
نويسنده كتاب «بيداري اسلامي حادثه معجزهآسا در انديشه حضرت امام خميني(ره) و مقام معظم رهبري» نويسنده و پژوهشگر، كارشناس ارشد الهيات و معارف اسلامي و دانشآموخته حوزه علميه قم است. او در اين گفت و شنود از مباني و مختصات ديدگاه رهبرانقلاب درباره بيداري اسلامي ميگويد و انگيزهاش از تأليف كتابي كه از او در اينباره نشريافته است.
به عنوان اولين سؤال، بفرماييد كه چه تلقي وتعريفي از بيداري اسلامي داريد و چرا؟
بسمهتعالي. بيداري، ضد خواب است و در معناي فعال شدن هوش (آگاهي) به كار ميرود و بيداري اسلامي به معناي زنده شدن دوباره در پرتوي اسلام اصيل است. به بيان ديگر، در معناي تجديد حيات اسلام در كالبد فرد و جامعه به كار ميرود كه در پناه آن، استقلال، عدالت و همه آموزهها و ارزشهاي متعالي خداوند، بار ديگر زنده ميشود يا حيات مييابد.
بيداري اسلامي يعني دعوت مجدد به اسلام، احياي ارزشهاي اسلامي و دعوت به سوي احياي ارزشهاي اسلامي. (۱)
بيداري اسلامي مهجوريتزدايي از دين يا بازپيرايي و واخواني گزارهها و آموزههاي اسلامي از اجمال و ابهاماتي است كه بر سيماي دين نشسته است، از اينرو ميتوان گفت اگر خواب، برادر مرگ است، بيداري دست در آغوش زندگي دارد. (۲)
بيداري اسلامي برخلاف تنوع گرايشها و زيرمجموعههاي متفاوت، منادي پيام واحدي در تاريخ، بدين مضمون است. ما دوباره برگشتيم تا دين را به عرصه زندگي فردي و اجتماعي انسان بازگردانيم. هدف از اين بازگشت ساختن يك تمدن جديد اسلامي با بهكارگيري ارزشهاي خالص اسلامي در قالب تمدن اسلامي است، از اينرو هدف نهضت بيداري اسلامي تشكيل يك تمدن محمدي جهاني است كه در آن عقلانيت با معنويت، قدرت با اخلاق، دانش با ارزش و علم با عمل جمع شود.
طبيعتاً در ادامه سخن و براي آشنايي بيشتر با مختصات اين بحث، اشارهاي ولو گذرا به تاريخچه بيداري اسلامي ناگزير به نظر ميرسد.
بله، همانگونه كه اشاره شد، بيداري اسلامي جنبشي اصلاحي است كه با شناخت واقعيتهاي موجود در جامعه اسلامي از دو قرن پيش آغاز شده و در صحنههاي علمي و عملي روز به روز تكامل يافته و تا به امروز ادامه داشته است و در حال حاضر، به عنوان يك واقعيت در صحنه سياسي و اجتماعي جهان اسلام و دنياي بشريت نقشآفريني ميكند.
اين پديده عظيم اجتماعي بر پايه شناخت عوامل زير شكل گرفته و راه پر پيچ و خم خويش را به سمت آيندهاي روشن طي كرده است:
۱. شناخت عقبافتادگيهاي علمي، اقتصادي و اجتماعي جوامع اسلامي.
۲. توجه به فقر، جهل، فقدان بهداشت و وضعيت فلاكتبار حاكم بر جهان اسلام.
۳. شناخت پيشرفتهاي مادي جهان غرب و مقايسه وضعيت جوامع غربي با جوامع اسلامي.
۴. توجه به گذشته پر افتخار و سراسر شكوه و عظمت دنياي اسلام و تمدن درخشاني كه مسلمانان در گذشته تاريخي خود خلق كردهاند.
۵. توجه به ميراث علمي و غني اسلام در عرصههاي مختلف علوم و معارف بشري و نقشي كه دانشمندان اسلامي در هدايت قافله فكري بشري به عهده داشتهاند.
۶. توجه به بدعتها، خرافات و نارساييهايي كه در عرصه انديشه ديني گريبانگير دنياي اسلام شده است.
۷. توجه به تشتت، تفرقه و درگيريهاي فرقهاي در سراسر جامعه اسلامي.
۸. توجه به فشار خردكنندهاي كه حاكمان مستبد بر مردم اعمال كرده و با ظلم و بيعدالتي به چپاول آنان ميپرداختهاند.
۹. درك حضور استعمارگران غارتگر و اشغال كشورهاي اسلامي توسط آنها و خطراتي كه از اين راه گريبانگير مسلمانان شده بود.
۱۰. آشنايي با مفاهيم جديد فكري رهاورد تمدن غرب از قبيل آزادي، برابري، استقلال و. . .
حوادث مهمي هم كه در اين يكي دو قرن اتفاق افتاده، مثل اشغال فلسطين به دست صهيونيستهاي جنايتكار و مبارزه قهرمانانه فلسطينيان، اشغال افغانستان به دست نيروهاي متجاوز غربي و اوضاع عراق، در اوجگيري اين بيداري نقش مؤثر و تعيينكننده داشته است. (۳)
از ديدگاه شما علل توسعه بيداري اسلامي در ادوار اخير تاريخ جهان اسلام چيست؟
پديده بيداري اسلامي چيز جديدي نيست. البته در دهههاي اخير به دلايل گوناگوني چون استعمار و مورد تهاجم قرار گرفتن جامعه اسلامي از سوي غرب توسعه يافته است.
ظهور اسلام، تحولي عظيم در تاريخ بشريت آفريد، به گونهاي كه مرزهاي نژادي، جغرافيايي و قومي را درنورديد، بر پايه كلمهالله جوامع مختلف را به يكديگر نزديك ساخت و در ميان اقوامي كه نه بهرهاي از فرهنگ و تمدن آن زمان برده بودند و نه قدرت مادي داشتند، قدرت مادي و معنوي شگرف و شگفتي به وجود آورد كه هم عزت دنيوي آنها را فراهم ساخت و هم آنان را به اوج معنويت رساند. به بيان ديگر در شرايطي كه هم تمدن يونان در اوج شهرت خود بود و هم تمدنهايي مانند امپراتوري ايران و روم، ابرقدرتهاي زمان بودند، اسلام ظهور كرد و پس از شكست اين دو قدرت بزرگ، به سرعت در جغرافياي زمين گسترش يافت، بهگونهاي كه ديري نپاييد بخش بزرگي از دنياي آن زمان را در اختيار گرفت. البته اين گسترش تنها ارضي و مرزي نبود بلكه دنياي فكر و انديشه اسلامي نيز به موازات قدرت نظامي و اقتصادي جهان اسلام توسعه يافت و اين درست زماني اتفاق افتاد كه اروپاي آن زمان رو به افول گراييد.
فرهنگ و تمدن اسلامي همچنان در حال گسترش بود. زماني كه تمدن اسلامي در اوج شهرت خود قرار گرفت، تمدن غرب در خواب فرو رفت، به گونهاي كه بعدها غربيها آن دوران را «عصر تاريكي» غرب نام نهادند، زيرا آنان در برابر اسلام، چيزي براي عرضه به جهان بشريت نداشتند. جنگهاي صليبي نيز كه در طول دو قرن نتوانسته بود آنچه را كه از نظر نظامي مدنظر داشت، به دست آورد، سبب آشنايي تدريجي غربيان با فرهنگ و ادبيات و پيشرفتهاي فكري جهان اسلام شد و زمينه بيداري آنان را فراهم ساخت. به همين دليل رنسانس، پشت سر گذاشتن عصر تاريكي و آغاز دورهاي بود كه به آن عصر روشنايي يا روشنگري گفتهاند. بدين ترتيب غربيان تحت تأثير جهان اسلام و با الگوگيري از آن كمكم توانستند پيشرفتهاي شگفتي در قرنهاي هفدهم، هجدهم و نوزدهم به وجود آورند. (۴)
در اين دوران جهان اسلام رفتهرفته تحت تأثير دو عامل به خواب فرو رفت و از افكار و انديشههاي ناب اسلامي دور ماند.
۱ـ استعمار و استثمار غرب در اين منطقه مهم جغرافيايي و فكري.
۲ـ استبداد و انحراف حاكمان مسلمان از تعاليم اسلام ناب محمدي(ص).
اين دو عامل آسيب مهلكي بر پيكر جهان اسلام وارد آورد كه در جنگ جهاني اول به اوج خود رسيد زيرا امپراتوري عثماني كه در مواردي تكيهگاه مسلمانان به شمار ميآمد، عمدتاً به همان دو دليل مهم منقرض شد، از اينرو تهاجم حيرتآوري از لحاظ نظامي و فكري از سوي غرب بر جهان اسلام آغاز شد، بهگونهاي كه از خود بيگانه شد، اسلام را عامل عقبماندگي دانست و در نتيجه در پي آن بود كه شايد با الگو گرفتن از غرب بتواند عقبافتادگي خود را جبران سازد. البته در اين دوران كساني هم بودند كه با هوشياري و درك عميق از اوضاع و شرايط به اين نتيجه دست يافتند كه دليل عقبافتادگي و به خواب رفتن جهان اسلام، از اسلام نيست، بلكه به دليل دور شدن مسلمانان از اسلام و فاصله گرفتن از انديشههاي اسلامي است. در اين ميان، شخصيتهايي همچون «سيدجمالالدين اسدآبادي»، «سيدقطب» و «حسن البنا» تلاشهاي بسياري كردند تا مسلمانان را از خواب سنگين بيدار كنند و به آنها بفهمانند كه علت شكست و عقبافتادگي آنها چيست و چه بايد كرد. (۵)
آخرين ضربه اساسي جهان غرب بر جهان اسلام، شكل دادن و تحميل صهيونيسم بود كه بذر آن در سرزمين مقدس فلسطين كاشته شد. در اين زمان آرنولد توين بي، تاريخنگار معروف انگليسي در كتاب «تمدن در بوته آزمايش» در بررسي تمدنها جمله بسيار مهم و تاريخي زير را بيان كرد:«پاناسلاميزم خوابيده است، اما اگر مستضعفين جهان بر ضد سلطه غرب شورش كنند و تحت يك رهبري قرار گيرند، اين خفته، بيدار خواهد شد و بانگ اين شورش ممكن است در برانگيختن روح نظامي اسلام مؤثر افتد و اسلام بار ديگر براي ايفاي نقش تاريخي خود قيام كند». (۶)
پيشبيني توين بي در ۱۹۷۹م. با انقلاب اسلامي ايران كه انفجار نور بود، همراه شد. انقلابي كه با دست خالي و با تكيه بر شعار «اللهاكبر» و بازگشت به ارزشهاي اسلامي در مقابل همه قدرتهاي بزرگ ابرقدرتها ايستاد و توانست نهتنها نقطه عطفي در تاريخ تحولات ايران بلكه نقطه عطفي در جهان اسلام و كل تاريخ بشري به شمار آيد. با اين حركت، آن خفته بيدار شد و به سرعت در سراسر جهان اسلام گسترش يافت، از اينرو هنوز دو سالي از انقلاب نگذشته بود كه در لبنان، عدهاي جوان باايمان، پنج قدرت بزرگ آن زمان را كه در آن كشور پايگاه داشتند، يعني امريكا، انگليس، فرانسه، ايتاليا و اسرائيل را به زانو درآوردند و بدون دادن كوچكترين امتيازي آنها را وادار به فرار ساختند. در افغانستان، امپراتوري انگليس و روسيه به زانو درآمدند و شكست امپراتوري امريكا نيز نزديك است. در تركيه، الجزاير و ديگر كشورهاي اسلامي تنها بانگي كه امروز به گوش ميرسد، نداي اسلام است و در فلسطين اشغالي انتفاضه، امان را از صهيونيسم و امپرياليسم گرفته است. بنابراين بايد گفت اگر امريكا امروز به فكر تداوم اشغال و دخالت در كشورهاي عربي است، هدفش ضربه زدن به بيداري و آگاهي اسلامي است، ولي مسلمانها بيدار شدهاند و بر پايه سه اصل مهم كار بزرگ خويش را آغاز كردهاند:
۱ـ بازگشت به اسلام ناب كه در صدر اسلام توانست بر قدرتهاي بزرگ آن زمان غلبه يابد.
۲ـ وحدت جهان اسلام است كه امپرياليسم و استعمار ساليان دراز كوشيد با تكيه بر اصولي همچون «تفرقه بينداز و حكومت كن» ميان فرقههاي مختلف اسلامي فاصله بيشتري بيندازد.
۳ـ استكبارستيزي و مقابله با كفر، الحاد، طاغوت و طاغوتيان زمان است.
اين حركت به يقين به پيروزي اسلام و شكست استكبار ختم خواهد شد. (۷)
از اين بحث گذركنيم. چه انگيزهاي باعث شد كه شما به موضوع بيداري اسلامي مخصوصاً در انديشه حضرت امام و مقام معظم رهبري بپردازيد؟
با نگاهي به فرمايشهاي حضرت امام و رهبر عزيز انقلاب درخصوص حركتهاي اسلامي در جهان به اين نتيجه ميرسيم كه اين حركتي كه امروزه در قالب خيزشهاي اسلامي در گوشه و كنار جهان شروع شده است، حركتي دفعي و بدون برنامهريزي نيست بلكه حركتي است كه دنياي اسلام در مسير تكامل و رشد و تعالي به آن رسيده است. اين مسير تفكر در انديشه حضرت امام و رهبري عزيز كاملاً ملموس است. بدون شك انقلاب اسلامي در مسير اين تكامل، يكي از عينيترين و واقعيترين نمونههاي بيداري ملتها به شمار ميرود، از اينرو جا داشت كه به اين مهم به صورت جداگانه پرداخته شود.
بر همين اساس ما نيز يكي از مهمترين تحولات جاري منطقه، يعني بيداري اسلامي را در انديشه دو تن از رهبران تأثيرگذار در فرآيند تكامل مورد توجه قرار داديم. يعني در شرايطي كه تحولات منطقه به اوج خود رسيده بود، جا داشت انديشه رهبران اين حركت عظيم جمعآوري شود تا نصبالعين انقلابيون قرار بگيرد.
اين نكته را نيز لازم ميدانم كه بيان كنم. با جدي شدن خيزشهاي منطقه، تمام منطقه، تمام نگاهها و چشمهاي جهانيان، مسلمانان و آزاديخواهان به كشور ايران مخصوصاً رهبر انقلاب دوخته شده بود، از اينرو ارائه يك منظومه منسجم كه حاوي نظريات رهبر انقلاب باشد كاملاً ضروري به نظر ميرسيد. مخصوصاً بعد از خطبههاي عربي رهبري درباره مصر و حضور و سخنراني راهبردي معظمله در كنفرانس بيداري اسلامي و پيام سراسر تجربه و چشمانداز واقعبينانه حضرت آقا به كنگره عظيم حج امسال، دست به دست هم داد تا در جمعآوري اين اثر مصممتر باشم.
روش كار شما در فرآيند تدوين اين اثر چگونه بوده است؟
كتاب حاضر بر سه بخش اصلي پايهريزي شده است. در بخش اول با اشاره به كلياتي درباره بيداري اسلامي در كشورهاي عربي به اين موضوعات اشاره شده است؛ تأثير انقلاب اسلامي در بيداري اسلامي، ويژگيها و شاخصههاي مشترك بيداري اسلامي در كشورهاي عربي، مروري بر روند بيداري اسلامي در كشورهاي عربي، پيامدهاي بيداري اسلامي در منطقه، آسيبهاي پيشروي بيداري اسلامي، بيداري اسلامي افقها و چشمانداز.
در بخش دوم اين كتاب با تكيه بر انديشه حضرت امام خميني، نظريه بيداري و پايداري را مطرح كرده و سعي كردهايم فرمايشهاي حضرت امام را در اين خصوص جمعآوري كنيم.
در بخش سوم اين كتاب با توجه به حساسيتي كه عرض شد، تمركز اصلي كار بر فرمايشهاي مقام معظم رهبري قرار گرفت و مقرر شد تمامي فرمايشهاي معظمله مطالعه و فيشبرداري شود. بر اين اساس تمامي بيانات، خطبهها و پيامهاي حضرت آقا از سال ۱۳۶۶ تا پيام رهبر انقلاب به حجاج بيتاللهالحرام در امسال مطالعه شد. حاصل آن نزديك به يكهزار ريز موضوع و فيش شد كه بعد از جمعبندي در فصل سوم كتاب گنجانده شد.
اگر بخواهيد به صورت مختصر نظريه حضرت امام خميني را در خصوص بيداري اسلامي جمعبندي كنيد چگونه عنوان ميكنيد؟
نگاه حضرت امام به بحث بيداري اسلامي كاملاً برجسته است و ريشه در فقه و مباني فقهي دارد. به اين بيان كه وقتي جهتگيري دنياي اسلام در مقابل دنياي استكبار را در انديشه حضرت امام مطالعه ميكنيم، ميبينيم حضرت امام دفاع از اسلام و كيان اسلامي را امري ضروري و واجب برميشمارد كه همه آحاد جامعه از علما تا ديگر اقشار مختلف در اين تكليف مساوياند، يعني حضرت امام قيامالله را يك تكليف ميداند و همين اداي تكليف، امت اسلامي را واميدارد كه در مقابل استكبار سكوت نكند. البته نبايد از اين موضوع هم غفلت كرد كه مبارزه با حكام جور نيز ريشه در قيامالله دارد. بنابراين در انديشه حضرت امام هم مبارزه با استبداد داخلي و هم استعمار خارجي امري در راستاي اداي تكليف قلمداد ميشود. بعد از ضرورت «بيداري»، «پايداري» و «استقامت» در مسير و فرآيند بيداري امري لازم و اجتنابناپذير است. يعني بيداري بدون پايداري به سر منزل مقصود نخواهد رسيد و همانگونه كه بيداري و «قيامالله» بر همگان واجب بود، «پايداري» و «استقامت» در به ثمر رسيدن بيداري نيز امري است كه بايد توجه شود. بر اين اساس حضرت امام به «پايداري»، «استقامت» و «ايستادگي بر اصول» بعد از بيداري ملتها توجه كرده و معتقد است اين دو اگر مكمل همديگر قرار نگيرند، به نتيجه نخواهند رسيد. در ميان تمامي فاكتورهايي كه بر «نظريه بيداري و پايداري» تأثيرگذار هستند، تكيه بر «وحدت» آن هم «وحدت راهبردي» است. به اين بيان كه زماني بيداري به پايداري ختم خواهد شد كه وحدت در ميان امت اسلامي شكل گرفته باشد، والا به نتيجه نخواهد رسيد. در فصلي از بخش دوم به اين موضوع پرداخته شده است.
همانگونه كه اشاره كرديد قسمت اعظم اين نوشته بر انديشه حضرت آقا استوار است. آيا دليل خاصي دارد؟
خيزش تمدني دنياي اسلام به رهبري ايران اسلامي امري است كه نميشود آن را انكار كرد. امروزه تمامي مسلمانان و آزاديخواهان جهان به ايران اسلامي چشم دوختهاند. در اين فرآيند رهبري انقلاب نقش ويژهاي را ايفا ميكنند. مقام معظم رهبري در توصيهاي به «علما و متفكران و انديشمندان عالم اسلام» ميفرمايد اين بيداري را كه بر پايه بازگشت به سمت اسلام و ارزشهاي اسلامي شكل گرفته است بايد رهبري و هدايت كرد تا حاكميت الهي در جامعه فراگير شود و بايد هوشيار بود تا در اين مسير استكبار جهاني آن را مصادره نكند، خطري كه در اكثر كشورهاي اسلامي قابل احساس است و حضرت آقا نيز دقيقاً اين وظيفه خطير را خود به دوش ميكشند، يعني بيداري اسلامي را به سمت حاكميت اسلام و ارزشهاي اسلامي هدايت و رهبري ميكنند.
با توجه به موضوعي كه فرموديد تمامي فرمايشهاي حضرت آقا در طول ساليان گذشته مطالعه شده است. چه ويژگي خاصي در اين بيانات مشهود بود؟
آنچه در انديشه سياسي رهبر انقلاب در طول ساليان گذشته خصوصاً بعد از تصدي مقام ولايت از سوي معظمله نمود عيني دارد، پيوستگي انديشه بيداري اسلامي در قالب خط اعتدال آرمانگراست. با مروري بر سير تكوين نظريه بيداري اسلامي در انديشه رهبر انقلاب پيوستگي اين انديشه كاملاً ملموس است. واژه بيداري اسلامي از سال ۱۳۶۷ تا به امروز به كرات مورد استفاده معظمله با همان حدود و ثغوري كه امروزه بيان ميكنند بيان شده است.
علاوه بر اصالت پيوستگي تاريخي، منطبق بودن نظريه بيداري معظمله بر انديشه بيداري حضرت امام است كه در امتداد بيداري لزوم «پايداري» نيز مورد توجه است. «بصيرت و بيداري»، «صبر و پايداري» دو واژهاي است كه توأمان مورد توجه امام و رهبري عزيز بوده است.
امام استدلال ميكند كه حضور انسانها در قيامها و مقاومت امري از پيشساخته خود انسان نيست بلكه خداوند سبحان و اسلام از ما ميخواهد كه در مقابل كفر و زندقه و ستم و ستمكاران ايستادگي كنيم. بنابراين ميگويند چه بسا افرادي كه در ابتدا در امري وارد ميشوند، لكن وقتي بعضي مشكلات پيش آمد نميتوانند خوددار باشند و استقامت كنند. تعليمي كه خداي تبارك و تعالي به مسلمانان داده اين است كه بايد در مأموريتهاي خودتان استقامت داشته باشيد.
خدا به رسول خدا(ص) ميفرمايد در آن اموري كه مأموري، استقامت داشته باش. در سوره ديگري كه در سوره «هود» است وارد شده است؛ «فاستقم كما امرت». اسلام ميخواهد در مقابل كفر و زندقه و در مقابل ستم و ستمكاران ايستادگي كنند. كاملاً مشهود است كه اين منش برگرفته از سيره معصومين(ع) است كه مقام معظم رهبري نيز با اشاره به فرازي از زندگي حضرت اميرالمؤمنين(ع) ميفرمايد:«برجستگي انسانهاي برجسته و بزرگ، معمولاً به تلاش بلندمدت متكي است و اين را ما در زندگي اميرالمؤمنين(ع) ميبينيم. من در جمعبندي اين زندگي پرفراز و نشيب اين نكته را مشاهده ميكنم و به شما عرض ميكنم كه اميرالمؤمنين(ع) از اوايل نوجواني تا هنگام مرگ، دو صفت «بصيرت» و «صبر» ـ بيداري و پايداريـ را با خود همراه داشت. او يك لحظه دچار غفلت، كجفهمي و انحراف فكري و بد تشخيص دادن واقعيتها نشد. . . بصيرت و بيداري او، يك لحظه از او جدا نشد. صبر و پايداري كرد و در اين راه استوار و صراط مستقيم استقامت ورزيد. از اين استقامت ورزيدن، خسته نشدن، مغلوب خواستهها و هواهاي نفس انساني ـكه انسان را به تنبلي و رها كردن كار فرا ميخواندـ نشدن، نكته مهمي است.»
مقام معظم رهبري در اين تكوين انديشه بعد از استقامت و پايداري مرحله ديگري را نيز مورد توجه قرار ميدهند و ميفرمايند:«خوشبختانه ملتها خيلي بيدار شدهاند، اما فقط بيدار شدن كافي نيست. بعد از بيداري، بايد حركت كنند و اين حركت به اميدواري احتياج دارد.»
مهمترين ويژگي نظريه بيداري اسلامي در انديشه حضرت آقا چيست؟
با نگاهي بر انديشه سياسي مقام معظم رهبري به راحتي ميتوان فهميد «بيداري» كه امروز در گوشه و كنار عالم شاهد آن هستيم، مختص به اسلام و دنياي اسلام نيست. هر چند كه خاستگاه و آغاز رشد آن در خاورميانه و كشورهاي اسلامي بوده است لذا مقام معظم رهبري در يك پيشبيني كه تحقق هم پيدا كرد، فرمودند:«اين بيداري تا قلب اروپا پيش خواهد رفت» قطعاً بيداري اسلامي منظور نبوده بلكه اصل بيداري كه مختص همه آزادمردان در كل جهان است مد نظر ميباشد.
«من به شما عرض ميكنم كه فقط اين نيست كه در كشورهاي شمال آفريقا و منطقه غرب آسيا كه امروز ما در آنجا قرار داريم، حركات بيداري به وجود آمده است بلكه اين حركت بيداري تا قلب اروپا خواهد رفت.
آن روزي پيش خواهد آمد همين ملتهاي اروپايي عليه سياستمداران و زمامداران و قدرتمندان كه آنها را يكسره تسليم سياستهاي فرهنگي و اقتصادي امريكا و صهيونيسم كردند، قيام خواهند كرد. اين بيداري حتمي است. حركت ملت ايران امتداد و عمقش اينهاست، حركت عظيمي است.» بر اين اساس علاوه بر استفاده از واژه بيداري اسلامي در موارد متعدد و مكرر، واژههاي ديگري نيز از سوي مقام معظم رهبري به كار رفته است:«بيداري مسلمين و مسلمانها»، «بيداري جوامع اسلامي»، «بيداري ملت و ملتها»، «بيداري مردم»، «بيداري ملتهاي مظلوم»، «بيداري انقلابي»، «بيداري معنوي»، «بيداري ايمان»، «بيداري جهاني»، «بيداري علمي» و «بيداري دانشجويي» كه زيربناي تحول عميق خواهد بود. از «بيداري ذهنها» بر اساس گستردگي كاربرد اين واژه در انديشه مقام معظم رهبري ميتوان چنين نتيجه گرفت؛ مهد بيداري، دنياي اسلام و نقطه عطف آن انقلاب اسلامي ايران است كه منشأ بيداري در كل جهان اسلام و دنيا خواهد بود.
به عنوان آخرين سؤال بيداري اسلامي در انديشه رهبر عزيز انقلاب چه رهاوردي براي جوامع بشري ميتواند داشته باشد؟
همانگونه كه گذشت از آنجا كه رهبر انقلاب بيداري را برگرفته از فطرت و آرمانهاي اسلامي ميداند، لذا مؤلفههايي كه در بيداري اسلامي براي جوامع اسلامي به ارمغان آورده ميشود، ظرفيت و قابليت آن را دارد كه نسخهاي براي كل جهان تلقي شود، از اينرو ميتوان آن را در مسير خط اعتدال تعريف كرد كه با اصول فطري و عقلي سازگاري داشته و در جوامع اسلامي نيز كاملاً منطبق بر آموزههاي اسلامي است. «بيداري و خوديابي»، «بيداري و پايداري»، «بيداري و دورانديشي»، «بيداري و عزم مردمي»، «بيداري و ايستادگي»، «بيداري و خودآگاهي»، «بيداري و خودباوري»، «بيداري و اعتماد به نفس»، «بيداري و حاضر بودن در ميدان مقاومت»، «بيداري و وحدت اسلامي»، «بيداري و نشاط و سرزندگي ناشي از انقلاب»، «بيداري و آگاهي»، «بيداري و عزت نفس»، «بيداري و قيامالله»، «بيداري و شجاعت و تسليمناپذيري»، «بيداري و آگاهي از ماهيت و نقش نظام سلطه»، «بيداري و سربلندي» و «بيداري و بازيافتن هويت اسلامي.» بنابراين بيداري جوامع و ملتها توأمان آگاهي، خوديابي، خودباوري، ايستادگي، پايداري، نشاط، اعتماد به نفس، دورانديشي، عزم مردمي، عزت نفس، باز يافتن هويت اسلامي، اميد، آزاديخواهي، اتحاد اسلامي و. . . را بايد به ارمغان بياورد. همانگونه كه گفتم اين رهاوردها مختص به آئين و مذهب خاصي نيست بلكه جزئي از مولفههاي آرمانگرايي در خط اعتدال به شمار ميرود كه برخي بر عالم اسلام تطبيق ميكند و برخي عمومي هستند.
پي نوشتها در دفتر روزنامه موجود است .