کد خبر: 485065
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۷:۱۸
صرف‌نظر از نقش اساسي پديده ارتباطات نوين رسانه‌اي، بايد اين واقعيت را بپذيريم كه در يك نگرش درون رسانه‌اي، اساساً هر فن ارتباطي در ايجاد اميدها و ترس و وحشت‌ها يا بدبيني‌ها مؤثر مي‌باشد كه اين تاثيرگذاري با واقعيت فرآيند اجتماعي شدن آنها سازگار است. 

اگر اين پديده نوين با بي‌تعهدي در نقش و فلسفه وجودي و رسالت كاري رسانه همراه باشد، چه بسا مشكلاتي را براي جامعه‌اي كه به نيت اطلاع رساني در آن فعاليت مي‌شود، فراهم نمايد. 

اينجاست كه مفهوم رسالت رسانه‌اي معنا پيدا مي‌كند و اينكه آيا رسانه با توجه با كاركرد واقعي و لحاظ كردن منافع ملي فعاليت مي‌كند يا در راستاي بدبيني جامعه و زير سؤال بردن منافع ملي گام بر مي‌دارد. از همين روست كه در جهان امروز، تهاجم رسانه‌اي در دو حوزه داخلي و خارجي نمود پيدا كرده است. در حوزه خارجي قدرت سلطه‌گر مي‌كوشد با استفاده از زير‌ساخت‌هاي ملي و بين‌المللي موجود و برنامه‌ها و سياست‌هاي بسيار دقيق اقتصادي، سياسي، فرهنگي و حتي نظامي، از فرآورده‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي، براي وصول به اهداف خود و تغيير محيط رواني و اجتماعي نظام‌هاي مورد نظر استفاده كند و در حوزه داخلي نيز با تأثيرگذاري بر افكار عمومي داخلي درصدد فراهم كردن بستر براي اقدام فراملي و بين‌المللي است كه در آن شرايط، چه بسا اقدامات طراحي شده در سطح بين‌المللي قابل تحقق باشد. 

در تبليغات رسانه‌اي و پوشش خبري اجلاس غير‌متعهدها در تهران شاهد دو نوع فعاليت بوديم؛ در يكسو، رسانه‌هاي خارجي به ويژه رسانه‌هاي غربي درصدد تخريب چهره ايران اسلامي در آستانه برگزاري اجلاس تهران برآمدند تا اولاً اجلاس تهران يا برگزار نشود يا در صورت برگزاري، با كمترين رونق سياسي و برد تبليغاتي مواجه باشد و در ثاني با زير سؤال بردن دستاوردهاي آن، مانع تاثيرگذاري اين اجلاس در نزد افكار عمومي جهان در شرايطي كه ملت‌ها براي رهايي از يوغ نظام سلطه خيز برداشته‌اند، گردد.
 
بنگاه تبليغاتي غرب در اين مدت همه انرژي خود را صرف كرد تا اين رخداد بزرگ بين‌المللي با چالش جدي مواجه شود كه با توجه به شناخت از ماهيت نظام سلطه، چنين رفتاري پيش‌بيني مي‌شد و اقدامات آنها دور از انتظار نبود، اما نكته اساسي اينجاست كه چرا برخي رسانه‌هاي داخلي با وجود آنكه اهميت اجلاس تهران براي آنها كاملاً شناخته شده بود، در پازل تبليغاتي دشمنان بازي كردند و كمرنگ كردن چنين رخداد بزرگ بين‌المللي را در دستور كار خود قرار دادند. براي تنوير افكار عمومي تنها به نمونه‌هايي از برخي اقدامات رسانه‌هاي مكتوب جبهه اصلاحات اشاره مي‌شود تا همگان بر وفاداري اين جريان رسانه‌اي به آرمان‌ها و لحاظ كردن چارچوب منافع ملي پي ببرند: 

۱- پيش از برگزاري اجلاس، به رغم تلاشي كه مسئولان نظام براي برپايي با شكوه اجلاس تهران انجام مي‌دادند، روزنامه‌هاي شرق و اعتماد با انجام مصاحبه‌هاي جهت‌دار و يادداشت‌هاي انتقادي مبني بر اينكه با وجود فرصت كم به زمان برگزاري اجلاس، هنوز ايران از لحاظ محيطي آمادگي لازم را براي برگزاري اجلاس با اين حجم مدعو نداشته و نگراني‌ها در اين زمينه زياد است، سعي داشتند همسو با رسانه‌هاي غرب و دنياي استكبار، نوعي دلسردي و نااميدي را براي شركت‌كنندگان فراهم كنند و اهميت چنين اجلاسي را در نزد افكار عمومي داخل كمرنگ جلوه دهند.
تيترهاي انتخاب شده براي پوشش خبري اجلاس يا حتي برجسته كردن اخبار جانبي كه صحت و سقم آنها جاي ترديد داشت، از جمله اقداماتي بود كه روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب بر آن تأكيد داشتند. مثلاً در آستانه اجلاس و با توجه به حساسيت موضوع هسته‌اي ايران آن هم در آستانه برگزاري نشست شوراي حكام سازمان انرژي اتمي همزمان با برگزاري اجلاس جنبش عدم تعهدها در تهران، يكباره خبري با اين تيتر كه هنوز تصميمي براي غني‌سازي ۶۰ درصد گرفته نشده است، بر روي صفحه اول اين روزنامه‌ها نقش بست كه مي‌توانست اين خبر، حاشيه‌هاي بزرگي را در آستانه برگزاري اجلاس تهران فراهم نمايد. 

۲- با پايان اجلاس تهران، شنبه تيتر يك روزنامه شرق «پايان نم در تهران» با رو تيتر «رياست ايران بر جنبش عدم تعهد آغاز شد» انتخاب گرديد تا شايد اين رسانه توانسته باشد در راستاي رسالت خويش به صاحبان قدرت‌هاي جهاني كه مخالف برگزاري اجلاس تهران و رياست ايران بر ۱۲۰ عضو اين جنبش بودند، خدمت خويش را تمام كرده باشد. هر تحليلگر سياسي كم‌اطلاعي مي‌توانست بفهمد انتخاب تيتر پايان نم در تهران آن هم با آن رو تيتر انتخاب شده، با هدف خاصي صورت گرفته و رسانه مورد نظر قصد داشته با اين تيتر و روتيتر، القا كند كه با رياست ايران بر جنبش عدم تعهدها براي يك دوره سه ساله، بايد جامعه جهاني و اعضاي اين جنبش انتظارات خود را از كاركرد اين جنبش تمام شده تلقي كنند و از اين پس اعضا بايد شاهد روند قهقرايي جنبش باشند. 

۳- سه روز پس از اجلاس تهران، ماجراي ترجمه سخنان محمد مرسي در اجلاس آن هم توسط مترجم شبكه اول سيما، محور خبري و تحليلي روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب قرار مي‌گيرد و روزنامه‌هاي شرق، اعتماد، روابط عمومي و. . . به صورت هماهنگ تيتر يك روزنامه‌هاي خود را به اين امر اختصاص مي‌دهند كه مترجم به جاي كلمه سوريه از بحرين استفاده كرده و سخنان مرسي در اجلاس با هدف خاص، وارونه ترجمه شده است و همين اقدام دستاويز رسانه‌هاي خارجي قرار مي‌گيرد تا عقده‌هاي چند روزه خود را فرو ريزند تا شايد مرهمي باشد براي شكست‌هاي پي در پي رسانه‌اي آنها كه قبل و در زمان برگزاري اجلاس تهران متحمل شده بودند. قطعاً از روزنامه‌هاي ها‌آرتص و معاريوي رژيم صهيونيستي كه دو هفته قبل از اجلاس تهران با تهديد نظامي عليه ايران سعي داشتند از حضور كشورهاي عضو جنبش ممانعت به عمل آورند و پس از ناكارآمدي اين سناريو، به دنبال گزينه‌هاي ديگر براي كمرنگ كردن اجلاس تهران بودند، انتظار چنين رفتارهاي خصمانه‌اي مي‌رفت، ولي در رسانه‌هايي كه در راستاي رسالت رسانه‌اي خويش در چارچوب ايران اسلامي فعاليت مي‌كنند و مدعي لحاظ كردن منافع و امنيت ملي كشور هستند، بعيد به نظر مي‌رسيد در مواجهه با يك اتفاق از جنس اشتباهي كه در ترجمه سخنان يك مقام سياسي خارجي افتاد يا به فرض غلط، تعمد در چنين ترجمه‌اي، همه تلاش خويش را مصروف كنند تا توجيه‌گر شكست‌هاي تبليغاتي و رسانه‌اي دنياي استكبار باشند. 

دوستان رسانه‌اي ما در جبهه مخالف نبايد فراموش كنند همه ما در سرزميني زندگي مي‌كنيم كه عزت و سربلندي آن موجب سربلندي همه گروه‌ها از هر طيف و سليقه‌اي است و خداي نكرده ذلت و سرافكندگي آن نيز موجب سرافكندگي هم ما و خرسندي دشمنان اين ملت و آب و خاك خواهد بود. نگارنده بر اين اعتقاد است تفاوت نمي‌كند كه چه كسي سكان اجرايي اين كشور را بر عهده دارد، مهم آن است اگر اين نظام حركت‌هاي اميدبخش و عزت‌آفريني را انجام مي‌دهد، همه خود را موظف به حمايت از آن بدانيم و بالاي شاخ ننشسته و بُن ببريم كه در اين صورت ظلم بزرگي را به اين ملت و سرزمين روا داشته‌ايم. بنابراين اصول لايتغيري در هر نظام سياسي با توجه به منافع و امنيت ملي وجود دارد كه همه براي رعايت آن مكلفيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار