
جوان: در دوران طاغوت رژيم براي سرگرم كردن مردم به خودشان بهويژه جوانان و مهار و تغيير نگرشهاي ديني در آنها افكار باستانگرايي را در كشور نهادينه كرد و با استفاده از جهل عمومي نسبت به تاريخ، اقدام به تاريخسازي و ايجاد شبهات در زمينه فتح ايران و عملكرد اسلام در ايران نمود اما همين شاه ملعون كه در جملهاي معروفي ميگفت: «كوروش تو بخواب ما بيداريم. » و دم از ايرانيخواهي و مليگرايي ميزد با ذلت به غير از حراج سرمايههاي با ارزش كشور به غربيها، بخشي از خاك كشورمان؛ يعني بحرين را بدون اينكه خوني از دماغ كسي ريخته شود را از دست داد.
در دوران پهلوي چنان مسئله باستانگرايي شدت داشت كه ايدئولوژي و تفكرات باستاني را بنيان نهاده بودند، يكي از منابع مهم تاريخي در اين رابطه كتاب «دو قرن سكوت» زرينكوب است كه استاد رجبي دواني در اينباره ميگويد: زرينكوب در كتاب «دو قرن سكوت» تحت جو بسيار شديد ناسيوناليستي افراطي بيارزش در دوران پهلوي قرار گرفته بود و ميخواست مسلمانان را به عنوان كساني كه چراغ فرهنگ و تمدن ايران را خاموش كردهاند و دو قرن در ايران علم و فرهنگ و تمدن محو شد جلوه بدهد، لذا حتي به اقوال دروغين و ضعيف رجوع داشت البته در آثار بعدي از آن نظر اولش برگشت و آن نوشتهها را رد كرد.» اخيراً دوباره پروژه باستانگرايي و ضديت با اسلام به جرم حمله اعراب به تاريخ ۲۵۰۰ساله با شدت و حدت زيادي دنبال ميشود، در اين ميان شبكههاي ماهوارهاي و اجتماعي مجازي به انحاي گوناگون آتش آن را تندتر ميكنند.
در واقع اين شبكهها ابزار سياستهاي ضداسلامي هستند كه براي منافع انتفاعي خودشان ازاين آب گلآلود بهره ميبرند و با كمال تأسف در عرصه تاريخ معاصر به رغم توصيههاي امام خامنهاي، سكوتهاي معنادارسازمانها و نهادهايي كه با بودجه بيتالمال ارتزاق ميكنند و حاضر نيستند تا بهصورت عالمانه به افشاي جنايات پهلوي بپردازند يا اينكه نميدانند چگونه بايد وارد عمل شوند، همين باعث شده تا نوجوانان و جوانان امروزي بر اثر عدم آگاهي و شناخت به مسائل باستانگرايي بيشتر از اسلام و تدين بها بدهند؛ در حالي كه فرهنگ اسلامي و شيعي به قدري محكم و متقن است كه به راحتي ميتوان با آنها بر تمام جعليات ساختگي خط بطلان كشيد اما آقايان در اين قضيه اقدامي نميكنند يا راه مقابله با آن را نميدانند و دست روي دست گذاشتهاند تا دشمن بر ذهن و فكر نسل كنوني انقلاب رخنه كند.
متأسفانه اين سكوت ريشه تاريخي دارد، تنها معدود شخصيتهاي آگاه و دلسوزي بوده و هستند كه توانستهاند جنايات پهلوي را بر مردم آشكار كنند. درآن زمان شهيد مطهري همچون عمار بيمحابا به بيان حقيقت پرداخت و كتاب «خدمات متقابل ايران واسلام» را در ميان شيطنتهاي عوامل داخلي و خارجي منتشر كرد. او تنها كسي بود كه در اوج قدرتنمايي پهلوي توانست مقابل اين ياوهگوييها و دروغپردازيها بايستد. شايد عظمت اين شهيد بزرگوار در همين باشد كه يك تنه و بدون در نظر گرفتن عواقب كار و مصلحتانديشي كتاب «خدمات متقابل ايرانيان و اسلام» را نوشت؛ كتابيكه حقايق زيادي را برحقجويان روشن ميكرد اما از آن تاريخ به بعد و پس ازشهيد مطهري در اين عرصه چندان كاري نشد. همين كه كتابهاي ايشان بعد از سالها هنوز تازگي دارد و مهمترين مرجع براي رفع شبهات محسوب ميشود دال بر اين مدعاست كه دچار كمكاري زيادي دراين حوزه حساس و مهم هستيم.
اخيراً هم ناصر پيرپيرايه باستانشناس و محققي است كه به رغم هجمههاي داخلي و خارجي به افشاي حقايق تاريخي در دوران پهلوي در قالب مستند ۱۵ آيتمي با كمك تيمي از محققان پرداخته است؛ كاري قابل توجه و بيبديل كه بايد براي روشنگري نسل حاضر ازآن بيشتر گفته شود؛ چراكه امروز چه بخواهيم و چه نخواهيم مسئله باستانگرايي از ابزارهاي جنگ نرم در مقابل اسلام و تشيع شده است به شكلي كه مطابق با نظريه «ارتباط جادويي»، با تكرار نمادها و شعارهاي ساختگي تودههاي وسيع انساني را شرطي ميكنند بهگونهاي كمكم جعليات باورش ميشود و با توجه به اينكه مخاطبان نوجوان و جوان اكثراً مشكل هويتي دارند با اين جعليات ذهن خودشان را پر ميكنند؛ البته اين سير تا اندازهاي طبيعي است زيرا تا زمانيكه نتوانيم خلأ هويتي و اعتقادي آنان را درست و مطلوب پركنيم به اين معضل گرفتار خواهيم بود يعني وقتي ائمه معصومان و بزرگان تشيع را به آنها نشناسانيم اين وضع نيز باقي است چنانچه پدراستاد ازغدي هم ميگويد: «تازمانيكه نهادهايي چون آستان قدس رضوي با بودجههاي عظيم به جاي معرفي مكتب اهل بيت، ثقلين و معارف آن به جمعآوري و افتخارات كاسه و كوزه پادشاهان گذشته بپردازند، همين آش است و همين كاسه؛ تا زمانيكه چنين سازمانهايي بهجاي معرفي امامان كار را به آنجا برسانند كه بودجه بيتالمال را هرز بدهند، همين وضع حاكم است.»