حرفهاي جديد كارلوس كرش، درست چند ساعت قبل از آغاز بازي ايران و اردن روي سايت رسمي فدراسيون فوتبال قرار گرفت؛ حرفهايي كه سرشار بود از كينه و نفرت و غيظ آلودگيهايي كه پيش از اين لااقل در حرفهاي يك حرفهاي مثل او نديده بوديم. كارلوس كرش تمام قد از بازيكنانش دفاع كرده و سكوت آنها مقابل رسانهها را طبيعي خوانده مدعي شده بازيكنانش حق دارند با جماعتي كه به آنها اتهام ميبندند مصاحبه نكنند.
براي درك حملات كرش به منتقدان و رسانهها، ميتوان نيم نگاهي به بيانيه تند و معنيدار مدير رسانهاي تيم ملي داشت. سه شنبه عصر، خسرو واليزاده كه خودش را فراتر از اصحاب رسانه ميداند و البته با پا گذاشتن روي شانههاي خبرگزاري جمهوري اسلامي و راديوهاي سراسري كشور (از جمله راديو ورزش) صاحب موقعيتي خاص شده است، طي بيانيهاي منحصر به فرد كه تا امروز نمونهاش را از هيچ مديررسانهاي باشگاهي و ملي در هيچ جاي جهان نديده بوديم، به منتقدان و رسانهها تاخت و حتي از زبان كرش جملاتي را به زبان آورد كه در حقيقي بودن آنها شك و شبهه اساسي وجود داشت. واليزاده در حقيقت نشان داد كه در آستانه بازيحساس تيمملي، سعي دارد فضا را به گونهاي پيش ببرد كه توأم با ارعاب و تهديد باشد. فضايي كه آميخته است از تهديد كادر فني تيم ملي به نتيجه نگرفتن اين تيم در صورت تداوم انتقادات! واليزاده خود را در نقش زبان تيم ملي جا زد و منتقداني را كه سير آمادهسازي تيم ملي را زير سؤال برده بودند به نوعي منافي منافع ملي خوانده بود.
حالا كرش با ادبياتي تندتر از قبل، با جملاتي تلختر از والي زاده و ادعاهايي كه از او سراغ نداشتيم باز هم روي خروجي سايت فدراسيون فوتبال مقابل همان رسانهها قرار گرفت؛ رفتاري كه پيش از اين خود كرش گفته بود از او هرگز سر نخواهد زد. در مرحله اول، تصور ميكنيم شايد اين مصاحبه هم با اجازه شخص كرش و از زبان مدير رسانهاي تيم ملي شكل گرفته باشد. اما مرور جملات، ما را به اين قطعيت ميرساند كه كارلوس كرش گوينده تمام اين مصاحبه بوده؛ مصاحبهاي كه البته مسلماً با فضاسازيهاي لازم كه از قبل از سوي مديررسانهاي تيم ملي صورت گرفته انجام شده.
به اطرافيان كارلوس كرش نگاه كنيد. دو دستيار ايراني كنار او به چشم ميخورند. يكي بدون هيچ سابقه فني درخشان و ديگري مردي كه زماني نامش در ليست منشوريها قرار داشت و با اصرار چند مقام فوتبالي، از سياهه ممنوع الفعاليتهاي فوتبال درآمد. يكي ديگر مردي كه امروز مديررسانهاي تيم ملي شده و در رزومه كارياش هرگز نمونهاي اين چنيني وجود نداشته. مردي كه در زمان دور ماندن از تيم ملي و فدراسيون فوتبال، تندترين انتقادات را به فدراسيون كفاشيان از تريبون رسانه ملي داشت و بارها و بارها از وزارت ورزش و سازمان وقت تربيت بدني خواست با ورود به كار فدراسيون، حتي رئيس را عزل كنند، حالا به واسطه همان انتقادات تند و بيپروا به مقامي كه ميخواسته رسيده و سعي ميكند تمام رسانهها را در ذهن كرش به بدترين شكل ممكن تصويرسازي كند. مدير رسانهاي تيم ملي در حقيقت طي ماههاي اخير چنان فضاي مسمومي را براي كرش ساخته كه سرمربي تيم ملي به خودش اجازه همنشيني با اصحاب رسانه به جز يك بار در اول تمرينات را نميدهد. آيا نقش واقعي مديررسانهاي تيم ملي همين است؟ به تعامل كرش با رسانهها و حتي همكارانش نگاهي بيندازيد تا متوجه سمپاشيهاي همكاران ايراني او در تيم ملي شويد. مصاحبه كرش عليه رسانهها و انتقادات مداوم او از مربيان ايراني، محصول همين سياه نماييهاي دستياران و مدير رسانهاي تيم ملي است و بس!
كفاشيان و دوستاني كه در فدراسيون فوتبال با اولين انتقاد، پست بخشي ميكنند، آيا به عواقب تصميمات خود نگاهي كردهاند؟ اين كوچكترين عاقبت اين پست بخشيهاي آقايان است. عواقب ديگري هم در كار خواهد بود...