
گفتوگو با اين دلاورمرد ايران اسلامي پس از كسب طلاي بزرگترين آوردگاه ورزش جهان بيترديد خواندني است.
آقاي رحمان فكر ميكردي نتواني قهرمان شوي؟ نه اصلاً تصورش هم برايم سخت بود كه با آن همه تلاش و كوششي كه در اردوها داشتم از لندن دست خالي برگردم. من بارها و بارها اعلام كرده بودم كه ميخواهم قهرمان المپيك شوم و ديديد كه به ياري خدا توانستم با غلبه بر سختيها پيروز شوم.
گفتيد اردو، چند ماه در اردو بوديد؟ حدود دو سال به طور مداوم در اردوهاي مختلف تمريناتم را زير نظر كادرفني انجام ميدادم و حتي در اين ماهها آخر نزديك سه ماه بود كه اصلاً از اردو خارج نشده و خانوادهام را نديدم.
از مسابقات بگو، چقدر با تصورات تو فاصله داشت، همانگونه بود كه فكر ميكردي؟ بله هرچند كه براي اولينبار بود كه در اين رقابتها شركت ميكردم اما خيلي ترس نداشتم اما بيتعارف سطح رقابتها بسيار بالاتر از ميادين ديگر بود.
ركورد شما با حريفان خيلي فاصله داشت. شما خيلي قوي بوديد يا آنها خيلي ضعيف بودند؟ وقتي مسابقه شروع شد و وزنهبرداران يكي پس از ديگري روي تخته ميآمدند و وزنه درخواستي را اعلام ميكردند من خيلي تعجب ميكردم، فكر ميكردم حداقل از ۲۵۰ كيلو شروع ميكردند ولي در عين ناباوري متوجه شدم من خيلي از آنها جلوتر هستم و شايد همين موضوع باعث شد تا من روحيهام چند برابر شود و با ۲۷۰ كارم را شروع كنم.
چرا ۲۷۰ كيلو را انتخاب كردي، خيلي بالا نبود؟ من اصلاً به اين وزنه هم فكر نميكردم منظورم اين است كه در تمرينات من بارها وزنههاي بالاتري را بلند كرده بودم و براي همين آمادگي كامل داشتم تا حتي وزنه ۳۰۰ كيلو را براي انتخاب شروع كنم اما مربيان كادرفني صلاح دانستند من اين وزنه را براي شروع انتخاب كنم.
معمولاً براي اضافه كردن وزنهها دو يا چهار كيلو بالاتر را درخواست ميكنند اما شما براي بار دوم ۱۰ كيلو وزنه را بيشتر درخواست كرديد؟ همانطور كه گفتم اين وزنهها براي من سنگين نبود، من آنقدر در تمرينات تلاش كرده بودم كه خود را براي بالاتر از ۳۰۰ كيلو هم آماده كرده بودم اما حريفان من در آن سطحي نبودند كه بخواهند براي مشكلي بهوجود آورند، در واقع اين وزنها براي من سنگين نبود و ديديد كه اگر اعتراض كرهاي بيش از اندازه طول نميكشيد و بدن من سرد نميشد وزنه ۳۰۱ كيلويي را بدون خطا بالاي سر ميبردم.
با ركوردي كه زدي اين تصور وجود دارد كه فقط خودت دوباره ميتواني آن را جابهجا كني؟ به نظر من در ورزش هيچ چيز مشخص نيست، من ميتوانستم وزنههايي سنگينتر را بلند كنم چراكه در تمرينات وزنه ۳۱۵ را هم بالاي سر برده بودم اما بازهم خدا را شكر كه مدال طلا را گرفتم، براي من مدال طلا مهمتر از ركورد بود اما در المپيك برزيل دوباره آن را ميشكنم.
چرا وقتي ۳۰۱ را خطا گرفتند براي بار چهارم تلاش نكردي؟ با محرز شدن كسب مدال طلا مربيان صلاح ديدند كه من براي بار چهارم زير وزنه نروم، شايد ترس از مصدوميت باعث اين تصميم شده باشد.
نزديكترين رقيب تو كه بود؟ فارس العجيلي از عراق بود، البته شناخت زيادي از او نداشتم. او وزنه ۲۴۲ كيلويي را مهار كرد و نقره گرفت و نشان داد كه وزنهبردار خوبي است ولي مطمئناً ركورد ايران را هيچ وقت نميتواند جابهجا كند. وزنهبردار كرهجنوبي هم كه مدال برنز گرفت، رقيب آتيهداري است.
از سالن اكسل بگو، شنيديم ايرانيها براي قهرمانيات سنگتمام گذاشتهاند.
خوب شد اين نكته را يادآور شديد، من بايد از تمام ايرانيهايي كه همواره من و بقيه بچه را تشويق و حمايت كردند تشكر ويژهاي داشته باشم. واقعاً غوغا كردند، من تا به حال اينقدر به خاطر تماشاگران و تشويقهايشان به وجد نيامده بودم، از همه آنها سپاسگزارم.
مدالت را تقديم مردم زلزله زده كردي. درست است مدال طلا و ركوردشكني براي من خيلي باارزش است اما من يك ايراني هستم و مردم كشورم را دوست دارم و اين تنها قدمي بود كه ميتوانم انجام دهم تا آنها را خشنود كرده باشم.