کد خبر: 484626
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۵

جوان: دي ماه سال ۸۹ پسر جواني به مأموران پليس مراجعه كرد و گفت پدرش كه مرد پولداري است از دفتر كارش در خيابان آيت الله كاشاني خارج شده اما به خانه برنگشته و گوشي تلفن همراهش نيز خاموش است. بعد از طرح اين شكايت مأموران تحقيقات خود را براي يافتن مرد ۶۵ ساله آغاز كردند و شماره پلاك خودروي اپتيماي او نيز در اختيار گشت‌هاي پليس در سراسر كشور قرار گرفت تا اينكه ۱۳ روز بعد مأموران پليس فرودگاه مهرآباد هنگام گشت‌زني خودروي مورد نظر را در پاركينگ پيدا كرده و بعد از گشودن در صندوق عقب آن با جسد بهرام در حالي كه با پارچه‌اي به دور گردنش خفه شده بود، روبه‌رو شدند. بعد از حضور تيم جنايي به سرپرستي بازپرس كشيك قتل، جسد براي تعيين علت مرگ به پزشكي قانوني فرستاده شد. 

با آغاز تحقيقات مشخص شد كه بهرام سه زن دارد. در بررسي‌هاي بعدي فرزندان مقتول انگشت اتهام قتل را به سوي همسر سوم پدرشان نشانه رفته و او را به دست داشتن در قتل پدرشان متهم كردند. آنها به مأموران گفتند ريحانه همواره با پدرمان دعوا مي‌كرد و به خاطر مطالبه مهريه‌اش از پدرمان شكايت كرده بود. بنابراين ريحانه ۴۰ ساله بازداشت و مورد بازجويي قرار گرفت. او اتهام خودش را انكار كرد و گفت: من ۱۰ سال قبل با بهرام ازدواج كردم. 

او مرد سخت‌گيري بود و مدام من را كتك مي‌زد اما نقشي در قتل او نداشتم. در شاخه ديگري از تجسس‌ها مأموران به رد يابي تماس‌هاي تلفني ريحانه پرداخته و متوجه شدند بهرام آخرين بار در خانه ريحانه بوده است. بنابراين زن ميانسال بار ديگر تحت بازجويي‌هاي فني قرار گرفت. ريحانه در توضيح ماجراي قتل شوهرش گفت: چهار ماه قبل به همراه شوهرم براي تفريح به منطقه آتشگاه رفتم. آنجا بود كه دوباره با هم مشاجره كرديم. وقتي دعواي ما بالا گرفت، بهرام مي‌خواست من را از كوه به پايين پرتاب كند اما من شروع به جيغ و داد كردم. همان لحظه پسر جواني كه در آن حوالي بود به كمك من آمد و بهرام بعد از ديدن او فرار كرد. 

آن پسر كه مجيد نام داشت من را به كلانتري در آن نزديكي برد و من آنجا از دست شوهرم شكايت كردم. بعد از آن مجيد چند بار با من تماس گرفت و من را به خانه‌شان دعوت كرد تا اينكه هنگام رفت و آمد به خانه‌شان با برادرش كه رضا نام دارد، آشنا شدم. رضا وقتي از ماجراي اختلاف من با شوهرم خبردار شد به من قول داد براي طلاق از شوهرم به من كمك كند. شب حادثه رضا به خانه ما آمد تا با بهرام حرف بزند و او را راضي كند تا من را طلاق بدهد. من به اتاق خودم رفتم و رضا با شوهرم مشغول حرف زدن بود. صبح كه از خواب بيدار شدم فهميدم كه رضا و شوهرم در خانه نيستند. با رضا تماس گرفتم او گفت كه شوهرم را كشته است. من ترسيدم و به او گفتم براي چه شوهرم را كشته است. رضا من را تهديد كرد و گفت اگر درباره اين ماجرا با كسي حرف بزنم من را هم مي‌كشد. بعد مجيد به ديدنم آمد و از من خواست با او ازدواج كنم. مأموران سپس به رد يابي دو برادر – مجيد و رضا – پرداختند و متوجه شدند آنها بعد از دستگيري ريحانه متواري شده‌اند. 

سرانجام يك ماه بعد از حادثه مجيد ۲۵ ساله بازداشت شد. او در توضيح ماجرا به مأموران گفت: چند ماه پيش با دوستانم براي تفريح به آتشگاه كرج رفته بودم كه متوجه صداي شيون زن جواني شدم. فهميدم مردي قصد دارد زن جواني را از بالاي كوه پايين بيندازد. وقتي به كمك زن جوان رفتم آن مرد از ترس فرار كرد و من هم ريحانه را به كلانتري بردم و حتي در دادگاه براي دفاع از ريحانه به عنوان شاهد حاضر شدم. متهم ادامه داد: از آن به بعد ارتباط من و ريحانه شروع شد تا اينكه ريحانه به من پيشنهاد ازدواج داد. از آنجا كه برادرم - رضا- در جريان مشكلات ريحانه با شوهرش قرار داشت، گفت دو نفر از دوستانش به نام‌هاي مهدي و علي را به سراغ بهرام مي‌فرستد تا او را راضي كند ريحانه را طلاق دهد. متهم ادامه داد: مدتي قبل وقتي در خانه خواب بودم مهدي و علي با من تماس گرفتند و گفتند بهرام را به قتل رسانده‌اند. 

آنها ديگر به تماس‌هاي من جواب ندادند و از آنها خبر ندارم. مأموران سرانجام دو ماه بعد از حادثه رضا را هم باز‌داشت كردند. او در اولين بازجويي با اقرار به قتل جزئيات حادثه را تشريح كرد. رضا ۳۲ساله معروف به رضا يه كت به مأموران گفت: چند ماه قبل از حادثه از طريق برادرم مجيد با ريحانه آشنا شدم. ريحانه مدام از مشكلات خودش با بهرام حرف مي‌زد تا اينكه يك روز گفت مي‌خواهد از شوهرش انتقام بگيرد و از من خواست آدمكش برايش اجير كنم و گفت به هر آدمكش ۴۰ ميليون تومان پول مي‌دهد. من هم ماجرا را براي دو نفر از دوستانم به نام مهدي و علي بازگو كردم و آنها قبول كردند در قبال گرفتن پول بيشتري بهرام را به قتل برسانند. بنابر اين مطابق نقشه‌اي كه ريحانه طراحي كرده بود ۲۳ دي ماه ريحانه با من تماس گرفت و گفت بهرام قصد دارد امشب به خانه‌اش بيايد. بنابراين به همراه مهدي، علي و برادرم نزديك خانه ريحانه داخل ماشين كمين كرديم تا اينكه ساعت ۱۲ شب بهرام وارد خانه ريحانه شد. 

سحرگاه ريحانه با من تماس گرفت و در خانه را براي ورود ما به خانه باز كرد و ما وارد خانه شديم و پشت مبل‌ها منتظر فرمان ريحانه شديم تا بهرام را به قتل برسانيم. بعد هم با اشاره ريحانه وارد اتاق خواب شديم. من فوراً دستانم را جلوي دهان بهرام گذاشتم. علي دست‌هايش را گرفت و مهدي هم پايش نگه داشت و من آنقدر گلوي او را فشار دادم تا فوت كرد. متهم ادامه داد: صبح روز بعد وقتي بچه‌ها به مدرسه رفتند با شيشه پاك‌كن آثار جرم را پاك كرديم و با مجيد جسد را در صندوق عقب اپتيما گذاشتيم و به پيشنهاد ريحانه به سمت فرودگاه مهر آباد حركت كرديم و ماشين را آنجا رها كرديم.
بعد از اعتراف رضا، مهدي ۲۷ ساله هم دستگير شد. او اما اتهام خودش را انكار كرد و گفت: ۱۰ روز قبل از قتل رضا با من تماس گرفت و گفت مردي مزاحم همسر برادرش مي‌شود. او از من خواست مرد مزاحم را كتك بزنيم اما قرار نبود كسي را به قتل برسانيم. شب حادثه هم براي زدن بهرام وارد خانه‌اش شديم. من پاهاي بهرام را نگه داشته بودم و علي هم دست هايش را نگه داشته بود تا رضا او را كتك بزند اما به طور ناگهاني در عمل انجام شده قرار گرفتيم و رضا بهرام را به قتل رساند و گفت منتظر چنين لحظه‌اي بوده است. همان جا بود كه فهميدم رضا ما را فريب داده است. بعد از قتل هم سه چك پول ۵۰ هزار توماني از جيب مقتول برداشتيم و بعد از گذاشتن جسد در اپتيما، آن را در فرودگاه رها كرديم. هنگام برگشت قرار شد رضا به من و علي ۲۰۰ ميليون تومان پول بدهد اما ديگر از او و ريحانه خبري نشد. 

سرانجام آخرين متهم پرونده – علي ـ شش ماه بعد از حادثه خودش را به اداره مبارزه با جرايم جنايي كرج معرفي كرد. علي ۲۶ ساله در شعبه بازپرسي اظهاراتي شبيه به مهدي را بيان كرد و گفت: براي حل مسئله ناموسي به همراه بقيه وارد خانه شدم و از سناريو‌ي قتل طراحي شده توسط رضا و ريحانه خبر نداشتم. بنابر اين با روشن شدن ابعاد پرونده، مجيد هم كه در ابتدا منكر هر گونه اطلاع در نحوه به قتل رسيدن همسر ريحانه شده بود، اعتراف كرد كه برادرش مرحوم را به قتل رسانده است. با تكميل شدن تحقيقات و انجام مراحل قانوني در دادسرا كيفر خواست براي پنج متهم صادر و پرونده براي رسيدگي و صدور رأي به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد. 

دادگاه
بعد از اينكه قاضي هدايت رنجبر، رئيس شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز رسميت جلسه را اعلام كرد، دهقاني نماينده دادستان كرج در جايگاه ايستاد و از كيفر خواست دفاع كرد. او براي رضا به اتهام به مباشرت در قتل عمدي بهرام و مخفي نمودن جسد و براي مجيد، مهدي، علي و ريحانه به اتهام معانت در قتل و مخفي نمودن جسد درخواست مجازات قانوني كرد. بعد از اينكه اولياي دم درخواست قصاص كردند رضا در جايگاه ايستاد و اتهام‌هاي خودش را قبول كرد. او گفت: ما با قرار قبلي وارد خانه شده بوديم، من به مهدي و علي گفته بودم در صورت كشتن بهرام قرار است ريحانه به هر نفر ۵۰ ميليون تومان پول بدهد. با كمك ريحانه نقشه قتل را برنامه‌ريزي كرده بودم و همه مي‌دانستند براي كشتن بهرام پا به خانه گذاشته‌اند. بنابراين مطابق نقشه با مهدي و علي وارد اتاق خواب بهرام شديم، سپس مهدي پاهاي بهرام را گرفت و علي هم دست هايش را نگه داشت و من با پتويي كه روي مقتول بود دهان و بيني او را گرفتم و خفه‌اش كردم. قاضي از متهم پرسيد آيا قبل از حادثه پولي هم دريافت كرده بوديد؟ متهم جواب داد: خير. بعد از وقوع قتل خودروي ديگر مرحوم كه پژو ۲۰۶ بود را فروختم و ۳ميليون تومان به علي و۴ ميليون تومان هم به مهدي دادم و ۳ميليون تومان هم خودم برداشتم. 

سپس ريحانه در جايگاه ايستاد. او اتهام معاونت در قتل عمدي شوهرش را نپذيرفت و به دادگاه گفت، من هيچ آشنايي با متهمان نداشتم و رضا، مهدي و علي بدون هماهنگي با من وارد خانه شدند. وقتي وارد خانه‌ام شدند، شوهرم خواب بود. مجيد متهم ديگر پرونده در حالي كه گريه مي‌كرد رو به خانواده مقتول كرد و گفت قاتل اصلي ريحانه است. او نقشه قتل را طراحي و ما را وادار به انجام قتل كرد.
مجيد هم اتهام‌هاي خودش را پذيرفت و از اولياي دم تقاضاي بخشش كرد. سپس مهدي در جايگاه ايستاد و گفت: اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم، من آدم سرمايه‌داري هستم و نيازي به اين پول‌ها نداشتم و قرار هم نبود چيزي بگيرم. ساعت ۴ صبح وارد خانه شديم و ريحانه در را برايمان باز كرد، چند دقيقه بعد با اشاره ريحانه وارد اتاق خواب شديم. همان لحظه بهرام بيهوش روي تخت افتاده بود و زماني كه من روي پاي او نشستم هيچ واكنشي از خودش نشان نداد. علي هم اتهام خودش را انكار كرد و به دادگاه گفت: ما براي قتل آنجا نرفته بوديم و رضا به ما گفته بود موضوع ناموسي است و بهرام مزاحم همسر برادرش مي‌شود ساعت ۱۲ شب مقابل خانه ريحانه رسيديم و ساعت ۴صبح بعد از اينكه ريحانه با رضا تماس گرفت وارد خانه او شديم. متهم ادامه داد: رضا قبلاً به ما گفته بود اين خانه برادرم است و بعد از ورود به خانه وقتي صداي مرحوم را شنيدم كه به ريحانه گفت بيا داخل اتاق، تازه متوجه شدم كه ريحانه و بهرام زن و شوهر هستند، سپس من خواستم از خانه خارج شوم ولي رضا اجازه نداد، زماني كه من دستان مرحوم را گرفتم، تكاني نخورد و قبل از آن فوت كرده بود. سپس قاضي رنجبر بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان و وكلاي مدافع آنها با اعضاي دادگاه موسويان، كياپاشا، غلامي و بصير نيا وارد شور شد و رضا را به اعدام و ساير متهمان پرونده را به حبس محكوم كرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار