
تهران، جايگاه سوخت گاز مايع ميخواهد. در دنياي امروزي استفاده از سوختهايي كه از آلايندگي نسبي كمتر و نيروي محركه بيشتري برخوردارند، در دستور كار توليدكنندگان وسايل نقليه قرار دارد. در همين راستا اتومبيلهايي كه سوخت آنها گاز مايع است، از توليدات موفق كارخانجات اتومبيل بهحساب ميآيند.
آلايندگي كمتر نسبت به بنزين، هزينه نسبي مناسب، حفظ تقريبي قدرت موتور در حد موتور بنزيني و امنيت بالاتر، از مزيتهاي بارز سوخت گاز مايع به اتومبيلهايي است كه كپسول ال پي جي دارند.
اين در حاليست كه طي سالهاي اخير به رغم اينكه اتومبيلهايي با مزيت فعاليت با گاز مايع در كشور به بازار راه يافتهاند، اما هيچ جايگاه رسمي و قانوني براي سوختگيري اين اتومبيلها درنظر گرفته نشده است. همين امر هم موجب پديدار شدن مكانهايي بسيار پرمخاطره براي سوختگيري اين اتومبيلها شده است.
يكي از اين مكانهاي زيرزميني در غرب تهران و حوالي محله فرحزاد قرار دارد كه از پررفت و آمدترين محلات تهران است و جزو تفرجگاههاي پايتخت محسوب ميشود. پاركينگي بسيار بزرگ كه در بدو ورود به آن اتومبيلهايي كه صندوق عقب خود را بالا زدهاند و با سيلندرهاي گاز خانگي حاوي گاز مايع در حال سوختگيري هستند، جلب توجه ميكنند.
وقتي چند قدمي جلوتر ميرويم، انباري كوچك كه سيلندرهاي گاز خانگي درآن پهلو به پهلو روي هم قرار گرفتهاند ، در برابر چشم نمايان ميشود.
قدرت انفجار احتمالي در اين انبار كه در آن كپسولهاي گاز مايع بسان گونيهاي سيب زميني و به شكلي كاملاً غير اصولي به روي هم تلنبار شدهاند، براي به آسمان فرستادن دو فرحزاد كافي است. چنانكه انفجار دو سال پيش يكي از همين سيلندرهاي گاز خانگي حاوي گاز مايع هنگام سوختگيري اتومبيل در ايلام، مجموعاً ۱۴ كشته و زخمي بر جاي گذاشت.
تنها يك كارگر در كنار اين انبار نشسته كه ميگويد مسئول فروش است. از گفتههايش ميتوان دريافت كه تا به حال كسي مزاحم فعاليت پاركينگ نشده است.
كمي آن طرفتر با مشتريان پاركينگ كه سيلندرهاي گاز خانگي مالامال از گاز مايع را برگرداندهاند و مشغول انتقال محتواي سيلندر به داخل كپسول اتومبيلشان هستند، درباره مخاطرات اين عمل سخن ميگوييم، همه اين نكته را قبول دارند اما پاسخشان يكي است: «مگر راه ديگري هم هست؟حتي يك جايگاه سوخت گاز مايع هم در پايتخت نداريم، چاره چيست؟»
مانند اين مناظر را در حوالي ميدان شوش و در پاركينگي با همين مشخصات ميتوان جست. اين پاركينگها براي پايتخت در حكم انبارهاي بمبي هستند كه هر لحظه آماده انفجارند. اما سؤال اينجاست كه آيا نبايد قبل از صدور مجوز براي توليد وعرضه به بازار اتومبيل هايي كه سوخت آنها گاز مايع است، ابتدا فكري به حال جايگاه سوختگيري آنها شود؟ و ديگر اينكه آيا زمان مهار اين انبارهاي بمبي با ايجاد جايگاههاي سوخت گاز مايع فرا نرسيده است؟