني خودشان و زنده نگه داشتن اين نبرد ارزشي عمل كردند. ما در دفاع مقدس يك عاشوراي مكرر داشتيم. عاشورايي كه يك روز نبود بلكه روزها بود و محصول خود عاشورا بود. اگر به آن مسئوليت پيامرساني عاشورايي توجه داشته باشيم ميتوانيم متوجه شويم كه بسيار واجبتر از اصل آن صحنه است. يعني امروز مسئوليت اطلاعرساني از واقعيتهاي آن اتفاق و ارزشهايي كه به آنها هجمه شده بود و با خون بچهها باقي ماند بالاتر از مسئوليت حضور در خود منطقه است. آن كساني كه بودهاند، امروز تبيين و انتقال آن صحنهها براي هر كس به اندازهاي كه ميداند، واجبتر از حتي حضور در آن صحنههاست و نسل بعدي بايد آن را بگيرد مانند عاشورا كه انتقال آن فقط مطلق به حضرت زينب نميشد بلكه نسلها گرفتند و انتقال دادند كه امروز ميبينيد كه ناقلين شدهاند هزارها نفر و شايد ميليونها نفر. ما هم بايد همان طور عمل كنيم. پس شد دو مورد. مورد اول انسانهايي هستند كه در اتفاق حضور داشتند و وظيفه آنها امروز معلوم است و مورد دوم اين كساني كه نسل بعدي هستند، تلاش كنند اين خاطرات را بگيرند. اين مؤسساتي كه مسئوليت فرهنگي دارند در قسمتي از خودشان اين كار را كنند و صدا و سيما از اينها استفاده كند. چون آنقدر وسيع است كه يك مؤسسه نميتواند اين كار را انجام دهد.
دقيقاً مانند بنياد شهيد كه در هر سازمان و اداره يك بخش ايثارگران و رزمندگان و جانبازان و شهدا تشكيل شد. در همين قسمتها بايد بخشي تشكيل شود به منظور جمعآوري خاطرات و همه اينها اين مطالب جمع شده را به يك نهاد مركزي داده و در آن دستهبندي شود و در اختيار نهادها و سازمانهاي مربوط قرار دهند. يعني در هر ادارهاي در قسمت فرهنگي قسمتي متصدي جمعآوري خاطراتي از رزمندگان همان اداره شود و در رابطه با اتاق فكر بايد بگويم كه آن كساني كه از لحاظ مقررات مسئوليتشان اين است بايد كار را انجام دهند. مثلاً مؤسسه حفظ آثار بايد متصدي شود و در حوزه جنگ چنين اتاق فكري را تشكيل دهد و در آخر نتيجه را در اختيار سازمانها بگذارد. اگر ما بخواهيم به يك جا بسنده كنيم باز احساس خلأ ميكنيم.
بلكه بايد يك اتاق فكر كلي درست شود و هر سازماني يك اتاق فكر در راستاي مسئوليتهاي خود داشته باشد و در آخر همه اتاقهاي فكر سازمانها زير نظر يك اتاق مركزي و يك نهاد مركزي كار كنند كه او از همه اينها باشد و مسئول هماهنگي همه آنها باشد كه اگر اين طور شود نتيجه مطلوبي حاصل ميشود.
چرا در جامعه ما رسانههاي بيگانه اثرگذار شدهاند؟ با اينكه خيليها ادعا دارند كه اصلاً آنها را نگاه نميكنند اما باز حرف آنها را ميزنند؟ چرا اينگونه شده است؟ اگر كم كاري كرديم كجا بوده است؟ و بايد چه كار كنيم تا فضا درست شود؟ اول بنده نكتهاي را عرض كنم، قديميها ضربالمثلي داشتهاند كه ميگفتند جوجه را آخر پاييز ميشمارند. ما در نبرد رسانهاي و اينكه آيا دشمن توانست در مردم ما اثر بگذارد يا نه بايد به آثار توجه كنيم. ميبينيد كه خدا را شكر موفق ما بوديم. خود آنها پس از مدتي گفتند كه شكست خورديم. حتي در همان فتنه آنها هم شكست خوردند. توجه كنيد،نبرد است. ما در اين نبرد به ميدان ميآييم. دشمن هم ميآيد. اما اينكه مردم ما آنها را نميبينند اما حرفشان را ميزنند اين يك حالت طبيعي و رواني است. انسان به اخبار مخالف بيشتر توجه ميكند تا اخبار موافق اما مهم اين است كه حالا آن خبر موافق آمد، چه قدر براساس آن اثر عملي داريم. ما در جامعه خود سياسيترين مردم دنيا را داريم و مردم ايران سياسيترين ملت دنيا هستند.
شما نميتوانيد كشوري پيدا كنيد كه مردم آن اينطور به اخبار حساس باشند و خبر را زود براي هم نقل كنند. در هر مراسمي از عزا تا عروسي، افطاري و ... تا مردم مينشينند اخبار مطرح ميشود و شروع ميكنند موافق و مخالف با هم حرف زدن. اين خبر مخالف است كه بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد. اما بحث اين است كه ما در نبرد رسانهاي چه كنيم؟ در اين نبرد رسانهاي بهترين و قويترين عامل اين است كه ما سعي كنيم اطلاعات صحيح را به مردم برسانيم، اينكه مردم را از رسيدن اخبار مخالف ايزوله كنيم شدني نيست. ما بايد به قدري در امر اطلاعرساني و خبررساني پاكيزه، صريح و صحيح عمل كنيم كه اخبار مخالفي كه به مردم ميرسد با اخبار درست در اولين فرصت خنثي شود، اين بار رسانهاي ما را بسيار زياد ميكند.
اگر ما خط صداقت را در پيش گيريم طبق تجربه هميشه موفق بودهايم و مردم بيشتر از آنچه آنها حساب ميكنند در امر سياست زيرك هستند. حالا براي جلوگيري از آفتها، اطلاعرساني دقيق، صحيح و پاكيزه و با صداقت تنها راه پيروزي ميباشد. اگر خلأ در جامعه احساس شود در اين زمينه مشخصاً گردن بخش رسانه و صدا و سيماست و اگر قرار است كه اصلاحاتي انجام شود بايد در صدا و سيما و سيستم رسانهاي و ارتباط جمعي كشور انجام شود. يك بخش در بعد از انقلاب در راديو به وجود آمد به نام بخش بررسي راديوهاي بيگانه. خيلي خوب بود كه به صورت نصفه و نيمه ما در تلويزيون بعضي وقتها مشاهده كرديم. اگر همان كار كه در راديو به وجود آمد در امر صدا و سيما به وجود بيايد نتيجهاش عالي ميشود.وقتي تناقضهاي آنها گفته شود به درك مردم كمك بيشتري ميشود و مردم اگر هم آنها را گوش كنند به دنبال تناقضهاي آن هستند.
در زمان جنگ ما در ميان مسئولان و فرماندهان كساني داشتيم مانند چمران و متوسليان كه با نبود امكانات از دشمن غنيمت گرفته و عليه او استفاده ميكردند. امروز در اين حوزه غنيمت اين است كه رسانههاي آنها حرف و سخني را بگويند كه ما ميخواهيم. آيا كساني كه وارد اين عرصه ميشوند نبايد مانند آنها عمل كنند؟ بايد در كل چه ويژگيهايي داشته باشند؟ ابتدا بگويم مثل چمران و غيره تقليل درخواست كرديم. چون مثل آنها را ديديم. اگر امروز كاري انجام شود بايد كاري باشد كه اگر چمران و حاجاحمد ديدند بگويند احسنت. ما تا اينجا نرفته بوديم. آنهايي كه شهيد شدند پلكان شدند كه فرهنگ ارتقا پيدا كند. فرهنگ ايستا نيست بايد برود بالا. رسانه در هدايت انسانها نقش دارد. بنابراين پاكترينها، زيركترينها و ...بايد براي اين كار انتخاب شوند و ما اگر در اين مسئله كوتاهي كنيم در نزد خدا مسئوليم. براي ابلاغ و هدايت، خدا پيغمبر را انتخاب كرده بايد اينگونه افراد انتخاب شوند. عاري از هرگونه گرايشهاي كوتاه نگرانه سياسي وارد عرصه شوند. ولايت فقيه را در نظر بگيرند، نور ولي را براي ادامه حركت در راه در نظر بگيرند، يقيناً در راه درست حركت ميكنند. يقيناً نور ولي و كار براي رضاي خدا، حركت را در غير راه خدا و غير براي خدا قرار نميدهد.