
«مشكل محبوبيت اوست. از كنار اين مسئله نميتوان به آساني گذشت. نميتوان برابر اعتراض هوادار ايستاد. بايد به گونهاي ديگر رفتار كرد. بايد اين گونه القا شود كه ما ميخواستيم، اما او خود نخواست.»
اين حرفها يك بار ديگر هم زمزمه شده بود. فصل قبل. بعد از مصاحبهاي كه به مزاج دنيزلي و رويانيان خوش نيامد. و حالا، بعد از گذشت چند ماه، باز هم شنيده ميشود. حرفهايي كه نشان از يك ناراحتي عظيم دارد. ناراحتي كه گويا قرار نيست به اين زودي تمام شود. حداقل نه قبل از آنكه يكي از ميدان به در شود! ۱۲روز قبل، كاروان تيم ملي ايران را ترك كرد و كاپيتان سرخپوشان، يكي از مسافران اين كاروان بود؛ مسافري كه گويا خيليها منتظر خروجش بودند تا تمام آنچه را كه مدتها در دل نگه داشته بودند، رو كنند! هنوز زمان زيادي از رفتن كاپيتان نگذشته كه زمزمهها شروع و بحثهاي قديمي، مطرح ميشود. البته در قالب مسائل جديد!در حالي كه همه آنچه مطرح ميشود، مربوط به مدتها قبل است. آنچه كه بعد از بازي با داماش و در رختكن پرسپوليس اتفاق ميافتد، پيش تر و زمان دنيزلي هم وقتي تيم نتيجه نميگرفت، رخ داده بود. علي كريمي عصباني است. كسي جرأت صحبتكردن با او را ندارد و او هم طاقت اين ناكاميها و نتايجي را كه حال سرمربي هم شانه از زير آن خالي ميكند:«تيم را ديرترين زمان ممكن تحويل گرفته ام و شناختي از بازيكنان ندارم.» اين اما براي كاپيتان قانعكننده نيست، وقتي ناراحتي را در قيافه صبور و منتظر هوادار ميبيند و هيچ جوابي براي آن ندارد. كريمي با مانوئل تند حرف ميزند و اعتراض ميكند. او بزرگتر تيم است و به جاي بقيه حرف ميزند. و اعتراض خود و سايرين و حتي هواداران را به گوش مربي ميرساند؛ اعتراضي كه به مزاج مانوئل و حتي رويانيان كه خبر زودتر از حد معمول به او رسيده، خوش نميآيد. «او كاپيتان و بزرگتر تيم است و از او توقع ميرود در شرايط سخت تيم را جمع و جور كند، نه آنكه غر غر كرده و جو را متشنج كند.» اين اعتراض مديرعامل به برخورد كريمي است كه ترجيح ميدهد در محافل دوستانه آن را بيان كند تا در ملأعام!
تيم براي رويارويي با الهلال قطر آماده ميشود كه خبري در اردو ميپيچد. «علي كريمي اخراج شده!»خبر خيلي زود دهان به دهان ميپيچد. دنيزلي بدون مشورت با مديرعامل تصميم به اخراج كريمي ميگيرد. اعتراض او به نتيجه گيريهاي تيم و حالا هم به سفرهاي پي در پي تيم كه او معتقد است جز خستگي براي سرخپوشان ثمري ندارد «مگر ماركوپولو هستيم». دنيزلي اما عادت ندارد به شنيدن اعتراض و دخالت در تصميمات و كارهايش. براي او فرقي نميكند مخالفش چه كسي است. كوچك يا بزرگ. اخراج، تصميم سرمربي ترك تبار برابر اعتراض كاپيتان به اردوهاي پشت سرهم و خستهكننده تيم است. رويانيان اما نميخواهد در اين شرايط تيمش بيش از اين به حاشيه برود و با پادرمياني، دنيزلي را از تصميمش منصرف ميكند، اما قلباً با اين تصميم موافق است. زمان زيادي تا پايان فصل نقل و انتقالات نمانده. مشاوران مديرعامل اين مسئله را مدام به او متذكر ميشوند. او اميدوار است كريمي اين دم آخري حركتي، اقدامي، چيزي انجام دهد و پا پس بكشد. تمديد قرارداد با او يعني شنيدن اشتباهات و يعني هنوز هم كسي است كه برابر مشكلات به زبان بيايد، خصوصاً كه چندي پيش هم گفته طوري بازيكن بگيريد كه باز هم تمام بار تيم روي دوش من نباشد. اما كريمي دست از پا خطا نميكند و رويانيان نميتواند به اين راحتي از كنار او بگذرد. «محبوبيت كريمي را نبايد ناديده گرفت. مردم او را دوست دارند و كنار گذاشتن او يعني در افتادن با آنچه هوادار ميخواهد.»
شيريني، سرپرست جديد بعد از مراسم افطاري كه با حضور بازيكنان در درفشيفر برگزار ميشود، اطلاعيهاي روي برد ميزند كه اگر بازهم بازيكنان زود چنين مراسمي را ترك كنند، از مبلغ قرارداد آنها كسر ميشود. بازيكنان سراغ كريمي ميروند. او تا آخر مراسم حضور داشته، اما سايرين زودتر و براي استراحت كردن راهي هتل شده بودند. كريمي مسئله را با سرپرست در ميان ميگذارد و از او ميپرسد آيا بندي در قرارداد وجود دارد در اين خصوص؟و اطلاعيه خيلي زود از روي برد برداشته ميشود، اما همراه با گلهاي بلند بالا به گوش مديرعامل ميرسد. «او در همه امور دخالت ميكند. كسي جز او اعتراض ندارد. اخلاقش خوب نيست. بايد با او صحبت كنيد. جدي!»
كريمي همراه تيم ملي راهي اردن شده است. او مدتي است كه با خبرنگاران صحبت نميكند. البته همواره كم مصاحبه ميكند اما اين بار ماجرا گويا به يك عهد در تيم ملي و بين ملي پوشان برمي گردد و نوعي اعتراض است. خبرنگاران و اصحاب رسانه از اين مسئله شاكي هستند، اما اين بهترين فرصت است براي هيزم گذاشتن زير اين آتش: «بعد بازي با داماش و در رختكن به مانوئل فحاشي ميكند. اجازه نداديم مانوئل متوجه شود. او فارسي نميفهمد. مديرعامل با او صحبت كرده و تذكر داده. اما عادت دارد به اين كارها. در استيلآذين هم همين طور بود. پارسال هم او تيم را به حاشيه برد و ناكام گذاشت. امسال هم شروع كرده. معلوم نيست دنبال چه چيزي است. قصدي براي اخراج نداريم، اما برگردد باز هم با او صحبت ميكنيم. در تيم ملي هم از كرش جرأت نميكند وگرنه آنجا هم بلوا به پا ميكرد. «معلوم است دل راوي هم پر است و بدش نميآيد كسي اين آتش را تندتر كند. ياد داستانهاي قديمي هم ميافتد. معلوم است حافظه خوبي هم دارد. شايد هم از قبل آماده گفتن اين حرفها بود: «نمي خواستند با او تمديد كنند. اما نميتوان از محبوبيتي كه دارد چشمپوشي كرد. اما جو را حسابي به هم ميريزد.»
مديرعامل هم اين روزها در مصاحبههايش فقط نام او را نميبرد: «يكي از داخل تيم بقيه را تحريك ميكند. او بزرگتر و باتجربه تيم است و. . . . »همه ميدانند نام او چيست اما مهم تر اينكه برخي جملهها كه ميشنوي، تكراري است. انگار هم آن را حفظ كردهاند. از زبان چند نفر ميشنوي. دقيقاً يك جمله خاص را !
كريمي سال قبل بار تيم را به دوش ميكشيد، امسال هم بارها در خفا مشكلات را گوشزد كرده و علني به زبان نياورده تا متهم نشود به آنكه تيم را به حاشيه برده. اما به نظر ميرسد سفر او به اردن و سپس لبنان، بهترين فرصت است براي تسويه حساب برخيها با او، از مديرعامل گرفته تا سرپرست و سايرين.